اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

بیست و چهارمین جلسه سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه +فایل صوتی


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

خصوصیات ظاهری پیامبر(ص)

وكان (ص) ابعد الناس غضبا. و اسرعهم رضا و كان ارأف الناس بالناس، و خير الناس للناس و انفع الناس للناس. يعني، رسول خدا صلي الله عليه و آله از همه ي مردم ديرتر به غضب در مي آمد و از همه زودتر راضي مي شد و مهربانترين و خيرخواه ترين و نافع ترين مردم به آنان بود.

 

 

 

اعوذُ بالله مِنَ الشیطان الرّجیم
بسم‌الله الرّحمن الرّحیم
الحّمدُ اللهِ ربِّ العالَمین. بارِئِی الخَلائِقِ اَجمَعین. باعثِ الاَنبیاءِ وَ المُرسَلین وَ الصَّلاةُ وَ السَّلام عَلی اشرفِ الاَنبیاءِ وَ المُرسَلین، حبیبِ الهِ العالَمین اَبَاالقاسِم مُحَمَّد (ص) و عَلی آلهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین و لَعنَهُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 يَا أَبَا الْحَسَنِ يَا عَلِيَّ بْنَ مُوسَى أَيُّهَا الرِّضَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيها عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ
انشاءالله در طول هفته جزء 24 قرآن را نثار حضرت سلطان علی بن موسی الرضا(ع) تلاوت خواهیم کرد و از نورانیت قرآن و عترت بهره مند خواهیم شد.
این جلسه، آخرین جلسه قبل از محرم است لذا تغییر کوچکی در برنامه خواهیم داد و مباحث اصلی نبوت خاصه را که قول آن را داده بودیم به جلسات بعد از دهه موکول خواهیم کرد.
آنچه درباره نبوت خاصه در جلسه گذشته بیان شد از این قرار است که: پیامبری پیامبر اکرم(ص) از طرقی اثبات شده1ـ ادعا کرده است، 2ـ معجزه هم از ایشان صادر شده است وکسی که این خصوصیت را دارا باشد پیامبر است، قرآن معجزه ایشان است که از طریق تواتر به ما رسیده و در بین اهل بلاغت وفصاحت کسی نتوانست همانند قرآن بیاورد «: « وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ / و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد (سوره بقره، آیه 23)» »، معجزات دیگر ایشان نیز معرفی شد.3ـ پیامبر توسط پیامبران قبل از خود معرفی شده است « وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ / و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او احمد است بشارتگرم پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است (سوره صف،آیه 6)»، 4ـ مردم از طریق تجربه به این رسیده بوده اند که ایشان فرد امینی است و احتمال دروغ به ایشان نمی دادند.5ـ امی بودن ایشان و اینکه سواد خواندن و نوشتن نداشتند 6ـ با علمای دیگر ادیان ارتباطی قبل از نبوت نداشتند. همه اینها ادله ای بود بر نبوت ایشان.
بحث دیگری که مطرح شد این است که پیامبر(ص) بر تمامی خلق مبعوث شدند « قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ / بگو اى مردم من پيامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدايى] كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند پس به خدا و فرستاده او كه پيامبر درس‏نخوانده‏اى است كه به خدا و كلمات او ايمان دارد بگرويد و او را پيروى كنيد اميد كه هدايت‏شويد (سوره اعراف، آیه 158)»؛ « وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ / و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم (سوره انبیاء، آیه 107)».
مورد دیگری که مطرح شد افضل بودن و اشرف بودن ایشان بر تمامی انبیاء است و قرار شد این مبحث در بخش امامت، هنگامی که خواستیم ثابت کنیم ائمه(ع) از همه پیامبران بالاترند ابتدا ثابت می کنیم پیامبر اشرف مخلوقات است و بعد از ایشان امیر المؤمنین(ع) و حضرات معصومین هستند.
نکته دیگر خاتمیت پیامبر(ص) و پاسخ به شبهاتی است که مطرح شده است که بطور مفصل در جلسات آتی توضیح داده خواهد شد. لازم به ذکر است که وظایف و شئون پیامبر(ص) در این مبحث توضیح داده خواهد شد.
بحث اعجاز قرآن نیز در جلسات بعدی توضیح مفصل خواهیم داد.
آنچه در بالا ذکر شد بخشهای اصلی نبوت خاصه است، مبحث نبوت خاصه یک بخش پایانی دارد که شاید نتوان آن را خیلی اعتقادی دانست ولی در کتب عقاید آمده است و آن خصوصیات و ويژگیهای اخلاقی پیامبر است.
نگاهی به اخلاق و آداب پیامبر اکرم(ص)
آنچه بیان می شود از کتاب بحثی مبسوط در عقاید است نوشته آیت مصباح یزدی که بر گرفته از کتاب سنن النبی آیت الله طباطبائی می باشد.
امیر المؤمنین(ع) می فرمودند: پیامبر(ص) وقتی نماز می خواندند آنقدر می گریستند در نماز که محل سجده ایشان خیس می شد، ایشان بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشند اینگونه به درگاه خدا استغاثه می کردند.
امیر المؤمنین(ع) در وصف پیامبر فرمودند: «كان أجود الناس كفا، وأجرأ الناس صدرا، وأصدق الناس لهجة، وأوفاهم ذمة، وألينهم عريكة، وأكرمهم عشرة، من رآه بديهة هابه، ومن خالطه معرفة أحبه، لم أر قبله ولا بعده مثله / ایشان از همه مردم بخشنده تر بودند و با شهامت ترین مردم بودند، زبان ایشان راستگوترین بود، به پیمانشان وفادار بودند، از نظر کلام راستگوترین از نظر تعهد وفادارترین از نظر خویها خوش اخلاق ترین از نظر معاشرت و برخوردهای اجتماعی کریم ترین، کسی که در ابتدا او را می دید هیبت پیامبر او را می گرفت کسی که با او با معرفت آشنا می شد عاشق او می شد، من کسی را مثل او قبل و بعد از او ندیدم.»
در احیاءالعلوم غزالی نیز آمده است: پیامبر به حق عمل می نمود هر چند این امر به ضرر او و یارانش تمام می شد در میان دشمنان و مخالفان همواره تنها و بدون پاسبان رفت و آمد می کرد و هیچ امری از امور دنیوی ایشان را به هراس نمی انداخت ، با فقرا مجالست و همنشینی داشت و با مساکین و تهیدستان هم غذا بود، صاحبان فضیلت را مورد کرامت قرار می داد، و با کارهای نیک و پسندیده با انسانهای شرافت مند الفت پیدا می کرد، با خویشان و نزدیکان خویش معاشرت داشت اما هرگز آنان را بر کسان دیگری که برتر بودند ترجیح نمی داد، هرگز بر کسی ستم روا نمی داشت و ظلم نمی کرد و پوزش و معذرت خواهی کسی را که در نزدش اعتذار می نمود می پذیرفت. در نزد پیامبر(ص) کسانی به عنوان کنیز و عبد به خدمت مشغول بودند اما هرگز ایشان خود را از لحاظ غذا و پوشاک بالاتر قرار نمی داد.
هیچ فرصتی را از دست نمی داد مگر اینکه در آن عملی را برای خدا یا به صلاح نفس خویش انجام می داد، گاه و بی گاه به باغها و بساطین یاران و دوستانش می رفت. هرگز تهیدستی را به خاطر فقرش تحقیرنمی نمود (جای بحث دارد که اهل سنت می گویند شأن نزول آیه « عَبَسَ وَتَوَلَّى / أَن جَاءهُ الْأَعْمَى/ چهره در هم كشيد و روى گردانيد/ كه آن مرد نابينا پيش او آمد (سوره عبس، آیات 1و2)»درباره پیامبر آمده است در حالیکه اصل داستان مربوط به عثمان است).
هیچ گاه از سلطان و پادشاهی بخاطر ملک و سلطنتش نمی هراسید بلکه فقیر و پادشاه را یکسان دانسته هر دو را همانندهم به سوی خدا دعوت می نمود.
وكان (ص) ابعد الناس غضبا. و اسرعهم رضا و كان ارأف الناس بالناس، و خير الناس للناس و انفع الناس للناس. يعني، رسول خدا صلي الله عليه و آله از همه ي مردم ديرتر به غضب در مي آمد و از همه زودتر راضي مي شد و مهربانترين و خيرخواه ترين و نافع ترين مردم به آنان بود.
و فی مکارم الاخلاق عن النبی(ص) انه کان ینظر فی المرات؛ ایشان در آیینه نگاه می کردند و موی سرشان را شانه می زدند و اگر آیینه نبود به آب نگاه می کردند، آن حضرت برای حضور در بین اصحاب خود با ظاهری آراسته ظاهر می شد چه برسد به اهل و عیال خود (کاملاً برعکس آنچه که امروزه ما رفتار می کنیم).
ایشان می فرمود خداوند دوست دارد هنگامی که یکی از بندگانش برای حضور در جمع دوستان و یارانش می رود از قبل خود را مهیا ساخته با قیافه ای زیبا و آراسته ظاهر شود.
تفریحات سالم
و فی مکارم الاخلاق عن یونس شیبانی قال الامام الصادق(ع): کیف مدابعتُ بعضکم بعضا: قلت قلیلا؛ حضرت فرمود: شوخی و مزاح شما چقدر است؟ گفتم کم؛ قال هل لا تفعلوا؟ فان مدابعتُ من حُسن الخلق؛ فرمود: چه می کنید شما؟ همانا شوخی از حسن خلق است؛ و انک لتدخلوا بها السرور علی اخیک ؛ با شوخی باعث می شوید سرور به دل برادرتان بیافتد.
و لقد کان رسول الله(ص) یداعب رجل یرید به ان یسره؛ شوخی می کرد با مردم تا آنها را خوشحال کند.
شوخی کردن بسیار پسندیده و نیکوست. در مباحث مربوط به افضلیت امیر المؤمنین(ع) آمده است که امام علی(ع) بسیار شوخی می کرده است و همین را بهانه ای برای افضل نبودن امیر المؤمنین (ع) بر دیگران می دانستند.
آداب دوستی و برادری
پیامبر(ص) هنگامی که یکی از اصحاب و یارانش سه روز غایب بود از احوال او جویا می شد؛ اگر می گفتند مسافرت است برای او دعا می کرد؛ اگر می گفتند مریض است، به عیادتش می رفت.
هر کس ایشان را دعوت می کرد پیامبر(ص) دعوت ایشان را می پذیرفت. رسول الله(ص) جهت جذب، احترام و اکرام  دیگران آنها را به کنیه صدا می زد (در عرب اگر کسی را با کنیه صدا بزنی یعنی احترام خاصی برای او قائل هستید). حتی می گویند کسی که بچه هم نداشت باز هم پیامبر برای او کنیه ای انتخاب می کرد و دیگران نیز او را به همین کنیه صدا می زد.
کیفیت آراستن صورت
پیامبر(ص) می فرمودند: پیروان دین مجوس(زرتشتیان) ریش را می تراشیدند و سبیل را بلند می کردند. اما ایشان سبیل را کوتاه می کردند و موی صورت یا ریش را بلند می کردند.
حضرت خدیجه(س) نقل می کند: هنگامی که پیامبر(ص) به منزل می رسید در ابتدا ظرف آبی می طلبید و وضو می گرفت و دو رکعت نماز می خواند و سپس به بقیه امور می پرداخت.
ایشان هر وقت از خواب بیدار می شد در ابتدا سجده می کرد و بعد از آن به دنبال کار های دیگر می رفت.
دوری از افراط و تفریط
عده ای از یاران پیامبر(ص) روزها به کار مشغول بودند و شبها را در مساجد به عبادت می پرداختند، همسران ایشان از طریق ام سلمه به پیامبر شکایت کردند. ایشان در نزد یاران خود سخنرانی کرد و فرمود: آیا شما به دلخواه خود عمل می کنید و از زنانتان روی بر می گردانید، در حالیکه من (پیامبر) با زنان مباشرت دارم، تمام روزها را روزه دار نیستم و شبها را بیدار و مشغول عبادت نیستم بلکه حدتعادل را رعایت می کنم. هر کسی که از سنت من پیروی نکند از من نیست.
آداب غذا خوردن پیامبر(ص)
حضرت رسول (ص) پس از بعثت تا آخر حیات در هنگام غذا خوردن هیچ گاه تکیه نمی داد بلکه درهنگام غذا خوردن همچون عبدی ذلیل و خوار رفتار می کرد و مانند بردگان و بندگان می نشست. امام صادق(ع) علت رفتار پیامبر(ص) را خضوع و تواضع در مقابل پروردگار بیان می کرد.
هر گاه جنازه ای را تشییع می نمودند در غم و اندوهی عمیق فرو می رفت و با خود حدیث نفس و اندیشه می کرد.
اگر ایشان مشغول نماز بود و شخصی برای حاجتی به نزد ایشان می آمد نماز خود را فوری به پایان می رساند، دقیقاً بر خلاف آنچه امروز ما شاهد آن هستیم.
ایشان هر گاه به نماز می ایستاد رنگ چهره شان از خوف الهی متغیر می شد و ناله ای همچون ضعیفان و ترسویان از ژرفای دل بر می کشید.
آنچه گذشت مختصری بود از خصوصیات نبی مکرم اسلام(ص) که بیان شد.
احادیثی درباره محرم
 قال الرضا علیه السلام:
کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابة تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه…؛ امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود. (.امالی صدوق، ص 111)
قال النبی(ص):
يا فاطمة !.. كل عين باكية يوم القيامة ، إلا عينٌ بكت على مصاب الحسين ، فإنها ضاحكة مستبشرة بنعيم الجنة. پیامبر (ص) فرمود: ای فاطمه تمامی چشمها روز قیامت گریان است مگر چشمی که برای مصیبتهای حسین گریه کند، خندان است و بشارت داده شده است به نعمتهای بهشت.
) بحار الانوارج44/293)
قال الحسین(ع):
 مـن دمـعـت عـیـنـاه فـیـنـا قـطـرة بـوأه الله عـز و جـل الـجـنـة؛ چـشـمـان هـر کـس کــ ه در مـصـیـبـتـهـای مـا، قـطـره ای اشـک بریزد، خـداونـد او را در بـهـشـت جـای مـی دهـد.( احقاق الحق، ج 5، ص 523)
قال الباقر علیه السلام:
ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.
امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی‏توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستورعزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه‏اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه‏هایشان ملاقات کنند.(کامل الزیارات، ص175)
قال الباقر علیه السلام:
ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضة الا بنی الله له بیتا فی الجنة و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار.امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده‏های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه‏ای‏اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه‏ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.(الغدیر، ج 2، ص .202)
قال الرضا علیه السلام:
یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره‏ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده‏ای می‏آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.(امالی صدوق، ص .112)
تمامی روایات ما درباره گریه است و گریه بر سید الشهداء موضوعیت دارد.سینه زدن سنتی است که از اهل بیت (ع) به ما رسیده است ولی همه روایات ما تأکید بر گریه بر مصائب امام حسین(ع) دارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

{rsfiles path="doshanbe/92-08-06/1-sokhanrani-mohammadi fam(48bit).mp3" template="default"}

 

 

 

برای مشاهده و استفاده از جلسات قبلی در این قسمت کلیک بفرمایید

 

 

 

 

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی