اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

عقاید امامیه

گزارش سایت وارث از جلسه هفتگی مورخ 20/11/93 مطلب ویژه


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

وارث: جلسه هفتگی هیئت روضه الشهدا با سخنرانی دکتر حسین محمدی فام و مداحی برادر محمدرضا خوشقدم(پیش منبر) و دکتر حسین محمدی فام برگزار شد.

در ادامه متن سخنان دکتر محمدی فام را می خوانید:

چهار ویژگی و خصوصیات است که اگر در وجود کسی پرورش یابد در نور بزرگ خداوند قرار خواهد گرفت.

1) کسی که عصمت امرش، یعنی وسیله ای که او را از گناه باز می دارد و او را عصمت می دهد توحید و شهادت به یگانگی خداوند باشد و نبوت پیامبر. آن چیزی که بین او و گناه فاصله می اندازد اعتقاد به خدا و نبوت است. در یک کلام یعنی ایمان راسخ. به گناه که می رسد یاد " لا اله الا الله " می افتد و یاد رسالت پیغمبر می افتد و دست از گناه می کشد.

2) مصیبیتی که به او وارد می شود و عزیزی را از دست می دهد می گوید: " إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ " این دو وجه دارد که وجهی از آن لفظی است. بسیاری از علما مقیدند و تا خبر فوتی به آنها می دهند به سرعت می گویند: " إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ " که بسیار عالی است و باید در ادبیاتمان رایج شود.

وجهی هم اعتقاد درونی است که حتی اگر به زبان نیاوردیم معتقد باشیم که مثلاً فرزند را خدا داده است و همسر را خداوند داده است و برادر و غیره، همه عطا شدۀ خدا هستیم و به او باز می گردیم.

3) این ویژگی مخصوص کسانی است که وقتی به آنها خیری می رسد می گویند: " اَلْحَمْدُ لِلَّهِ ". اگر از همین نقاط شروع کنیم به بالاها خواهیم رسید. ما می خواهیم دو روزه آیت‌الله بهجت(ره) شویم! خیر چنین چیزی ممکن نیست. همین چیزهای ساده را انجام دهیم و مثلاً از زبان و گفتن، به زبان آوردن شروع کنیم در دلمان نهادینه خواهد شد. رشد خواهیم کرد.

4)  اگر از کسی خطایی سر زد و گناهی مرتکب شد، خیلی زود استغفار و توبه می کند. نگاه نکنید که در جامعۀ ما با گفتن استغفرالله مسخره می کنند، شما وظیفۀ دینت را انجام بده. نباید به نامحرم نگاه کنیم، اشتباه کردی و نگاهی به نامحرم کردی! کاری به بغل دستی و کناری خودت نداشته باش، زیر لب استغرالله و اتوب الیه را بگو. با اعتقاد بگو و عمل کن. گاهی آنقدر در فازهای عرفانی می روی که با خود می گوییم: زبان که مهم نیست! اصلاً چنین چیزی صحت ندارد. پیغمبر می گوید: بگو! او می توانست بگوید: از قلوبتان بگذرانید!! اصلاً دهان ورودی وجود شماست. ذکر تاثیر دارد.

این چهار ویژگی را داشته باشیم در نور عظیم خداوند قرار خواهیم گرفت.

گفته بودیم فضایل انسان سه دسته است. فضایل وجودی، که به نفس و مکروهات برمی گردد. فضایل بدنی و جسمانی و فضایل خارجی. بحث امروزمان در ارتباط با صفات بدنی است.

"عبادت" عبادت به معنای انجام امور عبادی نه به معنای پذیرش قلب و این ها. می فرماید: امیرالمومنین علی علیه‌السلام در این مورد(عبادت) ضرب المثل است!. حضرت زین العابدین علیه‌السلام که زینت عابدین است و سید سجده کنندگان است و در طول روز و شب هزار رکعت نماز می خواند، زمانی که به ایشان گفتند: آقا چقدر نماز می خوانی و عبادت می کنی، فرمود: عبادت من کجا؟ عبادت جدم علی ابن ابی طالب علیه‌السلام کجا؟. کسی که در طول شبانه روز هزار رکعت نماز بخواند! حقیقتاً باورش دشوار است.

مرحوم علامه امینی(ره) در دوره ای به مشهد رفت و بالا سر امام رضا علیه‌السلام هزار رکعتی نماز خواند که در طول تاریخ بنویسند که منه امینی توانستم شبی هزار رکعت نماز بخوانم، امام معصوم جای خود دارد. میشه و می توانیم. برای ما که یک رکعتمان با سختی است، برایمان هزار رکعت خنده دار است.

در جنگ صفین ما بین آن هول و ولا حضرت در پی خورشید بود تا متوجه شود چه زمانی به میانۀ آسمان می رسد و ظهر شرعی اتفاق می افتد تا نماز بگزارد. ابن عباس به ایشان گفت: الان که وقت نماز نیست! فرمودند: علت جنگ ما برای برپایی نماز است.

وقتی خواستند تیر از پای مبارک حضرت بکشند، فقط زمانی موفق می شدند که ایشان مشغول به نماز شود. چون هنگام نماز ایشان از تمام عالم فارغ می شدند. در عالم جبروت غرق می شدند، با این حال تیری از پا درآوردن دردناک نبود.

مقداد می فرماید: چنین خصوصیاتی را در هیچ صحابه ای ندیدیم. حتی شبیه و نزدیکش را هم ندیدیم. مگر چند صحابه ای که شاگردان علی علیه‌السلام بودند. پس امام علی علیه‌السلام افضل است و این هم مطلوب بحث ماست.

"فضیلت بدنی" حضرت کثیرالجهاد بودند. فاضل فرموده: امام علی علیه‌السلام در اکثر جنگ های پیامبر حضور داشتند. این جنگ ها بر انگشت حضرت می چرخید! و فاتحش ایشان بود. این جهاد صغیر بود. جهاد کبری: خداوند به اهل جهاد فضیلت و برتری داده است. یک ضربت امام علی علیه‌السلام از عبادت جن و انس برتر است.

در ارتباط با جنگ خیبر می گویند: حضرت ابابکر را برای فتح خیبر فرستادند و شکست خورده بازگشت، خلیفه دوم را فرستاد او هم شکست خورده بازگشت و این خبر به پیامبر رسید که دو نفر رفتند و شکست خورده برگشتند حضرت با ناراحتی خوابیدند! صبح که شد به اردوگاه لشکر رفتند و پرچم جنگ را به دست گرفت و فرمود: این پرچم را به کسی می دهم که هم خدا را دوست دارد و هم رسولش را دوست دارد، خدا و رسولش هم که او را دوست داردند، کراری که غیر فرار کننده است؛ هم مهاجرین انصار این را شنیدند و منتظر بودند که بفهمند چنین کسی کیست؟! (کرار: یعنی مکرر به جنگ می رود، فرار: یعنی از جنگ فرار نمی کند.) پیامبر فرمود: علی کجاست؟ گفتند: مشکلی در چشمش به وجود آمده و در بینایی معذب است. مقداری از آب دهان بر دیدگان حضرت کشیدند و به اذن الهی مشکل چشمشان بر طرف شد و پرچم را به دستشان دادند.

"فضایل خارجی" این فضیلت مربوط به خود انسان نیست، نه مربوط به جوارح و نه جوانح است. مثلاً یک خانواده خوب است و یکی بد.

در مورد با امیرالمومنین علیه‌السلام اول شریف ترین نسب ایشان به پیامبر است. ایشان پسر عموی رسول خدا صلي‌الله عليه وآله بودند که هیچ کس چنین نسبی نداشت. آنها با هم بزرگ شدند. ایشان داماد حضرت بودند. سرور زنان عالم چهار نفرند که یکی از آنها حضرت زهرا سلام‌الله علیها است. سومین خصوصیت خارجی، فرزندان ایشان هستند. کدام یک از صحابه چنین فرزندانی داشته است که حضرت داشتند. این ها اهل بیت علیه‌السلام هستند. که پیامبر صلي‌الله عليه وآله فرمود: هر کس سوار بر این کشتی شود و محبت آنها را داشته باشد نجات پیدا خواهد کرد. از این جهت هم امام علی علیه‌السلام افضل است.

 

با کلیک در این قسمت میتوانید گزارش تصویری این مراسم را در سایت وارث مشاهده بفرمایید



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی