اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

متن جلسه هفتاد و هفتم سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه مطلب ویژه


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

ولایت فقیه یک بحث فقهی عمیق شیعه است و تمام بزرگان شیعه بر اصل ولایت فقیه تاکید و تصریح داشته اند و در مکتوبات خود آوردهاند و امام(ره) آن را نظامند و ساختاری کرد و با رای مردم و دموکراسی که امروزه در دنیا  برای  امر تشکیل حکومت متداول است متناسب کرد تا اینکه این موضوع فقط یک بحث فقهی نباشد و بتواند اجرایی شود و تبدیل به یک ساختار مهندسی شده و اجتماعی باشد که بتوان با آن کشور را اداره کرد. و ترکیبی ایجاد کرد که در اصل بر مبنای ولایت فقیه باشد ولی در دنیای امروز هم قابل طرح باشد و الحمدلله این اتفاق افتاد.
خلاصه مطلب

ولایت فقیه 3
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین، اَلحَمدُلله الاوَّل بلا اول كان قبله و الاخر بلا اخر یكون بعدَهُ الذي بعد فلا يرى وقرب فشهد النجوى تبارك وتعالى ثم صلاه وسلام علي سيدنا ونبينا العبد الموید والرسول مسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(ص) وعلی اهل بیت الطيبين الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعنة الدائم علي معاندیهم و مخالفیهم الي قیام يوم الدين آمین رب العالمین.
جلسه‌ی هفتاد و هفتم را در خدمت خواهران و برادران هستیم و جزء 17را خوانده و تقدیم به امام محمدباقر(ع) می‌نماییم

.
ترجیح عرفان بر علم، نوعی انحراف در جامعه
امام محمد باقر(ع) عالِمٌ یُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعینَ اَلفٍ عابِدٍ؛ /دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است.
درحال حاضر در جامعه مذهبی و متدین هنوز فضا با آنچه که در این روایت آمده است فاصله دارد. واقعیت غالبا به این گونه است که اگر در اینجا یک عالم با ظرفیت علمی بالا و یک عارف حضور داشته باشند ما به سراغ عارف می رویم اگر مردم به آقای بهجت احترام ویژه می گذارند به دلیل علم ایشان نیست بلکه به دلیل مقامات عرفانی ایشان است. این موضوع با فرهنگ اهل بیت(ع) فاصله دارد چرا که ایشان همیشه تاکید بر علم داشتند. البته زمانی که دو عالم هستند و یکی از ایشان از دیگری با تقوا تر است به سراغ کسی می  رویم که با تقواتر است یک عالم مانند آیت الله بهجت عابد است که نورٌ علی نور است.
اگر جوانان ما بجای اینکه یک دور رساله عملیه را بخوانند به سراغ کتاب کیمیای محبت رجبعلی خیاط می روند، به نوعی انحراف است که در جامعه ایجاد شده چون بجای اینکه حلال و حرام را بیاموزد، رجبعلی خیاط را می خواند تا عرفان را یاد بگیرد. مردم ما متاسفانه به عالمی که پژوهشکده دارد و کارهای علمی انجام می دهد کمتر ارادت دارند تا به افرادی که عارفند مانند مرحوم مرشد چلویی که از یک سواد عادی برخوردار بوده ولی اهل عرفان و معنویت بوده.
مقصود این نیست که عرفان را نفی کنیم بلکه منظور این است که در مکتب اهل بیت علم بالاتر از هر چیزی است. قطعا رجبعلی خیاط عارف، عابد و زاهد نباید برای ما الگو باشد بلکه علما و فقها باید برای ما الگو باشند. در آیین اهل بیت(ع) روایاتی نداریم که مردم را به سمت عابدان و زاهدان سوق دهد، در مقابل بسیار سفارش شده که گرایش به سمت علما و فقها داشته باشیم. عرفان لازم است ولی اصل نیست. در حال حاضر موجی ایجاد شده که همه به سمت عرفان گرایش دارند و هر روز کتابهای جدیدی در این زمینه به چاپ می رسد، نتیجه این عمل این می شود که در حال حاضر در جامعه ما عرفانهای کاذب بسیار دیده می شود. البته این به این معنا نیست که در میان علم علما انحراف وجود ندارد ولی به مراتب کمتر از انحرافات عرفانی است همچنین این علمِ عالم است که قیمت دارد خود آن شخص عالم موضوعیت ندارد ولی وقتی به سراغ عابد می رویم خود عابد مهم می شود.


اصل ولایت فقیه ریشه در کلام بزرگان دارد
در جلسات گذشته مباحث مربوط به ولایت فقیه را مطرح کردیم و ادله مرتبط با موضوع را بیان شد؛ در این جلسه پیشینه ولایت فقیه و نظرات دیگر علما در رابطه با ولایت فقیه را بررسی می کنیم.
برخی مواقع از طرف کسانی که اطلاعات دقیقی ندارند گفته می شود که ولایت فقیه ابتکار، نظریه و استخراج حضرت امام خمینی(ره) بود این حرف از یک جهت غلط و نادرست و با یک تقریری درست. بزرگان و علمای شیعه چه متقدمین و چه متاخرین، به موضوع ولایت فقیه تصریح کردند؛ ولی این حرف از این جهت درست است که امام(ره) این بحث را در یک ساختار تبدیل کرد به یک حکومت سیاسی و اجتماعی تا  بتواند در دنیای امروز دوام بیاورد و در مدلهای حکومتی که در دنیای امروز است این هم یک مدل جدیدی از حکومت باشد و فقط به یک حرف فقهی در کتاب خلاصه نشده باشد و بتوان با آن حکومت تشکیل داد و حکومت هم بر اساس آن تشکیل شد. این اتفاق هم افتاد و کشورهای دیگر اسلامی به دنبال استفاده از این مدل هستند.
علمای متقدم
1ـمرحوم صاحب جواهر، (صاحب جواهر یکی از علمای بزرگ شیعه است که فقه شیعه  به شدت مدیون صاحب جواهری است و برگرفته از نظریات فقهی و علمی ایشان است تا اینکه فقه ما را به معنای فقه جواهری می گویند یعنی فقه جعفری یا شیعی ما از طریق جواهر به ما رسیده است و در شیعه ماندگار شده است)؛
 اگر کسی در عموم ولایت فقیه تردید کند طعم فقه را نچشیده است. (جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج 21، ص397)
نصب فقیه جامع الشرایط را در جایگاه ولایت امر به عنوان نیابت از ائمه معصومین(ع) و دارای همان مسئولیتی که خداوند بر عهده ولی معصوم گذاشته موجب انتظام امور شیعیان در زمان غیبت می داند.  نیابت فقیه جامع الشرایط از امام معصوم در این امور از قول مشهور فقها است و مخالفی ندارد.
همان مسئولیتی که خدا برعهده معصوم گذاشته شده همان بر عهده ولی فقیه است
واگذاری اقامه حدود الهی به فقهای شیعه از جانب حضرات معصومین(ع)
2ـ شیخ مفید در این زمینه می گوید؛
«فااما اقامه الحدود, فهو الى سلطان الاسلام المنصوب من قبل اللّه, تعالى, و هم ائمه الهدى من آل محمد, عليهم السلام, و من نصبوه لذلك من الامراء والحكام و قد فوضوا النظر فيه الى فقهاء شيعتهم مع الامكان…
ما اجراى حدود, وظيفه سلطان اسلام است, كه از جانب خداوند گمارده شده است و آنان, همانا ائمه هدى از آل محمد(ص) و (واو عطف است) كسى است كه از سوى آنان (حضرات معصومین(ع)) به اين امر گمارده شده اند, از اميران و حاكمان و فرماندهان. و امامان نيز اين امر را به فقهاى شيعه واگذارده اند تا در صورت امكان مسؤوليّت اجرايى آن را بر عهده بگيرند….(المغنه، ص 810)
اقامه حدود الهی (اجرائیات اسلام) در اختیار حضرات معصومین است و ایشان آن را به فقهای شیعه سپرده اند.
قضاوت با همه اختیاراتی که در شرع مقدس برای قاضی جعل شده بر عهده فقیه است زیرا ائمه (ع) بر اساس روایات معتبر و صحیحی که از ایشان رسیده است تصدی مقام قضاوت و اجرای آن را به فقها تفویذ کرده اند. (المغنه،‌ص 811)
 همه اموری که مربوط به وظایف اجتماعی است و در اختیار معصوم است برعهده ولی فقیه است مگر برخی موارد استثناء که نمی شود به غیر معصوم واگذار کرد که یکی از آنها جهاد ابتدایی است (البته در بین علما اختلاف نظر است) جهاد ابتدایی یعنی برای اینکه یک کشور غیر اسلامی را مسلمان کنند با آنها بجنگند

)   
ولایت فقیه؛ ولایت در امور اجتماعی و سیاسی است
3ـ شیخ طوسی( صاحب دو کتاب تهذیب و الاستبصار)؛
قدر متیقن تصدی ولایت عامه در تدبیر شئون اجتماعی و سیاسی امت را در زمان غیبت فقیه عادل جامع الشرایط می داند. (نظریه الحکم فی الاسلام، ص 161)
آنچه که به طور یقین از روایات مشخص می شود این است که ولایت عامه و عمومی در تدبیر شئون سیاسی و اجتماعی امت در زمان غیبت بر عهده فقیه جامع الشرایط است.
در فرمایشات علما همگی به ولایت فقیه تصریح داشتند و این موضوع اهمیت دارد که ولایت فقیه، ولایت اجتماعی است نه ولایت فردی.
4ـ علامه حلی بزرگ متکلم عالَم تشیع. (در کتب قدیمی هر جایی که به طور مطلق کلمه «علامه» آمده باشد منظور علامه حلی است)؛
وظیفه اقامه حدود را در دوران غیبت که از وظایف خاص امام است مفوذ به فقهای جامع الشرایط شیعه می داند. در کنار آن اداره امور اقتصادی در کسب و مصرف مالیاتها و وجوهات اسلامی را در دوران غیبت امام زمان(عج) برعهده فقیه می گذارد. (قواعد الاحکام فی المعرفه الحلال و الحرام، ج 1، ص 535)


فقیه جامع الشرائط، متولی امور قضا
5ـ شهید اول؛
این امر (اقامه حدود)  بر عهده فقهای جامع الشرایطی است که نائب حضرات معصومین(ع) در این امور هستند. در آثار شهید اول نیز به موارد متعددی از اشارات به ولایت عامه فقیه و لوازم آن برمی خوریم که از جمله صلاحیت فقیه در اقامه حدود و مدیریت اقتصادی مالیتهای اسلامی و وجوهات شرعیه در عصر غیبت و تصدی امر قضا است.
وی قضاوت را ولایت شرعیه ای می داند که از جانب امام برای حکم کردن درامور و مصالح عامه مردم وضع گردیده است. این قضاوت در دست فقیه جامع الشرایط است. (الدوروس الشریعه فی الفقه الامامیه، ج 2، ص67)
6ـ شهید ثانی؛
قضا از شئون حکومت و مبدأ آن را ریاست عامه در امور دین و دنیا می داند، (ریاست عامه از تعاریف امامت بود که علامه حلی فرموده بودند، همین تعریف برای ولایت فقیه آمده است) که فقیه متولی آن است. (انچه در دست امام بود در دوران غیبت در دست فقها ست). (مسالک الفهام الی تنقیح شرایع الاسلام، ج 3، ص9)
7ـ میرزای قمی؛
منظور از امام کسی است که امر حکومت به دست او باشد در زمان حضور امام معصوم ومبسوط الید بودن ایشان، امر حکومت به دست شخص امام معصوم است اما درغیر این شرایط و در دوران غیبت  حکومت و لایت عامه بر دوش فقیه عادل و جامع الشرایط است که به عنوان نائب الامام عهده دار امر حاکمیت است. (اجوبت سوالات، ج 1، ص34).
ولی فقیه درامور فردی ما هیچ  خالت ندارد، امام معصوم هم در امور فردی مانند اینکه همسرت را طلاق بده وارد نمی شوند البته اگر امام معصوم چنین دستوری باید بدهد واجب الاطاعه است.
ولی فقیه در امور فردی ما ولایت ندارد. ولایت فقیه در امور اجتماعی است. امام (ره) درجایی گفته است که ولایت رسول الله است و در ادامه این موضوع را توضیح می دهد و مصداقها و موارد آن را بیان می کند. کج سلیقگی برخی افراد باعث شده تا این موارد را بیان نکنند و مسلم است وقتی که به طور عام گفته می شود ولایت فقیه، ولایت رسول الله است دچار مشکل می شویم چون ولایت رسول الله ولایت تکوینی، تشریعی و ... است در حالی که این طور نیست.
ولایت فقیه درامور اجتماعی ولایت مطلق است
از فرمایشات حضرت امام این طور برداشت نمی شود که ولایت فقیه، ولایت فردی باشد بلکه ولایت اجتماعی است ولی درامور اجتماعی مطلق است ولایت فقیه در آن حوزه ای که دین برای آن تعریف کرده است مطلق است.
ما در امور شرعیه به مرجع تقلید مراجعه می کنیم ولی در امور اجتماعی جامعه ما نند بانکداری اسلامی باید به ولی فقیه رجوع کند. ما در دوران غیبت در امور فردی تحت ولایت مرجع تقلید خود هستیم و امور فقهی خود را بر طبق آن پیش می بریم.
عقل می گوید در امور اجتماعی نمی شود چند نفر تصمیم بگیرند. بلکه باید یک نفر باشد که تصمیم گیرنده باشد. در حکومت چه اسلامی و چه غیر اسلامی یک نفر باید حرف آخر را بزند.
بر طبق این روایات خمس باید در اختیار ولی فقیه باشد اما ظاهرا این گونه است که ولی فقیه به مراجع اجازه می دهد تا مبالغ خمس را دریافت کنند چرا که علی القاعده پول حکومت باید در یک جا جمع شود ولی براساس برخی مصلحتها مراجع هم خمس را دریافت می کنند، ولی فقیه یک نفر را به عنوان زمامدار برای تعیین حدود انتخاب می کند. این مسائل جز مصادیق امور اجتماعی است و بر عهده ولی فقیه است.


ولی فقیه؛ عهده دار تمامی اختیارات حکومتی در عصر غیبت
8ـ شیخ انصاری؛
در آثار خود به دفعات به موضوع ولایت فقیه اشاره دارد. در امر تدبیر شئون اجتماع و سیاست اشاره و از آن دفاع می کند و مردم را به روایت مقبوله عمره حنظله ارجاع می دهد و همه اختیارات حکومتی را در عصر غیبت برای فقیه جامع الشرایط ثابت می داند. (القضاء و الشهادات،‌ص 48)
9ـ میرزا نائینی؛
در نظر ایشان حکومت حق الهیِ معصوم است و در دوران غیبت کبری نائبان عام در امتداد معصوم مشروعیت ادامه و اقامه حکومت را دارا هستند. (تنبیه الامه و تنزیه المله،‌ص68)
10ـ مرحوم آیت الله خوئی؛
ولی فقیه می تواند حکم جهاد ابتدایی بدهد. البته اکثر علما بر این موضوع قائل نیستند. (موشوعه الامام الخویی،‌مقدمه ج1، ص 15)


امام خمینی(ره): ولایت فقیه شأن و مقام غیرعادی نیست
علمای متاخرین؛
1ـ حضرت امام(ره)؛
ولایت یعنی همان حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس که یک وظیفه سنگین و مهم است و نه اینکه برای کسی مقام و شأن غیر عادی بوجود بیاورد. و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد.
در این زمینه توضیح می دهد که شاید ولایت فقیه فردی عارف بود و در این رابطه مقاماتی هم داشت که این به ولایت فقیه مربوط نمی شود. و ربطی به مباحث علمی ولایت فقیه ندارد.
البته ما معتقدیم که مگر می شود کسی ولایت فقیه باشد و شیعیان را رهبری کند و امام زمان(عج) نظر ویژه به او نداشته باشد.
2ـ مقام معظم رهبری؛
ولایت فقیه در رهبری جامعه اسلامی و در اداره امور اجتماعی ملت اسلامی درهر عصر و زمانی از ارکان مذهب حقه اثنی عشری است که ریشه در اصل امامت دارد.


ولایت فقیه مسئله‌ای بدیهی و عقلی است
3ـ آیت الله سیستانی؛
حکم کسی که ولایت شرعی دارد در امور عامه بر همه نافذ است حتی بر مجتهدین دیگر.
4ـ آیت الله لنکرانی؛
مسئله ولایت فقیه از فروع فقهی نیست تا ما بگوییم فلان روایت دلالت دارد یا نه و کدام روایت سندش حجت است و کدام روایت سندش حجت نیست؛ این یک مسئله عقلی و بدیهی است.
5ـ آیت الله صافی؛
همه بر این عقیده محکم خود استوارند که با نظام امامت هیچ مشکلی در ادراه امور اجتماع، مسائل سیاسی و فرهنگی مردم پیش نمی آید و ولایت فقیه هم نشأت گرفته از نظام امامت است.
ولایت فقیه یک بحث فقهی عمیق شیعه است و تمام بزرگان شیعه بر اصل ولایت فقیه تاکید و تصریح داشته اند و در مکتوبات خود آوردهاند و امام(ره) آن را نظامند و ساختاری کرد و با رای مردم و دموکراسی که امروزه در دنیا  برای امر تشکیل حکومت متداول است متناسب کرد تا اینکه این موضوع فقط یک بحث فقهی نباشد و بتواند اجرایی شود و تبدیل به یک ساختار مهندسی شده اجتماعی باشد که بتوان با آن کشور را اداره کرد. و ترکیبی ایجاد کرد که در اصل بر مبنای ولایت فقیه باشد ولی در دنیای امروز هم قابل طرح باشد و الحمدلله این اتفاق افتاد.


مطالب فوق پیرامون پیشینه ولایت فقیه از کتاب ولایت فقیه نوشته شده توسط آقای جواد دانش، چاپ شده توسط موسسه فرهنگی هنری قدیم الاحسان اقتباس گردیده است.



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی