اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

بیستمین جلسه سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه+فایل صوتی


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

عصمت انبیاء 4
یک نکته قابل ذکر است که یک واژه (مُخلِص) داریم و یک واژه (مُخلَص) که هر کدام از این واژه ها معنی متفاوتی دارند؛ مُخلِص به کسی گفته می شود که خودش می خواهد اخلاص بورزد ولی «مُخلَص» به شخصی اطلاق می شود که خدا او را به درجه اخلاص رسانده و در واقع (مُخلَص) آخرین درجه (مُخلِص) است و مقامی است که خداوند به مُخلِصین عطا می کند.

 

 

اعوذُ بالله مِنَ الشیطان الرّجیم
بسم‌الله الرّحمن الرّحیم
الحّمدُ اللهِ ربِّ العالَمین. بارِئِی الخَلائِقِ اَجمَعین. باعثِ الاَنبیاءِ وَ المُرسَلین وَ الصَّلاةُ وَ السَّلام عَلی اشرفِ الاَنبیاءِ وَ المُرسَلین، حبیبِ الهِ العالَمین اَبَاالقاسِم مُحَمَّد (ص) و عَلی آلهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین و لَعنَهُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
يَا أَبَا الْحَسَنِ يَا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَا زَيْنَ الْعَابِدِينَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيها عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ
با عرض سلام و ادب محضر خواهران و برادران مکرّم. انشاالله توسل امشب ما به حضرت زین العابدین(ع) مورد توجه این حضرت قرار بگیرد. در طول این هفته انشاالله جزء 20 قرآن را تلاوت کرده و ثوابش را نثار امام سجاد (ع) می نمائیم.
در جلسه گذشته محدوده عصمت انبیاء بیان شد و در این جلسه انشاءالله ادله عصمت از منظر قرآن مورد بررسی قرار می گیرد.
آیات دالّ بر عصمت انبیاء را می­توان در سه دسته‌ی کلی مورد مطالعه قرار داد:
دسته اول
آیاتی پیرامون انبیاء
این دسته خود شامل سه زیر مجموعه می باشد:
1ـ آیاتی که شخصیت انبیاء را معرفی می کند و بیان می کند انبیاء الهی الگو نمونه هستند:
برخی از آیاتی که در این باب آمده است به شرح زیر می باشد:
ـ «وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ / و آنان در پيشگاه ما جداً از برگزيدگان نيكانند. (سوره ص، آیه 47)»
در این آیه شریفه صریحاً اشاره شده است به این موضوع که خداوند از بین خوبان بهترین آنان را به عنوان انبیاء انتخاب کرده است. پس نتیجه می شود که این افراد نمی توانند اهل گناه باشند در غیر اینصورت در گروه خوبان و اخیار نبودند.
ـ « قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ / بگو: «سپاس براى خداست، و درود بر آن بندگانش كه [آنان را] برگزيده است.» آيا خدا بهتر است يا آنچه [با او] شريك مى‏گردانند؟ (سوره نمل، آیه 59)
این آیه شریفه نیز اشاره دارد به این مطلب که خداوند این عباد را انتخاب کرده است اگر کسی اهل خطا باشد آیا خداوند او را انتخاب می کند.
2ـ آیاتی که واژه یا مشتقات «خلص» یا «خلوص» در آن بیان شده است:
ـ «وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدي وَ الْأَبْصارِ .إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَي الدّارِ/ و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده‏ور بودند به يادآور ما آنان را با موهبت ويژه‏اى -كه يادآورى آن سراى بود- خالص گردانيديم. (سوره ص، آیه 45)»
در این آیه نیز افراد مخلص را معرفی می کند که دو ویژگی نیرومندی و بصیرت را نیز دارا بودند و خداوند می فرماید ما اینها را خالص کردیم به واسطه اینکه ایشان بسیار به یاد معاد بودند.
ـ « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسي إِنَّهُ كانَ مُخْلَصًا وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا / و در اين كتاب از موسى‏ ياد كن، زيرا كه او پاكدل و فرستاده‏اى پيامبر بود. (سوره مریم، آیه 51)»
در این قسمت از بحث یک نکته قابل ذکر است که یک واژه (مُخلِص) داریم و یک واژه (مُخلَص) که هر کدام از این واژه ها معنی متفاوتی دارند؛ مُخلِص به کسی گفته می شود که خودش می خواهد اخلاص بورزد ولی «مُخلَص» به شخصی اطلاق می شود که خدا او را به درجه اخلاص رسانده و در واقع (مُخلَص) آخرین درجه (مُخلِص) است و مقامی است که خداوند به مُخلِصین عطا می کند.
قرآن درباره حضرت یوسف(ع) نیز می فرماید:
ـ « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ / و در حقيقت [آن زن] آهنگ وى كرد و [يوسف نيز] اگر برهان پروردگارش را نديده بود آهنگ او مى‏كرد چنين [كرديم] تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود (سوره یوسف، آیه 24)»
در اینجا نیز متذکر می شویم که وقتی قرآن داستان سجده نکردن شیطان به آدم را بیان می کند در مکالمه خدا و شیطان می فرماید:
ـ « قَالَ رَبّ‏ِ بمَِا أَغْوَيْتَنىِ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنهَُّمْ أَجْمَعِينَ/إِلَّا عِبَادَكَ مِنهُْمُ الْمُخْلَصِينَ/ قَالَ هَاذَا صِرَاطٌ عَلىَ‏َّ مُسْتَقِيمٌ/ إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيهِْمْ سُلْطَنٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ/ گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت / مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را / فرمود اين راهى است راست [كه] به سوى من [منتهى مى‏شود] / در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند(سوره حجر، آیه 42ـ 39)»
بر طبق این آیات از قرآن کریم شیطان به مُخلَصین دسترسی ندارد و خداوند درباره حضرت یوسف می فرماید» « إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ».
هر جا تفسیر و روایتی را شنیدیم که در آن حضرت یوسف را گنهکار معرفی می کرد بدانید این تفسیر و روایت بر طبق آنچه که بر اساس آیات قرآن اثبات کردیم دروغ و برداشتی نادرست از آیات قرآن کریم است.
به طور مثال در بعضی از تفاسیر، تفسیر غلطی درباره این آیات شریفه که داستان حضرت یوسف را بیان می کند آمده است و می گویند شیطان باعث شد حضرت یوسف خدا را در زندان فراموش کند در حالیکه ضمیر «ه» در «فانساه الشیطان» به آن مرد ساقی مربوط می شود و تفسیر صحیح این آیه این است که حضرت یوسف از آن مرد خواست تا ایشان را در نزد فرعون یاد کند که شیطان باعث شد آن مرد این موضوع را فراموش کند و حضرت یوسف چند سال دیگر در زندان ماند.
ـ « وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ / و [يوسف] به آن كس از آن دو كه گمان مى‏كرد خلاص مى‏شود گفت مرا نزد آقاى خود به ياد آور و[لى] شيطان يادآورى به آقايش را از ياد او برد در نتيجه چند سالى در زندان ماند (سوره یوسف، آیه 42)»
3ـ آیاتی که انبیاء را به عنوان نمونه و الگو معرفی می کند:
ـ «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللّهَ وَ الْيَوْمَ الْاخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثيرًا/ قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نيكوست: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند.( سوره احزاب، آیه 21)»
وقتی پیامبر به عنوان یک اسوه حسنه معرفی می شود دیگر نباید از ایشان خطایی سر بزند.
ـ «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ/ قطعاً براى شما در [پيروى از] ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست (سوره ممتحنه، آیه 4) »
این مطلب نیز از نظر عقلی مورد تأئید است که وقتی خداوند شخصی را به عنوان اسوه معرفی می کند اگر این شخص خطا کند پس چون الگو است دیگران هم باید تابع او باشند.
دسته دوم
آیاتی که رابطه بین انبیاء و مردم را بیان می کند:
1ـ آیاتی که بیانگر رابطه­ای هستند که بین انبیاء علیهم السلام و مردم وجود دارد و اینکه این رابطه، یک رابطه‌ی تساوی نیست بلکه رابطه حاکم و محکوم است یا رابطه مطیع و مطاع و اطاعت آنها بر تمام انسانها واجب است مانند:
ـ « وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَوَءَاتُواْ الزَّكَاةَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ‏لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ  /  و نماز را به پا دارید و زكات را بپردازید و خدا و رسول را فرمان بريد، باشد كه مشمول رحمت قرار گيريد. (سوره نور ، آیه 56)»
در این آیه پس از اطاعت خدا بلافاصله و با واو عطف اطاعت از رسول بیان شده است یعنی همانطور که به همه دستورات الهی باید پایبند باشیم به دستورات پیامبر(ص) نیز باید عمل کنیم حال اگر این پیامبر اهل گناه باشد با آنچه که در قرآن درباره اطاعت از پیامبر بیان شده است مغایر می باشد.
ـ « إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُوني وَ أَطيعُوا أَمْري/ پروردگار شما [خداى‏] رحمان است، پس مرا پيروى كنيد و فرمان مرا پذيرا باشيد. (سوره طه، آیه 90)»
پیامبران می فرمودند: از ما اطاعت کنید پس نتیجه می شود این پیامبران باید پاک و معصوم باشند تا بشود از ایشان اطاعت کرد.
2ـ آیاتی که نشان دهنده این است که کسانیکه مطیع انبیاء هستند چه پاداشی دریافت می کنند.
ـ « تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ يدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ اينها احكام الهى است، و هر كس از خدا و پيامبر او اطاعت كند، وى را به باغهايى درآورد كه از زير [درختان‏] آن نهرها روان است. در آن جاودانه‏اند، و اين همان كاميابى بزرگ است. (سوره نساء، آیه 13)»
هر کس اطاعت از خدا و رسول کند پاداش او بهشت می باشد پس این رسول باید کارهای نیک انجام دهد تا مردم از او اطاعت کنند و خدا به آنها بهشت را پاداش دهد.
(در مبحث ولایت این موضوع مفصل تر بیان می شود، در زیارت جامعه کبیره می خوانیم «و قرن طاعتکم به طاعته / مقرون کرده طاعت شما را به طاعت خود »
برخی مانند دکتر سروش بیان می کنند که ما فقط در امور اخروی تابع قوانین الهی هستیم درحالیکه ما معتقدیم در امور دنیوی نیز باید مطیع اوامر الهی باشیم و آنچه را که خداوند درباره امور دنیوی دستور فرموده است باید اطاعت کنیم چه این موضوع از لحاظ علمی ثابت شده باشد و چه ثابت نشده باشد.
اطاعت از رسول هم در کنار اطاعت از خدا آمده است؛ اگر پیامبر در امور دنیوی امری را متذکر شوند ما باید مطیع امر ایشان باشیم در حالیکه اهل سنت این موضوع را قبول ندارند و اطاعت از رسول را بر اساس یک روایت جعلی فقط در امور اخروی می دانند.
براساس همین دسته از روایات جعلی معتقدند پیامبر که در سطحی ترین امور دنیوی تجربه ای ندارد پس در اداره جامعه نیز دخالتی نباید داشته باشد و گروه اهل حل و عقد که نخبگان جامعه هستند باید تصمیم بگیرند که چه کسی حکومت کند و نیازی به امام و پیامبر نیست.
3ـ آیاتی که بیانگر جایگاه کسانی است که اطاعت از خدا و پیامبر نمی کنند.
ـ «وَ مَنْ يَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يدْخِلْهُ نارًا خالِدًا فيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهين/ و هر كس از خدا و پيامبر او نافرمانى كند و از حدود مقرر او تجاوز نمايد، وى را در آتشى درآورد كه همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفت‏آور است. (سوره نساء، آیه 14)»
در این آیه نیز نافرمانی از خداوند با واو عطف در کنار نافرمانی از رسول بیان شده است.
دسته سوم:
این آیات مستقیماً به عصمت انبیاء ارتباط ندارند، بلکه یک حکم عام را بیان می کنند، اما تحت این حکم عام، عصمت انبیاء را هم می­توان داخل کرد.
در آخرین شاخه از دسته دوم بیان شد که هر که از خدا و پیامبر نافرمانی کند در جهنم داخل می شود.
پس اگر پیامبری عصیان کند چه می شود لازم می آید که مستحق عقوبت باشند و داخل جهنّم شوند (معاذ الله) ؛ با توجه به این دسته  از آیات مشخص می شود که پیامبران هرگز گناه نمی کنند.
بحث دیگری که مطرح می شود این است که اگر یقین دارین کسی فاسق است شهادت او قبول نیست؛ حال اگر انبیاء اهل فسق باشند دیگر کردار و گفتار ایشان مورد قبول نیست.
ـ « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أنْ تُصيبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلي ما فَعَلْتُمْ نادِمين/ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد،] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد(سوره حجرات، آیه6)» 
در پایان این بخش نیز آیه شریفه دیگری بیان می شود که خود حجت دیگری است بر اینکه انبیاءالهی نمی توانند اهل ظلم و گناه باشند.
ـ « وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ / و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد(سوره بقره، آیه 124)»
کسی که گناه می کند یا به خدا ظلم می کند یا به خودش و یا به دیگران در نتیجه گنهکار ظالم است و عهد خدا به ظالمین نمی رسد.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای مشاهده و استفاده از جلسات قبلی در این قسمت کلیک بفرمایید



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی