اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

متن جلسه هفتاد و پنجم سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه مطلب ویژه


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

چه در حیطه فردی و چه در حیطه اجتماعی اگر بخواهیم به کمال برسیم به دو شاخص نیازمندیم قانون الهی که راه را به ما نشان بدهد و مجری الهی که ما را قدم به قدم در این مسیر ببرد و فضا را برای رسیدن به این قوانین هموار کند

ولایت فقیه (1)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین، اَلحَمدُلله الاوَّل بلا اول كان قبله و الاخر بلا اخر یكون بعدَهُ الذي بعد فلا يرى وقرب فشهد النجوى تبارك وتعالى ثم صلاه وسلام علي سيدنا ونبينا العبد الموید والرسول مسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(ص) وعلی اهل بیت الطيبين الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعنة الدائم علي معاندیهم و مخالفیهم الي قیام يوم الدين آمین رب العالمین.

جلسه‌ی هفتاد و پنجم را در خدمت خواهران و برادران هستیم و جزء 15 را خوانده و تقدیم به امام حسین(ع) می نماییم.

خواب مومن کم و تلاش او بسیار

حدیث ذیل از کتاب تحف العقول است و امام حسین(ع) این حدیث را در مسیر کربلا قرات فرمودند و بسیار خطبه کوتاه ، معروف و با محتوایی است :

امام حسین(ع) فرمودند: «انَّ هذِهِ الدُّنْيا قد تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ يَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الاِْناءِ وَ خَسيسُ عَيْش كَالْمَرْعَی الْوَبيل، أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهی عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّی لا أَرَی الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَمًا، إِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنيا وَ الدّينُ لَعْقٌ عَلی أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ./ همانا که این دنیا دگرگون شده است و نا آشنا شده نیکویی ها و خوبی هایش پشت کرده است جز مقدار ناچیزی همانند تهمانده ظرف و زندگی پستی همچون چراگاهی از آن باقی نمانده است.آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود ؟ نمی بینید که از باطل نهی و دوری نمی شود تا مومن به حق مشتاق لقا خدا گردد حالا که فضا به این صورت است که کسی به حق عمل نمی کند و کسی از باطل دوری نمی کند پس در نتیجه در این فضا انسان بمیرد بهتر است و من مرگ را جز سعادت نمی دانم. زندگی کردن با اهل ظلم و مستکبرین عالم جز بدبختی و شقاوت و جز محنت چیزی نیست (عموم) مردم بنده دنیا هستند(مفسران در باره مردم نظر داده اند برخی گفته اند مقصود امام حسین علیه السلام از این مردم ، اهالی کوفه است برخی دیگر گفته اند همه مردم است اما به نظر می رسد مطلق باشد) و دین هم لق لقه ی زبانشان است تا زمانی که زندگی آنها برقرار است دین را دور زبان می گردانند و زمانی که دوران بلا و آزمایش پیش آمد (می بینید ) چقدر دیندارها کم هستند »

زندگی شیعه باید به شکلی باشد که برای چهار تا پنج ساعت خوابیدن به سختی بتوان زمانی را معین کرد ؛ مومن و شیعۀ امروزی برای خوابیدن باید به سختی زمانی را معین کند. زندگی مومن به این شکل است چرا که باید دنیا و آخرتش را بسازد و با استکبار جهانی و داخلی مقابله کند درس بخواند و کارش را خیلی قوی انجام دهد به زن و بچه هایش برسد به تفریح خانواده اش اهمیت بدهد...اگر قرار باشد این پارامتر ها را بنویسیم صد تا پارامتر می شود که همه اش وظیفه است و نمی توان از آنها گذشت. بااین شرایط وقتی نمی ماند و اگر وقتی باقی ماند باید برای اهل بیت(ع) صرف شود.

در جلسات گذشته مبحث طولانی امامت تمام شد و از این جلسه وارد مباحث تکمیلی امامت می شویم این موارد لازم در کنار امامت گفته شود؛ مباحثی مانند: حدود غلو ومقامات ائمه، توسل، زیارت، شفاعت، علم امام، تکلیف امت در دوران غیبت (ولایت فقیه) چیست؟

جامعه آرام انسان را به مسیر سعادت سوق می دهد

مباحث این جلسات از کتاب ولایت فقیه آیت الله جوادی آملی بیان می شود.

برای اثبات ولایت فقیه سه دلیل بیان می شود؛ 1ـ دلیل عقلی محض ، 2ـ دلیل ترکیب عقلی و نقلی و  3ـ دلیل نقلی محض.

 دلیل عقلی محض

دلیل عقلی محض همان برهان ضرورت نظم در جامعۀ اسلامی است در مبحث امامت و نبوت برای اثبات‌آنها به ادله نقلی اشاره و بیان شد که عقل گویای این مطلب است که جامعه نیازمند نظم است و در صورتی که دچار هرج و مرج باشد فرد از کمالات فردی خود عقب می ماند. اگر جامعه، جامعه آرامی باشد انسان می تواند مسیر عبودیت را طی کند و به کمال برسد در غیر این صورت امکان پذیر نیست. این دلیل نیز در عصر غیبت بیان می شود که در حال حاضر که امام معصوم نیست، عقل می گوید؛ آیا جامعه را به حال خود رها کنیم و احکام الهی را تعطیل کنیم؟ آیا می توانیم به کمالات فردی برسیم؟

در پاسخ باید گفت: یا نخواهیم رسید یا طی این مسیر بسیار سخت خواهد شد. پس ضرورت وجود رهبر در جامعه براساس این ادله عقلی اثبات می شود. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند : «هر جامعه ای نیازمند یک رهبر است چه خوب باشد و چه بد.» در نتیجه جامعه اسلامی در زمان غیبت نیازمند رهبر است.

سه ویژگی اصلی که رهبر باید دارا باشد:

1.فقیه باشد ؛ علم مربوط به دین داشته باشد زیرا می خواهد جامعه دینی را براساس دین اداره کند.

2. عدالت داشته باشد یعنی به غیر از اینکه عالم است عادل هم است و ضمانت اجرایی ایشان است

3.حکومت محقق شود؛ گاهی اوقات دیده می شود در زمانی که حضرت حجت وجود ندارند

این سه ویژگی دائمی (همیشه این حکم عقل وجود دارد چه در زمان انبیاء، امامان و ولایت فقیه) ،کلی (در بر گیرنده تمام حالات)و ضروری (عقل به صراحت تایید می کند جامعه اسلامی در زمان نبودن امام زمان باید دارای رهبر باشد) است و عقل نیز آن را مؤید آن می باشد.

قوانین و اجرای درست آن؛ دو شاخص مهم رسیدن سعادت

به بیان دیگر چه در حیطه فردی و چه در حیطه اجتماعی اگر بخواهیم به کمال برسیم به دو شاخص نیازمندیم قانون الهی که راه را به ما نشان بدهد و مجری الهی که ما را قدم به قدم در این مسیر ببرد و فضا را برای رسیدن به این قوانین هموار کند، این دو نیازمند ارسال رسل هستند. یعنی دلیل ارسال رسل این است که پیامبری  قوانین اجرا را بیاورد و اینکه فضای اجرا را در جامعه برای حدود الهی مهیا کند همین دلیل می شود برای دوران بعد از خاتمیت باید امامی باشد تا قوانین را در جامعه پیاده کند با این تفاوت که قانون جدید نمی آید.

در زمان غیبت حضرت حجت(ع) نیز به همین صورت سالهای سال گذشت و مقدماتی برای تشکیل حکومت فراهم نشد اما مردم می دانستند برای اجرای درست قوانین باید به فقها مراجعه کنند.

قرآن؛ کتابی که باطل در آن را ه ندارد

دلیل عقلی و نقلی

دلیل ترکیبی و تلفیقی عقل و نقل این است که در قرآن یک آیه محوری وجود دارد که می فرماید: « لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ / ز پيش روى آن و از پشت‏سرش باطل به سويش نمى‏آيد وحى [نامه]اى است از حكيمى ستوده[صفات] (سوره فصلت ،‌آیه 42)»؛ یعنی قرآن در معرفی خود به عنوان آخرین کتاب قانون الهی یک خصوصیت بارز دارد و آن این است که باطل در آن وارد نمی شود. نه در گذشته و نه در آینده، این قرآن که در حقیقت ستون فقرات اسلام است و اهل بیت علیهم السلام خود فرموده اند ما برای تفسیر قرآن آمده ایم و ثقل اکبر قرآن است و ایشان ثقل اصغر هستند، نباید خدشه ای به آن وارد شود و اگر شما به نوعی آن را تلببن کردی که این عمل کردید که باطل به آن وارد گردید لذا نقض خواهد شد در صورتی که قرآن نقض شدنی نیست.

اگر در ایام غیبت به دلیل نداشتن ولی فقیه و حکومت اسلامی احکام ، بالاخص احکام اجتماعی اسلام معطل مانده و اجرا نشود آیاتی که پیرامون ارتباط برقرار کردن با کشورهای اسلامی یا روابط جامعه مسلمین با کفار و ... است همه  این قوانین از بین خواهند رفت اگر شما بخواهید اسلام همانگونه که از اهل بیت به ما رسیده است همین گونه حفظ گردد تا ظهور حضرت حجت عجل الله نیازمند این هستیم که در جامعه یک ولی فقیه حضور داشته باشد تا این قوانین را حفظ و پیاده و اجرا کند.پس برای حفظ آیه ، عقل می گوید باید ولی فقیه در جامعه اسلامی باشد.

در واقع تلفیق و ترکیب دلیل عقلی و نقلی پایه های استدلال ما هستند و براساس این استدلال ها است که مشخص می شود که که اگر ولی فقیه نباشد در جامعه اسلامی قوانین دینی پیاده نمی شود به خصوص در حوزه اجتماعی مثلا قوانین خمس و زکات...باید ولی فقیه حضور داشته باشند تا احکام و معارف اسلام به دست فراموشی سپرده نگردد. شاید به صورت فردی اجرا می شد اما به صورت اجتماعی نبود و در اجرای حدود الهی لازم است که حتما حکومت اسلامی باشد تا ساز وکاری برای اجرای آن بدهد.

در نتیجه برای تعطیل نشدن حدود الهی و در حقیقت حفظ آیه « لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ / ز پيش روى آن و از پشت‏سرش باطل به سويش نمى‏آيد وحى [نامه]اى است از حكيمى ستوده[صفات] (سوره فصلت ،‌آیه 42)» عقل می گوید با حکومتی تشکیل شود و یک ولی فقیه در راس کار باشد.

در جلسه بعد دلیل نقلی در این زمینه بیان می شود.

 

فایل صوتی جلسه 75

 



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی