اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

متن جلسه صدو و دوازده سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

: در اصول اعتقادی شیعه وقتی اصلی اثبات شد قابل تغییر نیست و نمی‌توان آن را با چند روایت تغییر داد. خلاصه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین، اَلحَمدُلله الاوَّل بلا اول کان قبله و الاخر بلا اخر یکون بعدَهُ الذی بعد فلا یرى وقرب فشهد النجوى تبارک وتعالى ثم صلاه وسلام علی سیدنا ونبینا العبد الموید والرسول مسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد (ص) و علی اهل بیت الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و اللعنة الدائم علی معاندیهم و مخالفیهم الی قیام یوم الدین آمین رب العالمین.

پس از مقدماتی که در دو جلسه گذشته درباره توحید گفته شد؛ درجلسه صد و دوازدهم و در ادامه مباحث اعتقادات شیعه درباره توحید از کتاب «عقاید امامیه» مرحوم شیخ صدوق مطالبی را که درباره اعتقادات شیعه امامیه در مبحث توحید آمده است را بیان می‌کنیم.

خداوند اَحد و واحد است

در این کتاب آمده است؛ «قال الشیخ أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسى بن بابویه –الفقیه المصنف لهذا الکتاب إعلم أن اعتقادنا فی التوحید أن الله تعالى واحد أحد ،لیس کمثله شی قدیم ( ۱ ) لم یزال سمیع بصیر علیم حکیم حی قیوم عزیز قدوس قادر غنی .لا یوصف بجوهر ولا جسم ( ۲ ) ولا صوره ولا عرض ولا خط ( ۳ ) ولا سطح ولا ثقل ( ۴ ) ولا خفه ولا سکون ولا حرکه ولا مکان ولا زمان . وأنه تعالى متعال عن جمیع صفات خلقه خارج من الحدین حد الإبطال وحد التشبیه.

بدان که اعتقاد شیعه در توحید این است که خداوند متعال هم واحد هم اَحد است. (در شمارش عربی واحد یعنی «یک» ی که «دو» هم دارد اما اَحد «یک»ی است که «دو» ندارد و احد در شمارش نمی‌آید. خداوند در بعضی از صفات واحد است و در بعضی از صفات احد. مانند خالقیت،  فقط خداست که خلق می‌کند) هیچ چیزی مثل خداوند نیست. قدیم است، (هر چه عقب برویم خداوند بوده است. در فلسفه دو موضوع وجود دارد حادث و قدیم. همه موجودات حادث هستند یعنی به وجود آمده‌اند اما خداوند قدیم هستند. لذا برخی از اشعاری که مضمون آن این است که همیشه امیرالمومنین بوده، کفر است چراکه امیرالمومنین(ع) نیز حادث است و فقط خداوند است که قدیم است). خداوند ازلی و ابدی است و می‌شنود و می‌بیند. خداوند آگاه است و حکمت دارد و زنده است و قوام دارد (خداوند هم خود قوام دارد و هم اینکه قوام عالم در دست اوست)، عزت دارد و مورد تقدیس واقع می‌شود و قادر و غنی است.

خداوند نه جوهر و نه جسم است (در فلسفه مبحث جوهر و عرض مطرح می‌شود. یک شیء ممکن است جوهرش یک چیزی باشد و عرضش چیز دیگری به طور مثال رنگ مشکی این میز عرض است یعنی بر آن عارض شده؛ خداوند نه جوهر است و نه عرض) و نه صورت و عرض و خط دارد. سطح نیست و وزن ندارد. خفیف نیست. سکون و حرکت (سکون و حرکت از لوازم ماده است خداوند بسیط است و نه به حرکت و نه به سکون وصل می‌شود) و مکان و زمان ندارد. (خداوند جسم نیست و از تمام آنچه ملزومات ماده است بری‌ست). خداوند از تمام صفات مخلوقات برتر و بالاتر است. خداوند از دو حد خارج است؛‌ حد ابطال (خداوند را به گونه‌ای تعریف کنید که در انتها به هیچ نتیجه‌ای نرسیم در برخی از نظریات تشیع مانند مفوضه این است که برای خداوند یک مفهوم انتزاعی قائل می‌شوند و حضرت رسول(ص) و امام علی(ع) را خلق کرده و عالم را به این دو بزرگوار سپرده است) حد تشبیه (گاهی اوقات نیز برای اینکه خداوند را معرفی کنند، پروردگار را به چیزهای گوناگون تشبیه می‌کنند. تشبیه کردن خداوند به هر چیزی اشتباه است)

وأنه تعالى شی لا کالأشیاء أحد صمد لم یلد فیورث ولم یولد فیشارک ولم یکن له کف أحد ( ۵ ) ولا ند ( ۶ ) ولا ضد (7) و لا شبه و لا صاحبه و لا مثل و لا نظیر و لا شریک لا تدرکه الأبصار و الأوهام و هو یدرکها لا تأخذه سنه و لا نوم . و هو اللطیف الخیر ( ۸ ) خالق کل شئ لا إله إلا هو له الخلق والأمر تبارک الله رب العالمین .و من قال بالتشبیه فهو مشرک و من نسب إلى الإمامیه غیر ما وصف فی التوحید فهو کاذب.

خداوند یک شیء است اما نه مانند شیء‌های دیگر (بحث کلامی مفصلی در این میان وجود دارد نظر شیخ صدوق این است که خداوند شیء است اما نه مانند دیگر اشیاء.) خداوند احد و صمد است (بی‌نیازی ساده‌ترین معنی صمد است. صمد در حقیقت چیزی است که خللی در آن وارد نیست) خداوند نمی‌زاید که از او کسی ارث ببرد و از کسی هم زاییده نشده که با کسی دیگر شریک شود. هیچ همتایی خداوند ندارد و همتا و مثل و مانندی ندارد و همچنین مخالف کسی هم نیست. خداوند شبیه ندارد و همسر نیز ندارد. مثل و مانند ندارد و بی‌نظیر است و شریکی هم برای او نیست. نه تنها چشم‌ها خدا را نمی‌بینند، وهم هم خدا را نمی‌تواند تصور کند (هر چه در اوهام آید مخلوق است) خداوند نه چرت می‌زند و نه می‌خوابد. خداوند لطیف است یعنی بسیار لطف دارد (لطیف صفت مشبه لطف است) آگاه است. همه چیز را خداوند خلق کرده. خدایی جز الله نیست برای خلق و امر است (دو عامل خلق و امر وجود دارد. خلق در حقیقت عالمی است که تدریجی است اما امر عالمی است که خداوند امر کند همان لحظه انجام می‌شود)

هر کسی قائل به تشبیه شود و خداوند را شبیه چیزی قرار دهد مشرک است و هر کسی غیر از آنچه بیان شد و توصیف کند و آن را به امامیه نسبت دهد، دروغ‌گوست.

وکل خبر یخالف ما ذکرت فی التوحید فهو موضوع مخترع وکل حدیث لا یوافق کتاب الله فهو باطل وإن وجد فی کتب علمائنا فهو مدلس.

هر خبری بیاید (روایت) که با آنچه در باب توحید بیان شدهمخالفت کند، آن خبر، موضوعی جعل شده و باطل است همچنین هر حدیثی که با آیات خدا موافقت نداشته باشد باطل است حتی اگر این احادیث در کتاب علما باشد پس دست‌کاری شده است. (شیخ صدوق ، الاعتقادات  ، ص ۲۲)»

آنچه بیان شد؛ توحید شیعه از نظر شیخ صدوق است.

متاسفانه امروز خدا با تعاریفی متفاوتی در عرفان‌های مختلف مطرح می‌شود که با تعریف شیعه از توحید متفاوت است.

اصول عقاید تغییر ناپذیرند

در اصول شیعه وقتی اصلی اثبات شد قابل تغییر نیست و نمی‌توان آن را با چند روایت تغییر داد. در مواردی که دو حدیث یا روایتی با همدیگر مخالف باشند علما معتقدند باید آن دو را با هم جمع کرد تا یکی از احادیث را ترک کنند.

حال این سوال مطرح می‌شود که اگر اصول ثابت و لامتغیر هستند پس پژوهش و تحقیق در این زمینه وجود ندارد و نباید صورت گیرد؟

در اعتقادات ما یکی سری از مسائل جزء اصول هستند و دسته دیگری جز فروعیات هستند. آنچه موضوعاتی که اصول هستند همیشه ثابتند (اصول یعنی مباحثی که با عقل، نقل و قرآن ثابت شده است) اما در فروع دین بحث پژوهش و تحقیق باز است به طور مثال مسائل تاریخی یکی از فروعیات است. تا امروز تاریخ شهادت امام حسن را 28 صفر می‌دانستند اما از امروز با توجه به پژوهش‌هایی که صورت گرفته تاریخ شهادت را هفتم صفر اعلام کرده‌اند. این موضوع خدشه‌ای به اصل دین وارد نمی‌کند.

مباحثی مانند ولایت که با قرآن و روایات اثبات شده است قابل تغییر نیست. اگرچه در مواردی هم مشاهده می‌شود که برخی اصول را تغییر می‌دهند اما علمای شیعه اجازه ورود این مباحث را نمی‌دهند و این مباحث نمی‌تواند راهی برای خود در اعتقادات شیعه باز کنند چرا که سال‌ها برای اثبات آنچه ما امروز به عنوان اصول اعتقادی و فقهی شیعه قبول داریم، تلاش شده است اما در فروعیات فقهی باب پژوهش همچنان باز است.

البته در اصول و فروع نیز بین علما اختلاف است و برخی از علما ولایت فقیه را اصل نمی‌دانند در حالی‌که برخی موضوع ولایت فقیه را اصل می‌دانند لذا پژوهش‌هایی در این زمینه نیز وجود دارد اما برخی از علما معتقدند موضوع ولایت فقیه فرعی از اصل امامت است.


و الاخبار التی یتوهم الجْهال تشبیها لله تعالی بخلقه فمعانی‌ها محموله علی ما فی القرآن نظائرها لان فی‌القرآن «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ / همه چیز هلاک می‌شود الا وجه خداوند (سوره قصص، آیه 88)»‌ و معن الوجه الدین. الوجه الذی یوت الله منه

یک دسته اخبار هستند که جهالان معنی درست آن اخبار را متوجه نشده‌اند و خداوند را به خلق تشبیه کرده‌اند (برخی از جهالان از نصوص دینی که شباهت‌هایی با خلق داشته‌اند برداشت تشبیهی نسبت به خداوند داشته‌اند مانند روایت «ید الله مع الجماعه» برخی با توجه به این روایت برای خدا دست قائل می‌شوند)  باید معنای آن روایات را حمل (تاویل) کنیم در قرآن مانند این آیه از قرآن که می‌فرماید: « كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ / همه چیز هلاک می‌شود الا وجه خداوند (سوره قصص، آیه 88)»‌ و باید آن را به دین حمل (تاویل) کنیم. (همه آیین‌ها نابود می‌شود الا دین خدا) منظور از وجه طریقی است که به سمت خدا می‌رویم (وقتی می‌خواهیم با کسی صحبت کنیم روی‌مان را به سمت او می‌کنیم. ما از طریق دین به سمت خدا می‌رویم پس منظور از وجه دین است.)
و فی‌ آلقرآن «یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ ساقوَ یُدْعَوْنَ اِلَى السُّجُودِ فَلا یَسْتَطیعُونَ / (به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه می‌گردد و دعوت به سجود می‌شوند، امّا نمی‌توانند (سجود کنند) (سوره قلم، آیه 42)» و الساق وجه‌ الامر و شدة و فی القران «أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللَّهِ وَإِن کُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ”/این دستورها برای آن است که ) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان ( آیات او)بودم! (سوره زمر، آیه 56)»الجنب الطاعه و «نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی/ از روح خويش در آن دميدم (سوره ص، آیه 72)» و الروح مخلوقه جعل الله منها من آدم

در قرآن کریم آیه «یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ ساقوَ یُدْعَوْنَ اِلَى السُّجُودِ فَلا یَسْتَطیعُونَ / (به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه می‌گردد و دعوت به سجود می‌شوند، امّا نمی‌توانند (سجود کنند) (سوره قلم، آیه 42)» ( اهل سنت درباره این آیه دو روایت را بیان می‌کنند؛ در یکی از آن روایات آمده است؛ جهنم پر می‌شود و خداوند ساق پایش را روی آتش می‌گذارد و فشار می‌دهد تا جای بیشتری باز شود و مردم به سجده می‌افتند.) ساق به معنی شدت و سختی روز قیامت است.( وقتی فضا به شدت سخت و منقلب می‌شود. عرب وقتی در یک فضای سخت و شدید قرار می‌گیرد می‌گوید (کشف الساق) این عبارت یک تعبیر ادبی است.)

در قرآن کریم آمده است؛ «أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللَّهِ وَإِن کُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ”/  این دستورها برای آن است که ) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان ( آیات او)بودم! (سوره زمر، آیه 56)» منظور از جنب خدا طاعت خداوند است. خداوند چیزی را خلق کرده است غیر از آدم که روح اوست.

در علوم قرآن بحثی با عنوان ظاهر گرایی وجود دارد که عده‌ای از علمای شیعه و سنی مانند ابن‌تیمیه از این دسته هستند. این دسته از علما با توجه به ظاهر آیات نظر می‌دهند در حالیکه باید این آیات تاویل شوند و ما این را در عقاید امامیه اثبات کرده‌ایم که خداوند جسم نیست و صورت داشتن از لوازم جسم است.



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی