اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

متن جلسه هفتاد و هشتم سلسله درس گفتارهای عقایدامامیه مطلب ویژه


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اگر بگوییم  ولایت فقیه، توکیل است،‌یعنی مردم ولایت فقیه را انتخاب می کنند، مانند آنچه در مجلس اتفاق می افتد که مردم نمایندگان را انتخاب می کنند و می شود وکالت فقیه. در این صورت اگر مردم انتخاب کنند، مردم هم می توانند عزلش کنند. اما تولی است زیرا مردم ولایت فقیه را که ولایت فقاهت و عدالت است می پذیرند نه اینکه فقیه را بر اساس وکالت انتخاب کنند و یا اینکه او را وکیل خود قرار دهند.
خلاصه مطلب

ولایت فقیه 4

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین، اَلحَمدُلله الاوَّل بلا اول كان قبله و الاخر بلا اخر یكون بعدَهُ الذي بعد فلا يرى وقرب فشهد النجوى تبارك وتعالى ثم صلاه وسلام علي سيدنا ونبينا العبد الموید والرسول مسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(ص) وعلی اهل بیت الطيبين الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعنة الدائم علي معاندیهم و مخالفیهم الي قیام يوم الدين آمین رب العالمین.
جلسه‌ی هفتاد و هشتم را در خدمت خواهران و برادران هستیم و جزء 18 راخوانده و تقدیم به امام صادق(ع) می‌نماییم.


دیدگاه امام صادق (ع) درباره وظایف زن و مرد در برابر یکدیگر
 امام صادق (ع) می فرمایند:«لَا غِنَى بِالزَّوْجِ عَنْ ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ وَ هِيَ الْمُوَافَقَةُ لِيَجْتَلِبَ بِهَا مُوَافَقَتَهَا وَ مَحَبَّتَهَا وَ هَوَاهَا وَ حُسْنُ خُلُقِهِ مَعَهَا وَ اسْتِعْمَالُهُ اسْتِمَالَةَ قَلْبِهَا بِالْهَيْئَةِ الْحَسَنَةِ فِي عَيْنِهَا وَ تَوْسِعَتُهُ عَلَيْهَا وَ لَا غِنَى بِالزَّوْجَةِ فِيمَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ زَوْجِهَا الْمُوَافِقِ لَهَا عَنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ وَ هُنَّ صِيَانَةُ نَفْسِهَا عَنْ كُلِّ دَنَسٍ حَتَّى يَطْمَئِنَّ قَلْبُهُ إِلَى الثِّقَةِ بِهَا فِي حَالِ الْمَحْبُوبِ وَ الْمَكْرُوهِ وَ حِيَاطَتُهُ لِيَكُونَ ذَلِكَ عَاطِفاً عَلَيْهَا عِنْدَ زَلَّةٍ تَكُونُ مِنْهَا وَ إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ وَ الْهَيْئَةِ الْحَسَنَةِ لَهَا فِي عَيْنِه./ شوهر در رابطه با همسرش از سه چيز بى‏نياز نيست: موافقت با همسر برای جلب محبت و علاقه او (بر خلاف تصور بعضی افراد که فکر می کنند که هر چه بیشتر مخالفت کنند بهتر است)، حسن خلق و خوش اخلاقی با همسر، جلب توجه با‌آراستگی ظاهر و گشادگی دست. (بعضی از بزرگترها به شوخی می گویند مردانگی به بوی عرق است) زن نیز از سه چیز ناگزیر است مراعات نظافت و پاکیزگی چنانکه در همه حالات مطلوب یا نامطلوب اعتماد شوهر را جذب کند. رسیدگی به همسر و شوهر تا اگر گاهی لغزشی دست داد سُر نخورد. (زن باید به گونه ای در همه ابعاد زندگی به همسر خود برسد که اگر موقعیتی پیش آمد مرد لغزش نداشته باشد)‌اظهار و ابراز مودت و محبت و عشق به همسر با دلربایی و آراستگی (یعنی در چشم شوهر جلوه کند که این از خصوصیات زنان بهشتی است که شوهر دوست هستند).
اگر سعی کنیم که زندگی مان بر اساس دستورات اهل بیت(ع) باشد می بینیم که چه زندگی خوبی برای ما در نظر گرفته اند.


تحقق جامعه اسلامی در گروی مقبولیت مردم
در این جلسه مسائلی از ولایت فقیه بیان می شود که بسیار مهم است چرا که در جامعه مذهبی  و غیر مذهبی اینگونه مسائل مطرح است و باید پاسخ گفته شود. و این مسائل عبارتند از؛
1ـ مقبولیت و مشروعیت و نقش مردم در جایگاه ولایت فقیه در حکومت اسلامی 2ـ وکالت فقیه یا ولایت فقیه3ـ انتصاب ولی فقیه یا انتخاب ولی فقیه 4  ـ مجلس خبرگان و جایگاه آن 5ـ شبهاتی که حول ولایت فقیه و مجلس خبرگان وجود دارد6ـ ولایت مطلقه فقیه.

1ـ مقبولیت یا مشروعیت ولایت فقیه؛
در مقوله ولایت فقیه ما با دو مبحث مقبولیت و مشروعیت مواجه و این موضوع که نقش مردم در جامعه اسلامی چیست؟ مشروعیت یعنی چه کسی این حق را به این حکومت داده است و شخص ولی فقیه با اجازه چه کسی می تواند بر ما امر و نهی کند؟ درواقع این حقانیت را از کجاکسب کرده است؟ و آیا مردم در حکومت اسلامی باید این مشروعیت را قبول کنند یا نه؟
اولین شخصی که ما موظفیم نسبت به اوامر  او مطیع باشیم و باید از ایشان اطاعت کنیم حضرت رسول (ص) است. خدا بر او این اجازه را داده تا برما امر و نهی کند پس مشروعیت اطاعت از پیامبر(ص) از طرف خداست. اما مقبولیت آن از طرف مردم است اگر مردم همراهی پیامبر نمی کردند و پیامبر حکومت تشکیل نمی داد، چه از طرف مردم مورد قبول واقع می شد و چه نمی شد ایشان باز هم مشروعیت داشتند. تحقق حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلامی توسط پیامبر(ص) بواسطه مقبولیت و یا عدم مقبولیت مردم است مردم اگر بپذیرند حکومت اسلامی تشکیل می شود.
در مورد امام معصوم نیز همین گونه است به طور مثال در مورد امیر المومنین چه زمانی که خانه نشین بودند و چه زمانی که در مسند حکومت بودند مشروعیت داشتند و امام منصوب از طرف خدا بودند اما از طرف مردم مقبولیت نداشت و نتوانست حکومت اسلامی تشکیل بدهد و اوامر الهی محقق نشد.


مشزوعیت جمهوری اسلامی به رای مردم نیست
درزمان ولایت فقیه نیز همین گونه است، مشروعیت ولی فقیه از طرف خدا، رسول و امام است و ولی فقیه مشروعیت خود را ازدین و شریعت به دست آورده است. اگر مردم قبول کنند و حکومتی مانند حال حاضر تشکیل می شود، حقانیت الهی شخص ولی فقیه تحقق عینی پیدا می کند. اما اگر مردم نیایند و حکومت تشکیل نشود مشروعیت از بین نمی رود.
گاهی اوقات برخی بزرگان سیاسی ما می گویند، مشروعیت حکومت ما به مردم است و این  یعنی اینکه ایشان از اساس خلاف عمل کردند، مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی به رای مردم نیست بلکه مقبولیت آن به رای مردم است. مشروعیت ولی فقیه ازجانب خداست. خدا این مشروعیت را به پیامبر داده و سپس به امام و از طرف امام نیز به ولی فقیه با یک سری شرایط، در واقع  این جایگاه ولی فقیه است که مشروعیت دارد نه شخص خاص.
مشروعیت ربطی به مردم ندارد، در زمان طاغوت هم ما ولی فقیه جامع الشرایط داشتیم، تنها مقبولیت عمومی وجود نداشته.
چه مردم بپذیرند و چه نپذیرند حاکم بر حق و  قانون شخص رسول الله و سپس بعد از آن ائمه اطهار(ع) و بعد از آن فقیه عادل جامع الشرایط است و مسئله ای که الان وجود دارد این است که مردم به مشروعیتی که به دلیل شریعت اسلام وجود داشته و دارد مقبولیت عینی دادند و آن را قبول کردند.
پس حکومت اسلامی مقبولیتش با مردم و حضور مردم است که جدی می شود اما مشروعیت آن با مردم نیست.
مشروعیت حکومت از جانب خداست ولی تحقق عینی و استقرار آن با پذیرش مردمی و اقبال جامعه به آن است لذا به فقیه جامع الشرایط می گویند حاکم شرع یعنی حاکمی که از طرف شرع مشروع شده است


تعیین جایگاه ولایت فقیه از طرف خدا
2ـ انتخاب یا انتصاب ولی فقیه؛
اگر مقبولیت و مشروعیت به درستی تبیین شود و مشخص شود که این جایگاه از طرف خدا، پیامبر و امام است و مردم تنها به آن تحقق عینی می دهند یا می پذیرند و یا نمی پذیرند. بحث انتخاب و انتصاب هم مشخص می شود.
در مبحث ولی فقیه انتصاب وجود دارد. بحث انتصاب یک فرد معین نیست بلکه انتصاب یک جایگاه حقوقی است، انتصاب یک فقیهی که این شرایط را دارد همانطور که معصوم فرمودند «انی جعلته علیکم حاکما» این جایگاه ولی فقیه است که براساس انتصاب است و امام آن را قرارداده است و فقیه عادل جامع الشرایط را نصب عام کردند به نیابت عام از امام زمان(عج) با همه شرایطش.
برخی می گویند انتخاب؛ اگر منظور این است که ما این جایگاه را انتخاب کردیم باید گفت که این طور نیست براساس روایات که از ائمه معصومین(ع) به ما رسیده است، این جایگاه از طرف ایشان انتصاب شده است نه انتخاب. موضوع دیگری که مطرح می شود این است که آیا ما این فرد را برای این  جایگاه انتخاب می کنیم. اگر خوب به معنای آن دقت کنیم می بینیم که این گونه نیست ما این شخص را انتخاب نمی کنیم بلکه کشف می کنیم، اما اگر بخواهیم خیلی درگیر بحث نشویم می گوییم ما از میان فقهای جامع الشرایط توسط افرادی که خبره این کار هستند این شخص را انتخاب می کنیم. یعنی به این معنا با تسامح و تساهل در لغت می توانیم اسم آن را انتخاب نیز بگذاریم ولی حقیقت داستان انتخاب نیست بلکه کشف است.
خبرگان ولی فقیه را کشف می کند
آیت الله مصباح یزدی در این خصوص می فرماید:«آیا وقتی ما یک مرجع تقلید را انتخاب می کنیم این انتخاب به این معنی است که این مرجع تقلید را ما  به این جایگاه می رساندیم؟ نه این طور نیست او مرجع است و از طریق دیگری به این جایگاه رسیده و نیابت پیدا کرده در  بیان حلال و حرام احکام نیابت عام پیدا کرده است. امام معصوم ایشان رابه این جایگاه نصب کرده است و مردم هم باید از او تقلید کنند. ما این مرجع را کشف می کنیم. حال اگر بخواهند با لغت بازی کنند و بگویند ما از بین 10 تا مرجع این شخص را انتخاب کردم مشکل ایجاد نمی شود اما معنای دقیق علمی آن کشف است. یا امشب شب اول شوال است یا نیست؟ شما ماه را کشف می کنید، این فقط کشف است و باعث نمی شود که ماه رمضان، ماه رمضان شود این واقعیتی است که در بیرون وجود دارد. (ص 72)
 واقعیتی به نام فقیه عادل جامع الشرایط وجود دارد، خبرگان این فرد را کشف می کند. برخی ها به اشتباه می گویند که خبرگان رهبری را رهبر می کند، خبرگان تنها کاشف این است که براساس آنچه در روایات وجود دارد و آنها بر آن واقف هستند و بر فقه تسلط دارند و به مسائل روز آگاهی دارد ولی فقیه را کشف می کنند و خبرگان رهبری را نصب نمی کند این نصب از طریق روایات شیعه و شریعت اسلام صورت گرفته است.
انتخاب به این معنا است که از بین فقهایی که در جامعه وجود دارند خبرگان یکی از ایشان را انتخاب می کند.
آقای جوادی آملی در کتاب خود در (ص 231 ) می گوید: بنابراین کار اصلی مجلس خبرگان تشخیص انتصاب و انعزال ولی فقیه است نه نصب و عزل او؛ یعنی تشخیص می دهند کسی که منتصب شده یا کسی که براساس این خصوصیات عزل شده این شخص است. در هنگام تدوین قانون اساسی اول برخی عبارت «مردم انتخاب می کنند» را پیشنهاد دادند ولی با عبارت «مردم می پذیرند اصلاح گردید» و همین عبارت اخیر مورد پذیر ش قرار گرفت و تصویب شد. در همان جا برخی سوال کردند تفاوت «انتخاب می کنند» یا «می پذیرند» در چیست؟ گفته شد که یکی توکیل است و دیگری تولی است.
اگر بگوییم  ولایت فقیه، توکیل است،‌یعنی مردم ولایت فقیه را انتخاب می کنند، مانند آنچه در مجلس اتفاق می افتد که مردم نمایندگان را انتخاب می کنند و می شود وکالت فقیه. در این صورت اگر مردم انتخاب کنند، مردم هم می توانند عزلش کنند. اما تولی است زیرا مردم ولایت فقیه را که ولایت فقاهت و عدالت است می پذیرند نه اینکه فقیه را بر اساس وکالت انتخاب کنند و یا اینکه او را وکیل خود قرار دهند.


اطاعت از ولی فقیه؛ اطاعت از شرع است
3ـ وکالت یا ولایت فقیه؛
وکیل کسی که مردم او را انتخاب می کنند، تا از طرف مردم یک سری کارها را انجام دهند مردم او را انتخاب می کنند یعنی مردم به او مشروعیت می دهند و مردم هم می توانند این مشروعیت را از او بگیرند. در صورتی که ولایت فقیه از این سنخ نیست.
ولایت فقیه؛ ولایت است که خدا به پیامبر(ص) داده است و بعد از او به امام رسیده و سپس در زمانی که امام نیست بیان شده است کسی که این ویژگی ها را داشت این ولایت به او می رسد. البته این ولایت تنها در امور اجتماعی است.
این ولایت را برای ما تعریف کردند و این مردم نیستند که به او مشروعیت بدهند که دو روز دیگر مردم بخواهند مشروعیت آن را منحل کنند. مردم تنها می توانند بگویند ما تو را قبول نمی کنیم همانطور که امیرالمومنین را مردم 20 سال قبول نکردند.
ولایت فقیه، نائب امام است و از سوی خدا ولایت دارد و مردم موظف به اطاعت هستند اگر قبول حکومت کنند. اگر مردم حکومت اسلامی خواستند، ولی فقیه حاکم شرعی است وباید براساس شرع از او اطاعت کنند. ولی وکالت وکیل مردم است و برای انجام برخی کارها با مردم عزل و نصب می شود. (ص210) حکومت وکالتی و حکومت ولایتی دو نوع است، در وکالت نصب و عزل توسط مردم است اما در ولایت حاکم اسلامی سِمُت خود را از خدا و اولیاء او دریافت نموده و منصوب از سوی آن بزرگان است.
جز نظام جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر ولایت و رهبری الهی است. همه حکومتهای دموکراتیک  شبه دموکراتیک جهان حکومتی بر مبنای وکالت دارند. یعنی وکیل مردم است. اما در حکومت ما ولی مردم است.


آیا همه مردم قدرت تشخیص بهترین فقیه را دارا هستند؟
4ـ خبرگان؛
آیت الله مصباح با یک مثال این مبحث را توضیح داده و می گوید: وقتی می خواهیم بهترین استاد ریاضی کشور را انتخاب کنیم، آیا باید به رای عمومی مردم گذاشته شود؟ آیا با رای مردم می توان بهترین استاد را مشخص کرد؟ یا عاقلانه تر است اساتید ریاضی را جمع کنیم و بگوییم شما انتخاب کنید این را عقل نیز تایید می کند.
اولین خصوصیتی که ولی فقیه دارد فقاهتش است، یعنی پایه و اساس آن فقه شیعه است، آیا همه مردم در این حد هستند که بتوانند بهترین فقیه کشور را تشخیص دهند؟ یا اینکه باید به خود فقها سپرده شود و اصول فقه را می دانند و اجتهاد دارند؛ عقل می گوید باید آن را به اهلش سپرد. برای همین اسم آن را مجلس خبرگان گذاشته اند.
شبهه ای که در حال حاضر مطرح است این است که مجلس خبرگان از طریق شورای نگهبان تایید می شود، شورای نگهبان را رهبری تایید می کند، پس خبرگانی رهبر را کشف یا تایید می کند که اعتبار خودش را از رهبری گرفته است.
در پاسخ باید گفت، این اشکال در همه دنیا و همه حکومتها است. وقتی کشوری به عنوان یک کشور دموکراتیک تشکیل شد، اولین مجلس با چه معیاری انتخاب می شود. مجبور هستند یک سری قوانین را در نظر گرفته بگیرند و با آن مجلس را برگزار کنند. ممکن است که این مجلس اول همه این قوانین را باطل کند.  که در این صورت مشروعیت خودش زیر سوال رفته است.
یک قوانینی انتخاب می شود و اولین مجلس شکل بگیرد. حال پس از آن قانون های اصلی شکل می گیرد ولی اعتبار مجلس دوم به مجلس اول است. این مربوط به همه حکومتها است.


اعتبار مجلس خبرگان از رهبری است
بیان این مطلب که اعتبار رهبری به خبرگان است و اعتبار خبرگان به رهبری است و این دور است، کاملا اشتباه است و اصلا اینگونه نیست. شاید اعتبار خبرگان به  واسطه شورای نگهبان توسط رهبری باشد، اما اعتبار رهبری به خبرگان نیست؛ بلکه من عندالله است. فقط خبرگان این را کشف می دهد و تشخیص می دهد. یعنی خبرگان نیستند که به رهبری مشروعیت می بخشند قرآن شرعیت و روایات امامان وپیامبر است که به رهبری مشروعیت و اعتبار  می بخشد و رهبری هم به خبرگان اعتبار می بخشد.
ولی فقیه اعتبار می بخشد به شورای نگهبان و شورای نگهبان اعتبار می بخشد به خبرگان، اما خبرگان به ولی فقیه اعتبار نمی بخشد و فقط آن را کشف می کند.
به مبحثی دور باطل گفته می شود که از همه جهات باشد. در مورد تفسیر قرآن هم همین مسئله وجود دارد. مثلا می گویند روایت باید با قرآن همخوانی داشته باشد تا بتوان از آن استفاده کرد به همین دلیل عده ای از مفسرین روایات را کنار می گذارند و به سراغ تفسیر قرآن به قرآن می روند. آقای جوادی آملی این موضوع را در مقدمه جلد اول تفسیر تسنیم اعتبار روایت این است که کلیت مضمون باید با قرآن بخواند
دور وقتی است که از همه جهات رفت و برگشت کامل بدهد. وقتی از جهتی اعتبار بدهد و از جهتی کشف کند که به این دور فلسفی نمی گویند.
خبرگان باید از یک ممیزی رد شود. درست که اینها خبره هستند اما امکان اینکه ایشان تهدید،‌تطمیع شده باشند نیز وجود دارد با و جود این احتمالات آیا وزارت اطلاعات نباید نظارت داشته باشد. شورای نگهبان و کمیسیون های آن می توانند تشخیص دهند.
این قضیه را می توان هم خوشبینانه به آن نگاه کرد و هم بدبینانه درست است که با واسطه رهبری تایید گرفته اند آیا مجلس خبرگان مقام دنیوی است که اگر رهبری مرتکب خلافی شد آنها به این علت که رهبری ایشان را تایید کرده اند از این خطا و اشتباه رهبر گذشت کرده و آن را نادیده بگیرند. آیا این اساتید فقاهت که نخبگان حوزه هستند آیا دین و ایمانشان به قدری ضعیف است که بگویند چون ما این را انتخاب کردیم باید تاییدش کنیم حتی اگر ظلم کرد که طبق تعریف عدالت اگر یک گناه کبیره عادی مانند دروغ  هم از ایشان سر بزند دیگر از عدالت می افتد و نمی تواند در دایره ولی جامع الشرایط قرار بگیرد.
نمی شودانتظار داشت که ایشان به دلیل اینکه در این مسند باقی بمانند از هر گونه ظلم و ستمی چشم پوشی کنند و آن را نبینند.
در بدبینانه ترین حالت این است که خبرگان به دلیل اینکه با واسطه توسط رهبری تعیین می شوند، خطاهای رهبری را نادیده بگیرند و رهبری را که دیگر ولایت ندارد باز هم بپذیرند. پاسخی که می توان به این دیدگاه داد این است که هر طور هم که شما در نظر بگیرید، باز هم امکان این دارد که ایشان تهدید شوند یا توسط رهبر تطمیع و تامین شوند. پس دوباره این مشکل وجود دارد. چاره ای نیست که به همین مدل قانع شویم. البته در این مدت زمانی که انقلاب اسلامی می گذرد هم نتوانستند مدل منطقی جایگزین برای آن انتخاب کنند. مشکل اینجاست که دشمن با دید مادی گرایانه خود می خواهد مجلس خبرگان را زیر سوال ببرد چرا که اکثر این افرادی که در مجلس خبرگان هستند در شهر و دیار خود افرادی متدین هستند و به تقوا مشهور بودند.


ولایت فقیه؛ ولایت مشروط بر قوانین اسلام است
5ـ ولایت مطلقه؛
برخی تصور می کنند منظور از مطلقه دیکتاتوری است؛ یعنی می تواند احکام الهی را تغییر دهد، به طور مثال، نماز را کنسل کند یا همسر فردی را بر وی حرام کند یا اینکه هر نوع کشتاری که خواست انجام دهد.
امام که خود لفظ مطلقه را بیان می کند، می فرماید: ولایت فقیه؛ ولایت مشروطه است مشروط بر قوانین الهی. یعنی موظف هستند بر طبق قوانین الهی عمل کنند. ولایت فقیه ولایت مشروطه است به شروطی که اسلام تصریح کرده است.
آیت الله مصباح در (ص106) می گوید: منظور از  ولایت مطلقه درمقابل ولایت محدودی است که در زمان طاغوت بود. در زمان طاغوت فقها هم ولایت داشتند، البته خیلی محدود بود،  بعد از انقلاب این ولایت در تمام امور اجتماعی در مقابل ولایت محدودی که قبل از انقلاب وجود داشت، مطلق شد.
مطلق یعنی تمام اختیارات و حقوق اجتماعی امام معصوم را دارند تا بتواند تمام وظایف اجتماعی ایشان را انجام دهند، امام معصوم یک سری وظایف دراجتماع داشته است که تمام این وظایف به ولی فقیه منتقل شده است، پس اختیارات امام معصوم هم به ولی فقیه منتقل می شوند. پس ولایت، ولایت مطلق است به این معنا که تمام اختیارات و حقوقی که در اجتماع امام معصوم  دارد منطبق بر ولی فقیه است.
ولایت و تصرف ولی فقیه در امور اجتماعی به دو حالت است؛ 1ـ در حالت اضطرار است، 2ـ در حالت غیر اضطرار. به طور مثال در شرایطی مجبور می شویم در مکانی اتوبان بزنیم و ناچاریم چند واحد مسکونی را در آنجا از بین ببریم، چه صاحب آن راضی باشد وچه نباشد. همه فقها معتقدند که ولایت فقیه در اینجا ولایت دارد. اما در ولایت مطلقه اینگونه است که حتی اگر اضطراری هم وجود نداشته باشد و تنها مصلحت دانسته شود ولی فقیه میتواند حکم دهد و در امور اجتماعی ولایتش مطلق است.
هیچ یک از احکام الهی در زمان غیبت معطل نمی ماند
نکته آخر؛
ولایت مطلق در مقابل قانون است برخی ها معتقدند که رهبری و ولایت فقیه زیر مجموعه قانون اساسی است، در حالی که اینطور نیست. چرا که مشروعیت قوانین به امضای ولی فقیه است، لذا می شود ولایت مطلق.
 تمام قوانین این کشور به یک دلیل برای ما حجیت شرعی دارد و آن دلیل این است که به امضای حاکم شرع رسیده  است.
آیت الله جوادی آملی در مورد مطلق بودن ولایت فقیه می گوید: مطلق بودن ولایت یعنی که فقیه متلزم است تمام احکام اسلام را تبین کند و ثانیا همه آنها را اجرا کند زیرا هیچ حکمی از احکام الهی در زمان غیبت معطل نمی ماند.

مطالب فوق برگرفته از کتاب «ولایت فقاهت و عدالت» نوشته حضرت آیت الله جوادی آملی و «نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه» نوشته حضرت آیت الله مصباح است

.



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی