اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

متن جلسه هشتاد و پنجم سلسله درس گفتارهای عقایدامامیه مطلب ویژه


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

تمامی علما شیعه بر این عقیده هستند که امام باید علم شریعت و دین را دارا باشد، کسی که می خواهد رهبری دینی جامعه را داشته باشد، باید نسبت به همه اعلم باشد تا فتوا و حرفی نزند که شخص دیگری آن را رد کند. همچنین باید در علم زمامداری و مسائل اجتماعی و سیاسی از همه اعلم باشد نباید به گونه ای باشد که در سیاست و امور نظامی و اجتماعی ا ز  او بالاتر باشد. همه نیز بر این ا عتقاد هستند که این علوم در حد کمال و اتم در ائمه معصومین(ع) وجود داشته است.
خلاصه مطلب

علم امام
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین، اَلحَمدُلله الاوَّل بلا اول كان قبله و الاخر بلا اخر یكون بعدَهُ الذي بعد فلا يرى وقرب فشهد النجوى تبارك وتعالى ثم صلاه وسلام علي سيدنا ونبينا العبد الموید والرسول مسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(ص) وعلی اهل بیت الطيبين الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعنة الدائم علي معاندیهم و مخالفیهم الي قیام يوم الدين آمین رب العالمین.
جلسة هشتاد و پنجم را به حول و قوة الهی آغاز می‌کنیم. جزء 1 را هم تلاوت کرده و ثواب آن را تقدیم به حضرت رسول (ص)می‌کنیم.
در مبحث امامت سه موضوع علم امام؛ غلو و حدود مقامات ائمه(ع) و اطاعت از امام(ع) (بسیار مبحث کلیدی و مهمی است) باقی مانده و بعد از آن وارد بحث معاد شده و پس از آن توحید و عدل را بیان خواهیم کرد. با بیان این مطالب اسلوب عقاید امامیه تمام می شود و سپس چند جلسه ای در مورد مسائل کلام جدید مانند دموکراسی، پلورالیزم و .... مطالبی را مطرح و نظر اسلام در مورد اینها را بیان می کنیم.


چه علومی برای امام لازم است؟
در گذشته در مورد علم امام و انبیاء صحبتهایی مطرح شده بود، امشب درباره چگونگی علم امام و محدوده علم امام مباحثی را بیان می کنیم.
درجلسات گذشته اثبات کردیم که یکی از صفات لازمه امام علم و اعلمیت ایشان است، یعنی نه تنها باید علم داشته باشد بلکه باید اعلم نیز باشد. دلایل عقلی، قرآنی و روایی آن را نیز بیان کردیم. علمی که برامام واجب است چیست؟
به گفته همه علما و یا قاطبه علمای شیعه امام باید علم شریعت و دین را دارا باشد، کسی که می خواهد رهبری دینی جامعه را داشته باشد، باید نسبت به همه اعلم باشد تا فتوا و حرفی نزند که شخص دیگری آن را رد کند. همچنین باید در علم زمامداری و مسائل اجتماعی و سیاسی از همه اعلم باشد نباید به گونه ای باشد که در سیاست و امور نظامی و اجتماعی ا ز  او بالاتر باشد. همه نیز بر این ا عتقاد هستند که این علوم در حد کمال و اتم در ائمه معصومین(ع) وجود داشته است.
اما در مورد دیگر علوم از جمله علم غیب نیز بحثهای متفاوتی وجود دارد همچنین سوالهایی در این زمینه نیز مطرح می شود که آیا ائمه به علوم حال مانند فیزیک، شیمی، نانو و ... واقف هستند؟ آیا امام زمان(عج) می داند در چه روزی ظهور می کند؟ آیا لحظه وقوع قیامت را امام می داند؟ آیا از بطون افراد خبر می دهند؟ از زمان و نحوه شهادت خود خبر دارند؟
در این خصوص میان روایات و نظرات علما اختلافات جدی نیز وجود دارد. یعنی براساس یک سری از روایات ائمه(ع) علم غیب دارند و براساس دسته دیگری از روایات ائمه(ع) علم غیب ندارند.
همچنین در خصوص کیفیت و کمیت علم امام و محدوده آن بالاخص در علم غیب همواره میان علما اختلاف نظر وجود داشته و علمای شیعه به یک جمع بندی واحدی در این زمینه نرسیده اند مگر در قدر متیقن ها یعنی به طور یقین می دانند که امام باید علم دین و علم زمامداری را دارا باشد. اما در علم غیب و اینکه آیا امام از آن برخوردار است یا نه، همه علما به یک نظر واحد نرسیده اند.
در این جلسه بدون اینکه بخواهیم قضاوتی درباره نظر علما داشته باشیم یا اینکه بخواهیم نظری را تایید یا تصدیق کنیم نظرات و عقاید علمای شیعه را که بسیار متفاوت است بیان میکنیم

.

مانع قرآنی، عقلی و روایی برای علم غیب امام نیست
برای ورود به این بحث ابتدا مقدمه ای را بیان می کنیم. مانع عقلی و قرآنی در خصوص اینکه امام می تواند علم غیب داشته باشد و می تواند تمام علوم ممکن را کاملا و به طور اتم داشته باشد، وجود ندارد، یعنی عقلا قابل قبول است که شخصی در این جایگاه و با ویژگی هایی از قبیل عصمت و ... که ما در شیعه او را «امام» می نامیم، می تواند علم غیب و تمام علوم عالم را دارا باشد. خدا می تواند همه علوم را به یک فردی بدهد و عقل در این مورد امتناعی ندارد. این مسئله قابل اثبات با قرآن است و روایات هم امکان این مسئله را تایید می کند. این مسئله شامل دو بحث ثبوتی و اثباتی می شود.
البته ما نمی خواهیم از نظر فلسفی این موضوع را اثبات کنیم اگر چه در این زمینه با استدلال و برهان عقلی می توان ثابت کرد که امام می تواند علم غیب کامل داشته باشد. اما از جهت عقلی هم امکان این وجود دارد که خدای قادر بخواهد همه علم خود را در اختیار شخص دیگری نیز قرار دهد.

آیا دانستن علم غیب برای امام ضروری است؟
قرآن درباره علم غیب دو دسته آیات را بیان می کند؛ دسته اول، آیاتی که در آن علم غیب را تنها مختص به خدا می داند. دسته دیگر آیاتی که براساس آن علم غیب در اختیار غیر خدا نیز قرار می گیرد.
آیاتی که براساس آن علم غیب فقط مخصوص خداست؛
1ـ «قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ / بگو هيچ‏كس جز خداوند در آسمان و زمين غيب نمى‏داند، و ايشان نمى‏دانند كه چه هنگامى برانگيخته مى‏شوند (سوره نمل، آیه 65)»
 متاسفانه این دسته از آیات بهانه دست وهابیت و روشنفکران شیعه می دهد و براساس آن استناد می کنند که امام علم غیب را نمی داند. در پاسخ به ایشان البته باید گفت که اگر قرار است یک موضوع در قرآن مورد بررسی قرار بگیرد باید تمام آیات مربوط به آن مورد استفاده قرار گیرد.
یک نمونه از آیاتی که براساس آن علم غیب در اختیار غیر خدا نیز قرار می گیرد؛
«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا / إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا / داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏كند / جز پيامبرى (انبیاء در معنای خاص، جبرئیل و فرشتگان در معنای عام) را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (سوره جن، آیه 26 و 27)»
در مورد روایات نیز به همین گونه است یک دسته از آنان منکر علم غیب برای غیر خدا می شود و دسته دیگر نیز علم غیب را برای امام واجب می داند.
حال این پرسش مطرح می شود که چرا این دوگانگی و تضاد در روایات دیده می شود در پاسخ باید گفت: که روایات با توجه به شرایط خاص یعنی زمان، مکان، افراد، تقیه و ... مطرح و گفته می شود. در واقع چون عوامل گوناگونی در صدور یک روایات موثر است لذا امام در یک شرایط خاص یک سخنی را می گوید و در شرایط و زمان دیگری به گونه ای دیگر پاسخ می دهد. اما در کل به این نتیجه می رسیم که امام باید علم غیب را دارا باشد.
همچنین پرسش دیگری که در این زمینه  مطرح می شود این است که آیا امام همه آنچه که  علم غیب است را می داند یا تنها از بخشی از آن مطلع است؟ آیا علم غیب را در همه حال می دانند یا هر وقت که لازم باشد از آن مطلع می شوند؟ آیا این علم غیب شامل آنچه که گذشته و حال بوده است می شود یا از آینده هم مطلع هستند؟
در بین علمای شیعه دو جریان وجود دارد؛
الف)جریانی که در بین علمای عارف مسلک متداول است و معتقدند که امام همه چیز را با جزئیات و به طور کامل می داند، یعنی از علم ماکان، مایکون و ما هو کائن خبر دارد.
ب) اغلب علمای علم کلام و فقها بر این عقیده اند که امام برخی چیزها را نمی داند، برخی را کلا نمی داند، برخی هر گاه بخواهد می فهمد و علم امام رو به افزایش است و  پله پله زیاد می شود

.

وجوب علوم غیر اکتسابی برای امام
 برخی از نظرات و سخنان بزرگان و علما درباره علم امام
نظرات علما و بزرگان دین که معتقد بر این هستند که امام از همه امور آگاه است
مرحوم مظفر می گوید؛ امام با علم حضوری همه چیز را می داند(علم غیر اکتسابی) حتی وقت قیامت و تعداد قطرات باران و فرزندان در شکم های مادران.
آیت الله رفیعی قزوینی می گوید؛ واجب است امام قبل از امامت خویش همه چیز را بداند.
ابواسحاق نوبختی ( از علمای متکلم) می گوید؛ امام علم وسیعی دارد به ضمائر مردم (یعنی از باطن همه افراد خبر دارد) همچنین از زبانها و ... آگاه است.
علم غیب از شروط امامت نیست
سخنان علما و بزرگان در خصوص اینکه امام آگاه به علم غیب نیست
مرحوم آشتیانی می گوید؛ گوینده علم امام به علم حضوری اهل ضلالت است.
علامه مجلسی می گوید؛ امام پس از امامتش همه چیز را نمی داند و به تدریج بر علمش افزوده می شود.
علمای بزرگی مانند شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه مجلسی قائل بر این هستند که امام همه چیز را نمی داند مانند قیامت و برای امام علم محدود قائل هستند.
شیخ مفید بر این عقیده است که ائمه(ع) گاهی از ضمائر مردم را خبر می دادند ولی این اطلاع دادن از مردم و حوادث آینده شرط امامت نیست و به آن موجبه جزئیه می گویند.
سیدمرتضی می گوید: معاذ الله که ما بگوییم واجب است امام همه علوم را بداند.
شیخ طوسی و ابن شهر آشوب هم بر این عقیده اند که علم غیب برای امام لازم نیست؛ در نتیجه علم غیب طبق نظر دسته ای از علما، بر امام واجب نیست واگر نداشت اشکال و نقص نیست.

دوگانگی نظر علما در خصوص علم امام
در برخی روایات آمده است که ایشان در مواردی خبر از آینده داده اند. از برخی روایات هم برمی آید که ایشان از علم غیب خبر نداشته اند مانند پرسش های امام حسین(ع) در مسیر کربلا که چندین بار از اوضاع کوفه پرسیده بودند؟ اگر قائل بر این شویم که امام همه چیز را می داند، پس این سوال امام دیگر برای چیست؟
علمایی که مدافع علم غیب امام هستند این مسئله را توجیه کرده اند، اما دسته دیگر علما که مخالف علم غیب هستند بر این عقیده اند که امام کسی را سر کار نمی گذارد و معتقدند که امام اگر بداند و بپرسد کار بیهوده ای کرده است، پس امام نمی داند که در کوفه چه می گذرد.
برخی نیز معتقدند که امام کلیت داستان شهادت خود را می دانست اما اینکه در حال حاضر با مسلم چه برخوردی داشته اند نمی داند، برای همین می پرسد؟ وقتی خبر شهادت مسلم را به ایشان می دهند، امام گریه می کند، زمانی که تاریخ را می خوانیم متوجه می شویم که امام حسین(ع) از چیزی خبر نداشته است. برخی هم از این روایات استدلال می کنند که سیدالشهداء علم غیب مطلق نداشته.
برخی از روایات این گونه است که امام در مواردی نمی خواهد از غیب بداند یا اینکه در مواردی برای هدایت یک نفر امام از باطن آن فرد خبر دهد. همچنین برخی مانند شیخ مفید بر این عقیده اند که امام در حالت عادی علم به ظواهر دارد نه بواطن.
روایاتی در تایید هر دو نظریه وجود دارد که برخی از آنها بیان می شود؛ قطعا امام طبق برخی از روایات آنچه را که بخواهد بداند، می تواند بداند. اگر این را قبول نکنیم در واقع نوعی نقص برای امام قائل شده ایم؛ چرا که در برخی موارد لازم است برای هدایت مردم و تصمیم گیریهای امت اسلامی، امام موضوعاتی را بداند

.

علم غیب برای امام در همه زمان الزامی نیست
نمونه روایاتی که لزوم علم غیب را برای امام تایید نمی کند عبارتند از؛
امام صادق(ع)  می فرماید:إن الإمام  إذا شاء أنْ يَعْلَمَ ، عُلِّمَ.  ترجمه : امام هرگاه خواهد بداند ، می داند  . (بحار، ج 26، ص 26)» همین روایت برای ما کافی است چه اصراری است که اثبات کنیم که امام همه چیز را می داند.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ لمّا سُئلَ : هل يَعلَمُ الإمامُ بالغَيبِ ـ : لا ، ولكن إذا أرادَ أن يَعلَمَ الشيءَ أعلَمَهُ اللّه ُ ذلكَ .
عمار ثاباتی از امام صادق(ع) پرسید؛ در پاسخ به اين پرسش كه آيا امام غيب مى داند ـ فرمود : نه، اما هرگاه بخواهد چيزى را بداند، خداوند آن را به او مى آموزد.  (بصائر الدرجات ، ص315)
سأل أَبَا الحسنِ علیه السلام رَجُلٌ منْ أَهْلِ فارسٍ فقالَ لَهُ: أَتَعْلَمُونَ الْغیبَ؟ فقالَ: قالَ أبوجعفرٍ علیه السلام: «یبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ یقْبَضُ عَنَّا فَلا نَعْلَمُ / مردی از اهل فارس از امام کاظم علیه السلام سؤال کرد: آیا شما غیب می‏دانید؟ حضرت پاسخ دادند: جدّم امام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند به ما علم را می‏بخشد و ما آن را دریافت می‏کنیم و وقتی می‏گیرد ما نمی‏دانیم.» گاهی علم برای امام گشوده می شود و ایشان از آن مطلع می شوند ولی گاهی همان علم بر امام بسته می شود و امام از آن مطلع نمی شود. (کافی به سند صحیح)
«انَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَيْنِ عِلْمٌ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ ع فَنَحْنُ نَعْلَمُه‏ /  خدا را دو گونه علم است: علمى كه جز خدا نداند و علمى كه به فرشتگان و رسولان آموخته است. آنچه را به‏ فرشتگان و رسولان آموخته است، ما نيز مى‏دانيم. (الكافي، ج‏1،ص256(» قسمتی از علم فقط مخصوص خداست مانند علم قیامت و علم بداء، دسته دیگر را به فرشته ها و پیامبران آموخته که آن دسته از علم را ما نیز در اختیار داریم.
ابوبصیر می گوید؛ به حضرت صادق(ع) عرض کردم، ایشان می گویند شما عدد قطره های باران، عدد ستاره ها، عدد برگ های درختان، عدد ذرات خاک و اندازه وزن آبهای دریاها را می دانید. امام دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد و از روی تعجب گفت سبحان الله سبحان الله نه بخدا قسم اینها را غیر از خدا کسی نمی داند.

احاطه داشتن علم امام به تمام  رخدادها تا روز قیامت
 روایاتی که موید علم غیب برای امام هستند؛
امام صادق(ع) می فرماید: اگر من در میان داستان حضرت موسی(ع) و خضر(ع)  بودم حتما به اطلاع آنان می رساندم که از آن دو آگاه ترم و چیزهایی را به آن دو می گفتم که در دستشان نیست زیرا به حضرت موسی و خضر(ع) تنها وقایع گذشته عطا شده بود و دانش اموری که تا روز قیامت اتفاق می افتد به آن دو داده نشده در حالی که دانش وقایع گذشته و رخدادهایی که تا روز قیامت اتفاق می افتد همگی به رسول خدا(ص) داده شده است و ما نیز آن را از رسول خدا(ص) قطعا به ارث برده ایم.
امام صادق(ع) فرمودند: « نحن و اللَّه نعلم ما في السموات و ما في الأرض و ما في الجنّة و ما في النّار و ما بين ذلك ثمّ قال إنّ ذلك في كتاب اللَّه ثمّ تلا هذه الآية / بخدا سوگند ما آنچه در آسمانها و زمین اتفاق می افتد و به وقایع بهشت و جهنم و به رخدادهای میان آنها آگاهیم. در ادامه حماد می گوید من منقلب شدم و گریستم حضرت سه باربه من فرمود ان ذلک من کتاب الله. / تمام این علوم از قرآن هستند.»
علمایی که معتقدند، امام(ع) به تمامی علوم از ابتدا تا روز قیامت واقف است؛ به این روایت و امثال این روایت استشهاد می کنند.

شکل گیری جریان غلو در بعضی هیاتها
جریانی در شیعه بوده که در حال حاضر متاسفانه دوباره در هیاتها در حال شکل گیری است به نام غلو یعنی اینکه کسی جرات نکند بگوید که امام چیزی را نمی داند که اگر این سخن را بگوید قطعا او را تکفیر می کنند. اشعاری که توسط مداحان خوانده می شود امام را تا درجه خدایی بالا می برند.
برطبق نظریه اول که برخی از علما معتقد بر این هستند که امام از تمام امور آگاه است، این سوال مطرح می شود چرا امامی که می داند قرار است در مسجد کشته شود باز هم به مسجد می رود؟ در حالی که اگر این گونه باشد به دستور این آیه از  قرآن که می فرماید؛ « وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ / و خويشتن را به دست خويش به هلاکت ميندازيد (سوره بقره، آیه 195)» عمل نشده است.
علما در پاسخ به این سوال می گویند؛ که علم امام الزام آور نیست، علم امام به امور غیبی و باطنی الزام آور نیست، امام موظف است به امور ظاهری عمل کند غیر از امام زمان دیگر ائمه نمی توانند از علم باطنی استفاده کنند.
پاسخی دیگر در این باره این است که ایشان تسلیم محض خدا هستند و تقدیر خدا در اختیار ایشان است، در واقع علما با نگاه عرفانی به این سوال پاسخ داده اند. ائمه(ع) با اختیار خود، خود را مطیع خدا کرده است و جبرا مطیع خدا نیست

.

اطاعت از امام؛ مهمترین اصل معرفت امام
آنچه که ما باید در مقابل این دو نظریه انجام دهیم این است که، نظرعلما و متکلمان بزرگ را بپذیریم. اگر ما بپذیریم که علم امام بر همه چیز احاطه ندارد چه مشکلی را ایجاد می کند. امام هم بنده ای است از بندگان خدا با این تفاوت که مقام و مرتبه ای بالاتر از دیگران در نزد خداوند دارد. اگر خدا بخواهد علم و ساعت روز قیامت را به امامی ندهد چه مشکلی پیش می آید؟ چرا ما تصور می کنیم که اگر کسی امام شد و به مقام امامت باید همه چیز را بداند در غیر این صورت امام نیست. این تصور اشتباه و غلط که امام باید همه چیز را بداند از جریان غلو نشأت گرفته است و گرنه اکثر علما بر این عقیده اند که امام همه امور را نمی داند.
از امام پرسیدند که معرفت امام چیست؟ امام فرمودند؛ اصل معرفت امام این است که او را مفترض الطاعه بدانید . مهم این است که از امام اطاعت شود چه یک درجه از علم را دارا باشد و چه تمام علم در اختیار او باشد. متاسفانه موضوع اطاعت امام رها شده است و ما به مسائلی که اصلا مهم نیست می پردازیم.
برخی از علما بر این عقیده هستندکه روایاتی که بیانگر این است که امام لحظه شهادت خود را می داند مانند روایاتی که درباره کربلا و اطلاع امام حسین(ع) از نحوه شهادتشان است را دشمنان امام جعل کرده اند تا بگویند شهادت امام تقدیر وی بوده است و باید این اتفاق می افتاده تا بدین وسیله کار خود را توجیه کنند و قاتلین حضرت را تبرئه کنند. تفحص در مقاتلی که در آن این دست از روایات پررنگ است نشان می دهد که یزید مواخذه نشده و اینگونه بیان شده است که این در تقدیر امام حسین(ع) بوده است و باید حتما به شهادت می رسیدند. و این جریان نگاهی را ترویج می دهد و در شعرهای عرفانی نیز دیده می شود که امام حسین(ع) و یزید هر دو براساس تقدیر در قائله کربلا قرار گرفته اند و روزگار، زمین و زمان در شهادت حضرت مقصرند نه یزید.
در حالی که شیعه بر این عقیده است که امام حسین(ع) درباره موضوع کربلا عاقلانه تصمیم گرفت و مردم کوفه را امتحان کرد و با درایت پیش رفت.
علمایی که قائل بر این هستندکه علم امام بر همه چیز احاطه دارد، می گویند امام بر همه امور آگاه است ولی این علوم برای او الزام آور نیستند و نقدی که به این دسته از علما گرفته می شود این است که علمی که الزام آور نیست برای چه کاری فایده دارد؟ مگر نه اینکه براساس روایات علم برای عمل است.
البته این علما در پاسخ می گویند، بنای اهل بیت(ع) این است که تسلیم محض خدا باشند.
در حال حاضر نیز علمایی هستند که بسیار جدی موافق این نظر هستند که امام همه چیز را می داند و در مقابل علمایی داریم که مخالف این دسته هستند.
مهمترین مسئله ای که وجود دارد این است که به آنچه اهل بیت(ع) گفتند عمل کنیم؛ اصحاب خاص امام نیز اینگونه بوده اند

.

 



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی