اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

بیست و هفتمین جلسه سلسله در س گفتارهای عقاید امامیه + فایل صوتی


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نبوت خاصه5

به نظر بنده اگر قرآن را به لفظ و معنا محدود کنیم در حق قرآن جفا شده است؛ قرآن موجودی است که در برابر اهل بیت(ع) خودنمایی می کند. لذا بنده معتقدم قرآن در هر زمینه و وجهی می تواند معجزه باشد و این موضوع نیاز به اثبات علمی دارد، مثلاً در لفظ، در تکرار آیات، روش تفهیم، لمس آیات، دیدن آیات، همراه بودن آیات، خواصی که برای آیات نقل شده است، آهنگ و موسیقی قرآن، حفظ قرآن، قرآن در طول تاریخ، روش غصه گویی قرآن، روش القاء مطلب به مخاطب، پاسخ گو بودن قرآن در مقابل تمام بشر و.... در تمام اینها قرآن معجزه است

 

 

اعوذُ بالله مِنَ الشیطان الرّجیم
بسم‌الله الرّحمن الرّحیم
الحّمدُ اللهِ ربِّ العالَمین. بارِئِی الخَلائِقِ اَجمَعین. باعثِ الاَنبیاءِ وَ المُرسَلین وَ الصَّلاةُ وَ السَّلام عَلی اشرفِ الاَنبیاءِ وَ المُرسَلین، حبیبِ الهِ العالَمین اَبَاالقاسِم مُحَمَّد (ص) و عَلی آلهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین و لَعنَهُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 يَا أَبَا مُحَمَّدٍ يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ أَيُّهَا الزَّكِيُّ الْعَسْكَرِيُّ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ و قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيها عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ
ان شاء الله در طول هفته جزء بیست و هفتم قرآن را تلاوت خواهیم کرد و ثواب آن را نثار حضرت عسگری می نماییم.
بحث ما در نبوت خاصه بود و پیرامون اعجاز قرآن صحبت می کردیم. وجوه اعجاز قرآن و اهمیت آن بیان شد، در این جلسه ان شاءالله بحث اعجاز را تمام خواهیم کرد.
نظریه ای به نام صرفه داریم که از صرف نظر گرفته شده است؛ این نظریه را بعضی از بزرگان اهل سنت مخصوصاً معتزله نقل کرده اند بزرگانی مانند جاحظ، ابواسحاق نَظّام موسس فرقه نظّامیه، در بین شیعیان نیز سید مرتضی (علیه الرحمه) معتقد به بحث صرفه هستند؛ ایشان معتقدند سرِّ اعجاز قرآن در صرفه است، قرآن کریم می فرماید: « سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ / به زودى كسانى را كه در زمين بناحق تكبر مى‏ورزند از آياتم رويگردان سازم [به طورى كه] اگر هر نشانه‏اى را [از قدرت من] بنگرند بدان ايمان نياورند و اگر راه صواب را ببينند آن را برنگزينند و اگر راه گمراهى را ببينند آن را راه خود قرار دهند اين بدان سبب است كه آنان آيات ما را دروغ انگاشته و غفلت ورزيدند (سوره اعراف، آیه 146)» عده ای این را مرتبط دانسته اند با اعجاز قرآن و می گویند: سرِّ اعجاز قرآن در این آیه است یعنی اگر خداوند می فرماید: یک آیه را بیاورید و تحدی می کند، مردم می توانند آیه بیاورند ولی خداوند نمی گذارد گویا یک قدرت خارجی در انسان تصرف می کند و مانع از این می شود که انسان بتواند آیه ای مانند قرآن بیاورد، اعراب می توانستند مانند آیات بیاورند ولی خدا نمی گذاردو خداوند با اراده قهری جلوی آنان را می گیرد؛ درباره این نظریه نیز تقسیم بندیهایی می کنند و می گویند: بعضیها می خواهند تحدی قرآن را پاسخ دهد و سوره بیاورد ولی خدا انگیزه آن را می گیرد و نیت آن را بر می گرداند، بعضی دیگر می گویند: خدا در علم آنها دست می برد و علم آنها را می کاهد. البته اکثر علما این نظریه را رد می کنند و قبول ندارند.
در بین علمای متأخرین آیت الله معرفت در این باره می فرمایند نمی تواند این نظریه درست باشد به این دلیل که لفظ آیات قرآن که پیرامون اعجاز قرآن است به گونه ای است که خدا می فرماید: اصلاً نمی توانید بیاورید مانند آن را و این به معنی این نیست که نیرویی از بیرون مانع شود بلکه اصلاً قادر به این کار نیستید چون این کلام خالق است و ما مخلوقیم و لغاتی که در دایره  ماست با ادبیات قرآن متفاوت است؛ چینش آن و نظم و سیاق آن از عالم دیگری است و با واژگان و ادبیات زمین متفاوت است و نمی شود این چنین چیزی را با لغات و ادبیات زمین به بشر تحویل داد و دلیل دیگر اینکه اگر این چنین باشد؛ خداوند با زور مانع از این شده است که کسی آیه ای نیاورد. و این موضوع با آیات قرآن هماهنگ نیست.
عموم مفسران درباره آیه « سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ / به زودى كسانى را كه در زمين بناحق تكبر مى‏ورزند از آياتم رويگردان سازم [به طورى كه] اگر هر نشانه‏اى را [از قدرت من] بنگرند بدان ايمان نياورند و اگر راه صواب را ببينند آن را برنگزينند و اگر راه گمراهى را ببينند آن را راه خود قرار دهند اين بدان سبب است كه آنان آيات ما را دروغ انگاشته و غفلت ورزيدند (سوره اعراف، آیه 146)» را به نوعی دیگر تفسیر کرده اند و گفته اند مقصود این آیه دفع شبهات ایراد شده مستکبران است؛ یعنی آیات و نشانه های خدا می آید و مستکبران شبهه ایجاد می کنند، این شبهات دفع شده است یا از طریق قرآن و یا پیامبر(ص) به این شبهات پاسخ داده اند و بعضیها را علما در طول تاریخ پاسخ گفته اند، شبهات مستکبرین در طول تاریخ  بی پاسخ نمانده است.  ظاهر آیه و نص آن نیز اشاره ای به اعجاز ندارد و به نظر می رسد سخن آقای معرفت، کلام صحیحی باشد.
ایشان می فرماید: صرفه یعنی سلب هر گونه امتیاز از قرآن است و اگر کسی قائل به نظریه صرفه باشد دیگر امتیازی برای قرآن قائل نیستیم.
این موضوعی بود که لازم بود در بحث اعجاز قرآن بیان شود.
بحث دیگر مراحل تحدی قرآن است که خداوند در چند مرحله  تحدی کرده است:
مرحله نخست: به طور مطلق می فرماید: اگر می توانید سخنی مانند قرآن بیاورید؛ قرآن کریم می فرماید: « أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ / فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ / يا مى‏گويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند / پس اگر راست مى‏گويند سخنى مثل آن بياورند (سوره طور، آیه 33 و 34)» شما که معتقید اینها را پیامبر(ص) بافته است شما هم که از او فصیح ترید و آوازه شعر و شاعری هم دارید پس اگر می توانید مانند آن را بیاورید.
مرحله دوم: قرآن در این باره نیز می فرماید: « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ / یا مى‏گويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد ده سوره برساخته‏شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى‏توانيد فرا خوانيد (سورهود، آیه13)» اگر می توانید ده سوره مانند آن ببافید و از هر کسی که می توانید کمک بگیرید.
مرحله سوم: در این مرحله پیشنهاد می کند یک سوره بیاورید و می فرماید: « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ/ یا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد (سوره یونس، آیه38)»
مرحله چهارم: در اینجا خداوند می فرماید: شما اصلاً نمی توانید این کار را بکنید و می گوید اظهار عجز کنید « وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ / فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ / و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد/  پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد (سوره بقره، آیه 23 و24)» هیزم این آتش مردم و سنگها هستند که برای کافران آماده شده است (ان شاءالله ما از این آیه در بحث معاد بیشتر استفاده خواهیم کرد).
آخرین مرحله: در این مرحله خداوند می فرماید: « قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا / بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند (سوره اسراء، آیه)» اگر همه انسانها و جنیان همدیگر را یاری کنند نمی توانند مانند قرآن بیاورند؛ این آیه بهترین نمونه است برای معرفی قرآن.
مبحث دیگر ابعاد اعجاز قرآن است.
نظریه ای این حقیر دارم که نیاز به اثبات دارد؛ در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: که قرآن در همه ابعادش دارای اعجاز است؛ یعنی اگر اعجاز قرآن را خلاصه کنیم در فصاحت و بلاغت به این معنی است که قرآن را لفظی بیش ندیده ایم، اگر محتوا را به آن اضافه کنیم یعنی فقط آن را یک کتاب پنداشته ایم هر کتابی یک لفظ دارد و یک محتوا، در صورتی که در روایات آمده است که قرآن موجودی زنده است و ثقل اکبر است؛ یعنی اهل بیت (ع) با تمام عظمتشان می شوند ثقل اصغر و قرآن ثقل اکبر است. در روایت از معصوم آمده است که اگر سخنی از ما شنیدید که با قرآن مغایرت داشت آن را نپذیرید و به قرآن عمل کنید و همچنین می فرمایند: هر آنچه که ما می گوییم ریشه در قرآن دارد.
به نظر بنده اگر قرآن را به لفظ و معنا محدود کنیم در حق قرآن جفا شده است؛ قرآن موجودی است که در برابر اهل بیت(ع) خودنمایی می کند. لذا بنده معتقدم قرآن در هر زمینه و وجهی می تواند معجزه باشد و این موضوع نیاز به اثبات علمی دارد، مثلاً در لفظ، در تکرار آیات، روش تفهیم، لمس آیات، دیدن آیات، همراه بودن آیات، خواصی که برای آیات نقل شده است، آهنگ و موسیقی قرآن، حفظ قرآن، قرآن در طول تاریخ، روش غصه گویی قرآن، روش القاء مطلب به مخاطب، پاسخ گو بودن قرآن در مقابل تمام بشر و.... در تمام اینها قرآن معجزه است.
ریشه این نظریه در این حدیث امام صادق(ع) است که می فرمایند: «لقد تجلی الله فی کلامه لعباده ولکن لا یبصرون/ خدا (اسم الله) تجلی کرده در کلامش برای بندگانش ولی آنها نمی بینند» الله ذاتی است که مستجمع جمیع صفات خداوند است و نفرموده است رحمان یعنی فقط رحمانیت خداوند جلوه کند و نفرموده است قادر و یا صفات دیگر، وقتی می فرماید: «الله» یعنی خداوند با جمیع صفاتش تجلی کرده در کلامش برای بندگان؛ یعنی اگر کسی بصیرت پیدا کند، تجلی خداوند است (در ماه مبارک رمضان در این باره صحبت کردیم، قرآن می فرماید: « وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ / و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى ديد ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم (سوره اعراف، آیه 143)» در داستان حضرت موسی(ع) خدا وقتی به کوه تجلی می کند کوه متلاشی می شود)
حضرت صادق(ع) می فرمایند: قرآن تجلی خداوند است؛ قرآن نیز می فرماید: « لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ / اگر اين قرآن را بر كوهى فرومى‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مى‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مى‏زنيم باشد كه آنان بينديشند (سوره حشر، آیه21)» پس مشخص می شود این حدیث و سخن امام صادق(ع) ریشه در قرآن دارد؛ وقتی چیزی تجلی خداوند باشد در همه ابعادش می تواند معجزه باشد.
درباره لفظ آن در جلسه گذشته مفصل بیان شد؛ فصاحت و بلاغت، اسلوب بیان، شیوه بیان، نثر نیست، نظم نیست، سجع هم نیست شعر نیست اما قافیه مربوط به خود را دارد، درباره معنا و محتوا نیز در گذشته توضیح داده شده است، اعجاز علمی قرآن، اخبار غیبی قرآن از حال و آینده، ظاهر و باطن قرآن، اطلاعاتی که ما درباره قرآن داریم تنها بخشی از ظاهر قرآن است، دریای عمیقی باطن قرآن دارد و امام صادق(ع) می فرمایند: « انّ الله جعل ولایتنا أهل البیت قطب القرآن و قطب جمیع الکتب، / ولایت ما محور قرآن است و محور جمیع کتب است» اینها همه در باطن قرآن است؛ لذا وقتی وارد فضای باطن قرآن می شویم و روایاتی که در این زمینه است را مطالعه می کنیم مشاهده می کنیم همه آیات مربوط به اهل بیت (ع) می شود چون اینها هر دو یکی هستند و از هم جدا نمی شوند؛ و این «لن یفترقا» در باطن قرآن است که جلوه می کند. در بعضی از روایات داریم که قرآن هفتاد بطن دارد.
در تکرار آیات نیز اعجاز وجود دارد، مانند خواصی که درباره آیت الکرسی آمده است، که مداومت بر آیت الکرسی باعث می شود خداوند متعال خودش جان آن مؤمن را بگیرد. در قرآن نیز خدا می فرماید: « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ / خدا جانها را به هنگام مردنشان می گيرد ، و نيز جان کسانی را که در، خواب خود نمرده اند جانهايی را که حکم مرگ بر آنها رانده شده نگه می داردو ديگران را تا زمانی که معين است باز می فرستد در اين عبرتهاست برای آنهايی که می انديشند (سوره زمر، آیه42)».
دریایی از خواص سور وجود دارد که ما از آن غافلیم؛ در تکرار آیات اعجازی وجود دارد که وقتی آن را می خوانیم متوجه می شویم. مثلا مداومت در خواندن سوره حمد باعث ایجاد آرامش در انسان می شود.
در روش تفهیم نیز قرآن دارای اعجاز است و ما در این باره نیز در ماه مبارک رمضان مفصل این موضوع را بیان کردیم، برای فهمیدن یک کتاب باید آن را چندین بار بخوانید تا متوجه آن شوید و از ترکیب و تجزیه لفظ می توانید به معنا برسید. اما درباره قرآن به گونه ای دیگر است، برای فهمیدن آیات باید آدابی را رعایت کرد از جمله وضو داشتن، روبه قبله بودن، شب خواندن قرآن و ....، با رعایت این آداب یک فرد عامی و بی سواد هم می تواند از آن بهره مند گردد. توصیه می شود حتی اگر سواد خواندن هم ندارید به آیات نگاه کنید و این خود باعث بهره بردن از قرآن می شود در حالیکه هیچ یک از کتب بشری این خاصیت را ندارند، تکرار آیات خود باعث فهم آن می شوند.
لمس کردن قرآن نیز اعجاز است؛ در احوالات کربلایی کاظم آمده است که فقط با لمس کلمات متوجه می شد کدام یک از آیات قرآن است و کدام یک کلمه معمولی است. لذا می گویند اگر حافظ قرآن هم هستید باز هم قرآن را از رو بخوانید.
همراه بودن آیات که بازهم از اعجاز است و روایاتی درباره آنها آمده است. شفا دادن مرضهای جسمی و روحی توسط قرآن، به طور مثال در خواص سوره منافقین آمده است که اگر کسی دچار دل درد است سوره منافقین را بخواند حالش خوب می شود.
هر چه می گذرد از اعجاز قرآن بیشتر پرده برداری می شود مخصوصاً در حوزه علوم مشاهده می شود که پیشرفتهایی که بشر در طول تاریخ به آن رسیده در قرآن به آنها اشاره شده است، در حالیکه درباره دیگر کتب اینچنین نیست و هر چه زمان می گذرد کتب نوشته شده توسط بشر بیشتر به فراموشی سپرده می شوند حتی هر چه در طول تاریخ سعی شد که این قرآن را از بین ببرند باز هم بر پیروان آن افزوده شد و نه تنها به فراموشی نرفت بلکه مخاطبان بیشتری در سرتاسر عالم پیدا کرد؛ قرآن نیز می فرماید: « يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ / مى‏خواهند نور خدا را با دهان‏هاى خود خاموش كنند، ولى خدا كامل‏كننده‏ى نور خويش است، هر چند كافران خوش نداشته باشند (سوره صف، آیه8)»
آهنگ و موسیقیایی قرآن نیز که در کتاب علوم قرآن آیت الله معرفت به تفصیل بیان شده است و ما از آن به علت طولانی بودن و کمبود وقت صرف نظر می کنیم.
حفظ کردن قرآن؛ کسی که حافظ قرآن است می داند چه معجزه ای است حفظ قرآن و چه برکاتی دارد، سفارش شده است اگر کسی حافظه ضعیفی دارد قرآن را حفظ کند. چون باعث می شود حافظه انسان قوی شود.
انواع اعجاز قرآن
آیت الله معرفت اعجاز قرآن را به سه دسته: اعجاز بیانی، اعجاز علمی و اعجاز تشریعی تقسیم می کند.
اعجاز بیانی: در جلسه گذشته بیان شد، چینش کلمات، انتخاب واژگان، تقدم و تأخر و.....
اعجاز تشریعی: مطالب شریعت که در این کتاب آمده است خود دارای اعجاز است مثلاً مطالب فردی، اجتماعی، سیاسی و.... در آن آمده است، گاهی مشاهده می شود یک آیه شامل تمامی این موارد می شود.
از مسائل بهداشتی تا ادبیات و فقه و کلام و ... همه در آیات قرآن آمده است.
اعجاز علمی: در هفته گذشته نمونه هایی بیان شد، در این جلسه نیز موارد دیگری نیز بیان می کنیم؛ گفتیم قرآن کتاب علمی نیست و کتابی است که برای هدایت آمده است ولی گاهی اشاره ای به موارد علمی نیز می کند . اینکه می فرماید: «تبیاناً لکل شی» تبیان است برای هدایت بشر و الا علومی مانند شیمی و فیزیک در این کتاب یافت نمی شود اما اشاراتی شد ه است. به طور مثال می فرماید:
« أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ / آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى‏آورند (سوره انبیاء، آیه30)» رتق به معنی بهم پیوسته و فتق به معنی از هم گسسته؛ در طول تاریخ مفسرین معنی این آیه را متوجه نمی شدند و گونه های مختلفی از تفسیر برای این آیه بیان شده است به طور مثال گفته اند: آسمان بسته بوده است باز شده است به بارش باران، زمین نیز بسته بوده است باز شده به رویش گیاه، در صورتی که آیه می فرماید: « أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ / آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى‏آورند (سوره انبیاء، آیه30)» و در طول تاریخ تفاسیر اشتباهی درباره این آیه آمده است ، ولی اخیراً محققان متوجه شده اندکه آسمان و زمین بهم چسبیده بوده اند و سپس از هم جدا شده اند.
آیه دیگری در قرآن نیز آمده است که می فرماید: « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ / سپس به آسمان پرداخت در حالى كه [به صورت‏] دودى بود. پس به آن و به زمين گفت: با ميل يا اجبار بياييد. گفتند: فرمانبردارانه آمديم (سوره فصلت، آیه11)»دانشمندان می گویند: منشأ جهان مادی بصورت یک توده گازی بوده است. بدین ترتیب واژه دخان در زبان عرب دقیق ترین تعبیر از ماده نخستین ساختار جهان است. این سخنان کسانی است که به قرآن اعتقادی ندارند.
در نهج البلاغه نیز امیرالمؤمنین(ع) نیز به این موضوع اشاره داشته است و می فرمایند: « ثُمَّ اِنْشاءَ سُبْحانَهُ فَتْقَ الاَجْواءِ وَ شَقَّ الاَرْجاءِ وَ سَكائِكَ الْهَواءِ، فَاءَجْرى فِیها ماءً مِتَلاطِما تَیّارُهُ، مَتَراكِما زَخّارُهُ، حَمَلَهُ عَلى مَتْنِ الرِّیحِ الْعاصِفَهِ، وَ الزَّعْزَعِ الْقاصِفَهِ، فَاءَمَرَها بِرَدِّهِ، وَ سَلَّطَها عَلى شَدِّهِ، وَ قَرَنَها الى حَدِّهِ، الْهَواءُ مِنْ تَحْتِها فَتِیْقٌ، وَ الْماءُ مِنْ فَوْقِها دَفِیقٌ، ثُمَّ اءَنْشَاءَ سُبْحانَهُ رِیْحا اِعْتَقَمَ مَهَبَّها وَ اءدامَ مُرَبَّها، وَ اءَعْصَفَ مَجْراها، وَ اءَبْعَدَ مُنْشاها، فَاءمَرَها بِتَصْفِیقِ الْماءِ الزَّخّارِ، وَ اِثارَهِ مَوْجِ الْبِحارِ.فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ الْسِّقاءِ، وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَها بِالْفَضاءِ، تَرُدُّ اَوَّلَهُ عَلى آخِرِهِ، وَ ساجِیَهُ عَلى مائِرِهِ، حَتّى عَبَّ عُبابُهُ، وَرَمى بِالزَّبَدِ رُكامُهُ فَرَفَعَهُ فى هَواءٍ مُنْفَتِقٍ، وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ، فَسَوّى مِنْهُ سَبْعَ سَماواتٍ جَعَلَ سُفْلاهُنَّ مَوْجا مَكْفوفا وَ عُلْیاهُنَّ سَقْفا مَحْفوظا، وَ سَمُكا مَرْفوعا. بِغَیْرِ عَمَدٍ یَدْعَمُها، وَ لا دِسارٍ یَنْتَظِمُها، ثُمَّ زَیَّنَها بِزینَهٍ الْكَواكِبِ، وَ ضِیاءِ الثَّواقِبِ، وَ اءَجْرى فِیها سِراجا مُسْتَطِیرا، وَ قَمَرا مُنیرا، فى فَلَكٍ دائِرٍ، وَ سَقْفٍ سائِرٍ، وَ رَقِیمٍ مائِرٍ.ثُمَّ فَتَقَ ما بَیْنَ السَّماواتِ الْعُلى ، فَمَلَاءَهُنَّ اءَطْوارا مِنْ مَلائِكَتِهِ، /، نگاه ، خداوند سبحان فضاهاى شكافته را پدید آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازین را بیافرید و در آن آبى متلاطم و متراكم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت وزنده توفان زاى نهاد. و فرمان داد، كه بار خویش بر پشت استوار دارد و نگذارد كه فرو ریزد، و در همان جاى كه مقرر داشته بماند. هوا در زیر آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جریان یافت . (و تا آن آب در تموج آید)، باد دیگرى بیافرید و این باد، سترون بود كه تنها كارش ، جنبانیدن آب بود. آن باد همواره در وزیدن بود وزیدنى تند، از جایگاهى دور و ناشناخته . و فرمانش داد كه بر آن آب موّاج ، وزیدن گیرد و امواج آن دریا برانگیزد و آنسان كه مشك را مى جنبانند، آب را به جنبش واداشت . باد به گونه اى بر آن مى وزید، كه در جایى تهى از هر مانع بوزد. باد آب را پیوسته زیر و رو كرد و همه اجزاى آن در حركت آورد تا كف بر سر برآورد، آنسان كه از شیر، كره حاصل شود. آنگاه خداى تعالى آن كفها به فضاى گشاده ، فرا برد و از آن هفت آسمان را بیافرید. در زیر آسمانها موجى پدید آورد تا آنها را از فرو ریختن باز دارد. و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى هیچ ستونى كه بر پایشان نگه دارد یا میخى كه اجزایشان به هم پیوسته گرداند. سپس به ستارگان بیاراست و اختران تابناك پدید آورد و چراغهاى تابناك مهر و ماه را بر افروخت ، هر یك در فلكى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرك .سپس ، میان آسمانهاى بلند را بگشاد و آنها را از گونه گون فرشتگان پر نمود. (خطبه 1، نهج البلاغه)»
همچنین قرآن می فرماید: « وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ / و در زمين كوههايى استوار نهاديم تا مبادا [زمين] آنان [=مردم] را بجنباند و در آن راههايى فراخ پديد آورديم باشد كه راه يابند (سوره انبیاء، آیه 31)» علم در عصرحاضر اثبات کرده است که کوهها در روی زمین مانند میخ عمل می کنندو مانندکمربندی زمین را فرا گرفته است و اگر نبودند زمین همیشه لرزش داشت. « وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا / و كوهها را [چون] ميخهايى [نگذاشتيم] (سوره نباء، آیه 7)».
امیرالمؤمین(ع) نیز در نهج البلاغه به این معنی اشاره داشته است.
نمونه دیگر از این آیات؛ « وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ / و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى‏آورند (سوره انبیاء، آیه30» همه چیز از آب زنده است که دانشمندان به این نتیجه نیز رسیده اند که بیشتر حجم تشکیل دهنده تمامی موجودات از آب است.
قرآن نیز می فرماید: « وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ / و آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم و[لى] آنان از [مطالعه در] نشانه‏هاى آن اعراض مى‏كنند (سوره انبیاء ، آیه 32)» امروزه به این سقف که در قرآن به آن اشاره شده است لایه ازن گفته می شود.
نظریه دیگری نیز موجود است که نیاز به اثبات علمی دارد، نظریه این است که قرآن و اهل بیت(ع) هر دو یکی هستند؛ امیر المؤمنین(ع) بر روی منبر فرمود هر چه می خواهید از من بپرسید، و اهل بیت(ع) همیشه تأکید داشتند که از ما سئوالات خود را بپرسیدو با توجه به مخاطب خود پاسخ می دادند. علما نیز همین گونه اند وقتی به ایشان مراجعه می کنیم آنچه را می گویند که نیاز مخاطبشان است.
امام معصوم (ع) که هادی انسان است یک هدایت عمومی دارد و یک هدایت خاصه؛ آیا پس قرآن این شأن را ندارد؟ مگر قرآن ثقل اکبر نیست؟ پاسخ حقیر به این سئوال این است که هر کسی اگر با نیاز خود به قرآن مراجعه کند و با آن آدابی که مطرح شده است، خود می تواند درد خودش را با قرآن برطرف کند، قرآن داروخانه ای است که برای همه بشر دارو دارد و برای هر کسی داروی مخصوص خود را می دهد به شرط اینکه آنطور که گفته شده است به سراغ قرآن برویم، آن را کتاب بشر ندانیم، اولین قدم این است که قرآن را مانند دیگر کتب بشری ندانیم، متوجه این موضوع باشیم که وقتی قرآن می خوانیم خداوند است که با ما سخن می گوید. وقتی نزد بزرگی می رویم چه حالی داریم هنگامی که او می خواهد با ما صحبت کند، قرآن هم که می خوانیم یعنی خداوند دارد با ما سخن می گوید، اگر حواسمان باشد، همان آیه اول منقلب می شویم. وقتی حضرات معصومین(ع) قرآن می خواندند بسیار منقلب بودند به این دلیل بود که می دانستند در هنگام تلاوت قرآن این خداوند است که دارد با ایشان سخن می گوید.
اینکه گفته می شود در هنگام تلاوت قرآن سکوت کنید به دلیل این است که خدا دارد سخن می گوید. فرموده اند وقتی می خواهید با خدا صحبت کنید نماز بخوانید واگر می خواهید خدا با شما صحبت کند قرآن بخوانید.
اگر در مواجه با قرآن آداب ظاهری(مسواک زدن، روبه قبله بودن و....) و آداب باطنی (اعتقاد به کلام خدا بودن، با تقوا بودن و....) همه اینها را اگر رعایت بکنیم در یک کلمه مأنوس با قرآن بشویم، متوجه می شویم که قرآن پاسخ درد ما را می داند.
نمونه کوچکی از این پاسخهای قرآن استخاره است. که بعضی از علما وقتی قرآن را به نیت استخاره باز می کنند کل مطلب را بیان می کنند.
البته شأن قرآن بالاتر از این است که فقط برای استخاره به کار برده شود ولی این خصوصیت در قرآن است. اگر اهل قرآن بشویم می توانیم از آن بهره بگیریم. حتما باید امام زمان(عج) بیاید تا مشکل ما حل بشود، قرآن هم می تواند مشکل گشای ما باشد اگر ما اهل قرآن باشیم.

 

 

{rsfiles path="doshanbe/92-09-12/1-sokhanrani(jalase27)-48bit.mp3" template="default"}

 

 

برای مشاهده و استفاده از جلسات قبلی در این قسمت کلیک بفرمایید



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی