اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

متن جلسه هشتاد و دوم سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه مطلب ویژه


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

گناهکاران گوناگونی در روز قیامت وجود دارد که از همه ایشان شفاعت نمی شود، بلکه از کسی شفاعت می شود که افکار و اعتقاداتش در مسیر صحیح و درست باشد و خدا از دین و عقاید او راضی باشد.
خلاصه مطلب

شفاعت
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین، اَلحَمدُلله الاوَّل بلا اول كان قبله و الاخر بلا اخر یكون بعدَهُ الذي بعد فلا يرى وقرب فشهد النجوى تبارك وتعالى ثم صلاه وسلام علي سيدنا ونبينا العبد الموید والرسول مسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(ص) وعلی اهل بیت الطيبين الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعنة الدائم علي معاندیهم و مخالفیهم الي قیام يوم الدين آمین رب العالمین.

جلسه هشتاد و دوم را در خدمت خواهران و برادران هستیم وجزء 22 را تلاوت کرده و تقدیم به حضرت هادی(ع) می نماییم.

نسبت دادن سعد و نحص به ایام تنها براساس روایات است
امام هادی(ع) فرمودند: حسن‌بن مسعود نقل می‌کند، خدمت امام هادی علی‌بن محمد (ع) رسیدم. آن روز انگشتم ضربه دیده بود، با سواری تصادف کرده بودم و به دوشم آسیب رسیده بود، درجنجال و ازدحامی وارد شده و لباسهایم را پاره کرده بودند. گفتم خدا شر تو روز را از سر من کوتاه کند، عجب روز شومی هستی. حضرت فرمود تو هم این حرف را می‌زنی؟ با اینکه با ما رفت و آمد داری؟ گناه خود را به گردن بی‌گناهی می‌افکنی؟ حسن‌بن مسعود می‌گوید، با شنیدن این جمله عقل به سرم بازگشت و فهمیدم اشتباه کردم. گفتم مولای من استغفرالله. فرمود: حُسن گناه روزها چیست که شما هروقت به مکافات اعمال خود می‌رسید به آنها دشنام می‌دهید. گفتم یابن‌رسول‌الله برای همیشه استغفار می‌کنم و این توبة من است. فرمود به خدا این دشنام‌ها سودتان نبخشد و خدا بر مذمت بی‌تقصیرها مجازاتتان می‌کند. (یعنی اینکه شما مکافات عمل خودت را می‌بینی ولی به روز ناسزا می‌گویی، خدا برای این مجازاتت می‌کند). حسن مگر نمی‌دانی ثواب و عقاب و مکافات عمل در دنیا و آخرت به دست خداست! گفتم چرا مولای من فرمود دیگر تکرار نکن و برای روزها نقشی در حکم خدا قائل مشو. گفتم به چشم مولای من.
از این روایت متوجه می‌شویم که داستان سعد و نحص ایام اگر از طریق حضرات معصومین به ما گفته نشده باشد به هیچ‌وجه قابل قبول نیست، مثل سیزده‌بدر که عوام معتقدند سیزده روز نحصی است، ولی هیچ دلیل دینی‌ای در مورد آن نداریم. ممکن است روایتی داشته باشیم که ماه صفر ماه سنگینی است و صدقه دهید ولی باز هم اجازه نداریم بد و بیراه بگوییم.


کلیه اسباب زندگی مسبب رساندن رحمت خدا به خلق
مبحث امشب پیرامون شفاعت است و بیشتر مطالب نیز  در مورد پاسخ به شبهاتی که وهابیت ایجاد کرده است.
شیعه قائل به این است که ائمه معصومین(ع) در قیامت از ما شفاعت خواهند کرد.
شفاعت در لغت؛
شفع و شفاعت هر دو مصدراند بمعنى منضم كردن چيزى بچيزى. (ضميمه شدن چيزى را به چيزى شفع گفته‏اند.) راغب گويد «الشّفع: ضمّ شى‏ء الى مثله/ شفاعت یعنی چیزی به مثل خودش ضمیمه شود» «وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ. وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ/ قسم بجفت و تك و قسم  بشب آنگاه كه ميرود (سوره فجر،‌آیه 3 و 4). شفع در اينجا اسم است بمعنى جفت. چنانكه وتر بمعنى تك است. شفع نماز دورکعتی و وتر نماز تک رکعتی است.
شفاعت در اصطلاح؛
شفاعت در اصطلاح به دو معنی آمده است؛ گاه به معنى تكوينى است، گاه به معنى تشريعى. شفاعت از جهت تكوينى يعنى اينكه كليه اسباب و وسايل زندگى نسبت به مسببات و رساندن رحمت خدا به خلق، واسطه و شفيع‏اند. (إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ... / روردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست ... (سوره یونس، آیه 3)» به طور مثال اگر گیاهی بخواهد رشد کند و بزرگ شود یکی از اسبابی که نیاز است و باید باشد آفتاب است. نور آفتاب، شفیع است چون گیاه به تنهایی قادر به رشد نیست و تنها در صورتی رشد می کند که نور آفتاب با آن جفت شود. این نوعی از شفاعت تکوینی است.
اما از جهت تشريع مى‏توان گفت: كليه اعمال و وسائل در جلب  رحمت و مغفرت خداوند، شفيع هستند. تا قرآن برای هدایت شفاعت انسان را نکند، یعنی با آن جفت نشود و از او هدایت نطلبد رشد نمی کند. انسان تا در دنیا با اعمال گوناگون مانند نماز،‌ روزه،‌ ولایت جفت نشود و اینها شفیع نشوند، قابلیت رشد و تکامل را ندارد.
شفاعت تشریعی یک بُعدش در دنیا است و بُعد دیگر آن در آخرت است، انسان در آخرت هم اگر بخواهد به مقامی برسد باید کسی شفاعت او را بکند.
آن تعریفی که ما در اصطلاح عامیانه از شفاعت داریم از معنی اصلی آن متفاوت است. در عالم یک موجود برای اینکه رشد کند نیاز به شفیع دارد. انسان برای اینکه به رشد معنوی برسد باید با دستورات قرآن،‌اهل بیت(ع)، نماز و ... جفت شود. اینها شفیع انسان هستند.

شفاعت برای انسان در دنیا رحمت و در آخرت مغفرت خدا است
در روز قیامت نیز انسان برای ورود به بهشت باید به مقامی برسد که مرتبه ای از کمال است، شفیع در اینجا نیز اعمالی است که به آن طرف برده شده مانند نماز، روزه،‌سایر عبادات و یکی از مهمترین آنها ولایت و محبت اهل بیت(ع) است و به تعبیر دیگر همانطور که خورشید، شفیع نهال است که به رشد و کمال برسد و رحمت خدا شامل حالش شود. انسان نیز در دنیا وقتی می خواهد به کمال برسد باید از طریق قرآن و اهل بیت(ع) باشد تا رحمت خدا شامل حالش شود. روز قیامت نیز شفیعانی لازم است تا به مغفرت خدا برسیم. مغفرت برای مومن باعث بالارفتن درجات وی می شود و برای کسی که گناهکار است موجب بخشایش گناهان وی می شود. شفیعیان در دنیا وسیله هایی هستند که ما را به رحمت خدا می رسانند و شفیعیان در قیامت ما را به مغفرت خدا می رسانند.
خداوند براى تكامل انسان، بايدها و نبايدهايى را در قالب دين تشريع كرده است و هر كس را كه از آنها سر پيچد، سزاوار كيفر دانسته است؛ امّا از روى رحمت بى‏پايان خويش براى بخشايش نافرمانان و گناهكاران، وسائطى برنهاده است(تا با استفاده از این وسلیه ها به رشد و رحمت و مغفرت برسد) تا- بنابر شرطهايى- آنان را ببخشايد و رحمت خويش را بر سرشان بگستراند. (برای اینکه به این رشد برسیم باید این وسائل که همان محبت و ولایت اهل بیت(ع) و دستورات قرآن است را کسب کنیم).

وهابیون در اوج بیسوادی با استناد به قرآن شفاعت را رد می کنند
خیلی از مشکلاتی که ما در شبهات دینی داریم این است که تعاریف ما از مباحث دینی اشتباه است.
انسان در دنیا وسائل و وسائطی دارد برای رسیدن به رشد و کمال و در قیامت هم برای بخشیدن گناهان و رسیدن به غفران الهی یک سری وسائطی هستند.
شفیعان در دنیا نیز مشخصند مانند، قرآن ، نماز، مسجد و ...، آیات فراوانی از قرآن هم در این زمینه وجود دارد.
مشکل اصلی ما با وهابیت بر سر این است که ایشان فکر می کنند که قرآن برای خودشان است و کسی دیگری حق ندارد از آن استفاده کند در حالی که شیعه شفاعت را با استناد به آیات قرآن اثبات می کند و این اوج بیسوادی آنان است که شفاعت را نفی می کنند.
در قرآن سه دسته آیات وجود دارد؛ 1ـ آیاتی که شفاعت را نفی می کند 2ـ‌آیاتی که شفاعت را منحصرا برای خدا می داند 3ـ آیاتی که موافق شفاعت هستند.
آیاتی که شفاعت را نفی می کنند؛
1ـ«وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ / و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند و نه از او شفاعتى پذيرفته، و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‏شود و نه يارى خواهند شد. (سوره بقره، آیه 48)»
2ـ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُون / اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى. و كافران خود ستمكارانند (سوره بقره، آیه 254)»
در این آیه اشاره می کند که خلیل بودن و برادری در روز قیامت نداریم پس چگونه قرآن می فرماید: «الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ / امروز همه دوستان با هم دشمنند الا پرهیزگاران (سوره زخرف، آیه 67)». در پاسخ باید گفت که در تفسیر قرآن نباید یک آیه مد نظر باشد بلکه باید همه آیات مربوط به آن موضوع را بررسی کرد. موضوع شفاعت باید در همه آیات بررسی شود.
آیاتی که شفاعت را فقط منحصر به خدا می داند؛
1ـ «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ / بگو شفاعت، يكسره از آنِ خداست. فرمانروايى آسمانها و زمين خاصّ اوست سپس به سوى او باز گردانيده مى‏شويد. (سوره زمر، آیه 44)»
«وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ /و به وسيله اين [قرآن‏] كسانى را كه بيم دارند كه به سوى پروردگارشان محشور شوند هشدار ده [چرا] كه غير او براى آنها يار و شفيعى نيست، باشد كه پروا كنند. (سوره انعام،‌آیه 51)»

شفاعت استقلالی نیست
آیاتی که موافق شفاعت هستند؛
1ـ «مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ... / كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند؟ ... (سوره بقره ، آیه 255)» از این آیه مشخص می شود که شفاعت وجود دارد ولی به اذن خداوند.
2 ـ«وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ / و شفاعتگرى در پيشگاه او سود نمى‏بخشد، مگر براى آن كس كه به وى اجازه دهد. (سوره سباء، آیه 23)»
3ـ «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً / در آن روز، شفاعت [به كسى‏] سود نبخشد، مگر كسى را كه [خداى‏] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد. (سوره طه،‌ایه 109)»
4ـ «لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً [آنان‏] اختيار شفاعت را ندارند، جز آن كس كه از جانب [خداى‏] رحمان پيمانى گرفته است. (سوره مریم،‌آیه 87)»
5ـ «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ / آنچه فراروى آنان و آنچه پشت سرشان است مى‏داند، و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد، شفاعت نمى‏كنند و خود از بيم او هراسانند. (سوره انبیاء، آیه 28)»
نتیجه گیری از دسته بندی این آیات، نشان دهنده این است که منظور از آیاتی که شفاعت را نفی می کند، شفاعت استقلالی است، یعنی مستقلا شفاعت را برای کسی قائل شویم. هیچ چیز در این دنیا استقلال ندارد. آیاتی که شفاعت را با اذن معرفی می کند ناظر بر رفتاری است که بت پرستان داشتند، ایشان شفاعتی برای بتهایشان قائل بودند، و معتقد بودند که این بتها آنان را در نزد خدا شفاعت می کنند.یک سری افرادی هستند که خدا به آنها اجازه می دهد و آنها شفاعت می کنند و این افراد انبیاء‌الهی،‌اوصیای الهی، شخص مکرم نبی اسلام(ص)، حضرات معصومین، شهید، و زائر امام حسین(ع) هستند.
در تفسیر آیات باید پیشینه آن در نظر گرفته شود، همین که بدانیم آنروز بت پرستان برای بتهای خود مقام شفاعت قائل بودند تاثیر زیادی دارد و متوجه آیات می شویم.

شفاعت برای کسی است که ریل اعتقاداتش در مسیر ولایت اهل بیت(ع) باشد
اما شفاعت شرایطی دارد که هم در روایات و هم در قرآن به آن اشاره شده است.
برخی آيات قرآن ناظر براین هستند که شافعین باید دارای شرایطی باشند مانند؛ «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا / کسی می تواند شفاعت کند که خدا به او اجازه داده باشد و از سخن او راضی باشد (سوره طه، آیه 109)»
از آیات مهم دیگری که در قرآن آمده، شرایط کسی که شفاعت می شود را بیان می کند؛ «و َلا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی / و [شفیعان] شفاعت نمی کنند، مگر برای کسی که مورد رضایت و پسند خداوند باشد (سوره انبیاء، آیه 28)» خدا اگر از کسی راضی باشد دیگر نیازی به شفاعت ندارد.
علامه طباطبائی در المیزان در این باره می گوید؛ « إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی» در حیطه عقاید است، آن کسی که عقیده اش و ریل اعتقادی زندگی اش درست بوده باشد،‌شفاعت شامل حال او می شود.
گناهکاران گوناگونی در روز قیامت وجود دارد که از همه ایشان شفاعت نمی شود، بلکه از کسی شفاعت می شود که افکار و اعتقاداتش در مسیر صحیح و درست باشد و خدا از دین و عقاید او راضی باشد؛ اینجاست که خداوند اجازه می دهد او را شفاعت کنند.
از این آیه مشخص می شود که عقیده خیلی مهمتر از عمل است، اگر در عمل خطایی غیر عمد صورت گیرد و معصیتی انجام شود، امکان دارد این عمل را با شفاعت برطرف کنند. اما اگر اعتقادات او غلط باشد دیگر شفاعت شامل حال آن شخص نمی شود و این مسئله نه تنها در روایات است بلکه نص صریح قرآن است.
مهمترین دلیل اینکه در شیعه تا این حد ولایت اهل بیت(ع)‌پررنگ است این است که اگر کسی در اعتقاداتش قائل به ولایت اهل بیت(ع)‌نباشد هر چقدر هم که می تواند اعمال صالح انجام دهد،‌فایده ای ندارد چون ولایت ریل فکری زندگی است.
در شفاعت، گويى منزلت شفاعت‏كننده با ديگر عوامل نجات موجود در شخص شفاعت شونده همراه مى‏گردد و اين دو با هم مايه نجات مى‏شوند. (عوامل نجات باید در درون من وجود داشته باشد)
. شفاعت از درهاى رحمت الهى است كه خداوند، خود، بر بندگانش گشوده است تا از اين گذر آنان را ببخشايد. شفاعت موجب مى‏گردد كه گناهكاران از رحمت الهى نااميد نگردند. شفاعت آن نيست كه مجرم با كمك شفيع جلو مقررات خدائى را بگيرد و نقض قانون كند (مانند حرفهایی که زده می شود این است که خدا قانون دارد و این چه حرفهایی است که شیعیان می گویند شفاعت خودش یکی از قانونهای الهی است) مثل پارتى بازيهاى دنيا. بلكه خود قانونگذار (خدا) همانطور كه عده‏ايرا در دنيا وسيله هدايت و واسطه رساندن احكام قرار داده آنها را در آخرت وسيله مغفرت خويش قرار داده است.

توبه؛ اولین شفاعت کننده
شیخ صدوق ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد: اعتقاد ما در باب شفاعت اينست كه آن حق است و شفاعت براى صاحبان گناهان كبيره و صغيره است كه خدا دينش را پسنديده باشد، و اما توبه‏داران از گناهان محتاج بشفاعت نيستند. مفهوم این سخن شیخ صدوق می شود «إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی من دینه و من عقائده»
اگر دین و اعتقادات درست نباشد به شفاعت نمی رسیم. اعتقاد به شفاعت نیز خود باعث شفاعت حضرات معصومین می شود.
نبی مکرم اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمودند: هر كه ايمان نياورد بشفاعت من، خدا شفاعت مرا نصيبش ننمايد، و همچنین فرمودند: هيچ شفاعت‏كننده‏اى مقبول‏تر از توبه نيست. به همین دلیل می گویند توبه واجب عینی است.
همچنین رتبه شفاعت براى انبيا، اولياء، اوصياء، مؤمنين، ملائكه است و نیز آن مؤمنى كه كمتر شفاعت ميكند سى نفر را شفاعت مينمايد، یعنی کمترین تعدادی که یک مومن شفاعت می کند، سی نفر است.

اهل بیت(ع)؛ وسیله شفاعت هستند
شبهاتی که و هابیون در مبحث شفاعت بیان می کنند؛
1ـ شفاعت با توحيد عبادى ناسازگار است و گونه‏اى شرك محسوب مى‏گردد.
در پاسخ به این شبهه باید گفت اهل سنت شفاعت پیامبر(ص) را قبول دارند، هر گونه درخواست، تعظیم و خضوع عبادت نیست. از نظر وهابیت اگر امام معصوم را شفیع خودمان قرار دهیم دچار شرک شده ایم « قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً»، ایشان همین نظر را در مورد توسل دارند. در واقع آنچه که شرک است این است که در شفاعت یا توسل ایشان را موثر درعالم بدانم. نظر  شیعه بر این نیست که امام موثردرعالم است «لا موثر فی الوجود الا الله» بلکه ایشان را وسیله می دانیم. همانند نماز که باعث تقرب و غفران الهی می شود.
حتی از نظر فقهی اگر به کسی به نیت احترام سجده کنید، گناه نیست. چون قرآن می فرماید برادران یوسف به ایشان سجده کردند، اگر به نیت عبادت باشد حرام است. ما هیچ وقت اهل بیت(ع) را عبادت نکردیم. بلکه ما از اهل بیت(ع) درخواست می کنیم و این با توحید هیچ منافاتی ندارد.

شفیعان، واسطه رحمت الهی
2ـ شفاعت با توحيد ذاتى سازگار نيست.
وهابیت معتقد است که رحمت شفیع بیشتر از رحمت خداست. در واقع تعریف وهابیت از شفاعت این است که خداوند می خواهد شیعه را بسوزاند اما امام که شفیع است مانع این کار می شود.
در پاسخ به این شبهه باید گفت: خدا شفاعت را تفویذ کرده به اهل بیت(ع) و به دنبال بهانه ای است تا گناهکاران را ببخشد و قدرت این کار نیز به اهل بیت(ع) داده است.
شهید مطهری می گوید: شفاعت باب رحمتی است که خداوند بر بندگانش گشوده است و شفیعان واسطه رحمت الهی هستند و در شفاعت مستقل نیستند.

شفاعت؛‌مانع از گناه می شود
3ـ شفاعت، گناهكاران را بر گناهكارى دلير و جری مى‏ كند.
وقتی بحث شفاعت پیش می آید،‌بندگان با خیال راحت گناه می کنند.
اگر اینگونه است پس امید به رحمت خدا چه می شود،‌اگر شفاعت بهانه خوبی است برای گناه کردن پس این آية «ان الله یغفرالذنوب جمیعا» هم بهانه ای است برای اینکه انسان گناه کند. تعریف شفاعت اگر درست بیان شود مانع از گناه می شود.
اگر خدا وعده حتمی دهد که قطعا من تو را شفاعت می کنم، امکان دارد که انسان گناه کند. اما هیچ کدام از روایات ما قطعی و صددرصد نیست. مومن باید بین خوف و رجاء باشد . این خوف و رجاء باعث می شود که کسی با خیال راحت گناه نکند.
4ـ شفاعت گونه‏اى بى‏ عدالتى و تبعيض است‏
اگر همه گناهکاران یکسان باشند و خدا یک عده را مشمول شفاعت قرار دهد، این بی‌عدالتی می‌شود. اما از ابتدا بیان شده است اگر قرار است شفاعتمان کنند باید حتما ولایت اهل بیت(ع) را قبول داشته و شیعه اثنی عشری باشیم یعنی اگر بجای 12 امام، 11امام را قبول داشته باشید پذیرفته نیست و در گروه « اِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی» محسوب نمی‌شود.
با توجه به اینکه شرایط شفاعت گفته شده پس در شفاعت هیچ بی عدالتی نیست.

سبک شماردن نماز؛ باعث عدم شفاعت می شود
روایاتی که در باب شفاعت بیان شده است؛
1ـ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَال‏ ... ثم قال لى ادعوا لى قرابتى و ... فلما اجتمعوا حوله قال: ان شفاعتنا لن تنال مستخفا بالصلوة (  الأصول الستة عشر /  امام صادق(ع) می فرمایند: شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد. (ط - دار الشبستري)، المتن، ص: 104)»
2ـ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- ...  قَوْلُهُ‏ لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً قَالَ إِلَّا مَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ الْعَهْدُ عِنْدَ اللَّهِ... / شفاعت نمی کنند مگر کسانی که پیش خدا عهدی دارند، آن عهدی که باید داشته باشید این است که به خدا نزدیک شوید از طریق ولایت اهل بیت(ع) و این عهدی است که نزد خداست. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 431)»
3ـ «عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: إِنِّي سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ: كُلُّ شِيعَتِنَا فِي الْجَنَّةِ عَلى‏ مَا كَانَ فِيهِمْ؟ قَالَ: «صَدَقْتُكَ، كُلُّهُمْ- وَ اللَّهِ- فِي الْجَنَّةِ». قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إِنَّ الذُّنُوبَ كَثِيرَةٌ كِبَارٌ؟ فَقَالَ: «أَمَّا فِي الْقِيَامَةِ، فَكُلُّكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِيِّ الْمُطَاعِ، أَوْ وَصِيِّ النَّبِيِّ، وَ لكِنِّي- وَ اللَّهِ- أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخِ»./ من به نقل از شما شنیده ام که همه شیعیان ما هر طوری که هستند در بهشت هستند امام صادق(ع) فرمودند: بخدا قسم همه آنها در بهشت هستند. گفتم فدای تو شوم بعضی از ایشان گناه کبیره انجام داده اند.امام صادق(ع) فرمود: همه شما روز قیامت توسط نبی و یا وصی ایشان شفاعت می شوید ولی من از برزخ شما می ترسم (الكافي (ط - دارالحديث)، ج‏5، ص: 598)»
این روایت هم با توجه به اینکه در آن قسم جلاله است و در آن رجاء و امیدواری زیادی است در انتهای آن یک خوف و ترس عمیق نهفته است که ما را از برزخ بیم می دهد.
4ـ« ... قُلْتُ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ وَ لِمَ سُمِّيَتْ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةَ وَ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ قَالَ سُمِّيَتْ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ شِيعَتُهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ هِيَ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ يَعْنِي نَصْرَ فَاطِمَةَ لِمُحِبِّيهَا. / پیامبر(ص) از جبرئیل پرسید چرا در آسمان به زهرا(س) منصوره و در زمین به آن فاطمه گفته می شود، چون شیعیان این خانم از آتش بریده شده اند و دشمنانش از دوست داشتن این خانم بریده شده اند. و در آسمان منصوره است براساس این قول خداوند که می فرماید؛ "هر كه را بخواهد يارى مى‏كند و اوست‏شكست‏ناپذير مهربان " یعنی نصر و کمک فاطمه(س) به دوستدارانش. (  بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏43، ص: 5)»






 



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی