اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

متن اشعار خوانده شده در شب شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 96


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

متن اشعار خوانده شده در شب شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 96 را میتوانید در ادامه مطلب مشاهده فرمایید. همچنین فایلهای صوتی این مراسم در کانال رسمی هیأت روضه الشهدا موجود است.

⚫️مناجات⚫️

عمري تباه كردم عمر گرانبها را

ديدم ره درست و، رفتم ره خطا را

دشمن مرا صدا زد، از دوست غافلم كرد

دنبال غير رفتم، گم كردم آشنا را

در سينه آه دارم، درد گناه دارم

جز توبه نيست درمان، اين درد بي دوا را

هم مرگ پيش پا و هم عمر رفته از دست

يارب ببخش ما را، يارب ببخش ما را

گيرم ز در براني، در پشت در بمانم

غير از درِ تو دارم يا سيّدي كجا را؟

من برده ام هميشه بار گناه بر دوش

تو كرده اي هماره با بنده ات مدارا

از خويش نااميدم، لا تَقنَطوا شنيدم

يأس مرا گرفتي، دادي به من رجا را

هركس ز پا درافتد بر دامني زند چنگ

اي خاندان عصمت، من دامن شما را

ميثم، تمام عالم آرند سر به سجده

هركس گرفته خاكي، تو خاك كربلا را

شاعر: استاد غلامرضا سازگار (ميثم)

***

 

كريم كاري به جز جود و كرم نداره

آقام تو مدينه است، ولي حرم نداره

 

********************

 

⚫️شعر روضه امام حسن (ع)⚫️

دارم به خاطر حرمت گريه مي كنم

از شوق سفره كرمت گريه مي كنم

در روضه هاي محترمت گريه مي كنم

وقتي براي درد و غمت گريه مي كنم

 

حتي علي و فاطمه خوشحال مي شوند

در خانواده ات همه خوشحال مي شوند

 

دنيا نديد وسعت والاتر از تو را

سائل نديد جز خودت آقاتر از تو را

دستي نديد دست بفرماتر از تو را

يثرب نديد حضرتِ تنهاتر از تو را

 

تنها ميان خانه و تنها ميان شهر

زخم زبان همسر و زخم زبان شهر

 

پاي غريبي تو، به پا برنخواستند

يا دشمنت شدند و يا برنخواستند

مشتي حرامزاده ز جا برنخواستند

وارد شدي، به پاي شما برنخواستند

 

اهل مدينه ناز شما را كشيده اند

يك عده جانماز شما را كشيده اند

 

با خنده زخم بر جگرت مي گذاشتند

اهل مدينه سر به سرت مي گذاشتند

گاهي عصا به روي پَرَت مي گذاشتند

يك كوزه سَم كنار سرَت مي گذاشتند

 

تنها، غريب، بي كس و آرام مي روي

از كوچه هاي طعنه و دشنام مي روي

 

در كوچه مي روي، غم مادر نشسته است

قُنفذ در اين مسير مكرر نشسته است

در پيش تو مُغَيره به منبر نشسته است

در خانه، پاي قتل تو، همسر نشسته است

 

اين زهر و درد سوختنت فرق مي كند

تو طرز دست و پا زدنت فرق مي كند

 

زانو بغل نكن، چقدر آه مي كشي؟!

تو در جواب اهل گذر آه مي كشي

با راز خويش تا به سحرگاه مي كشي

داري به جاي چند نفر آه مي كشي

 

در آهِ خويش، تو مويت سفيد شد

در كوچه اي اميد دلت نااميد شد

 

تقصير تو نبود كه مادر پَرَش شكست

تقصير تو نبود اگر زيورش شكست

تقصير تو نبود دل اطهرش شكست

تقصير تو نبود زدند و سرش شكست

 

گيرم كه دست تو سپر مادرت نشد

تقصير تو نبود، قدت ياورت نشد

***

ايستادم به روي پنجه پا، اما حيف

دستش از روي سرم رد شد و بر مادر خورد

***

بيرون بريز اين جگر پاره پاره را

بيرون بريز غصه آن گوشواره را

زينب رسيده است، بگو راهِ چاره را

خونابه هاي دور لب پرشراره را

 

با مقنعه دهان تو را پاك مي كند

اين، خاك گيسوان تو را پاك مي كند

 

خون لخته روي پيرهنت ريخته شده

آلاله وقت آمدنت ريخته شده

هفتاد تير بر بدنت ريخته شده

هم خون تازه از كفنت ريخته شده

 

دارد حسين پيش تو از حال مي رود

او از كنار تو تهِ گودال مي رود

 

شكر خدا كه پيرهنت درنيامده

با زور، خاتمِ يَمنت درنيامده

يا چوب نيزه از دهنت درنيامده

ديگر لباس هاي تنت درنيامده

 

شكر خدا كه پيكر پاك تو پا نخورد

سرنيزه اي ميان گلوي تو جا نخورد

 

اما حسين، صورتِ از خون خضاب داشت

در دل، براي خواهر خود اضطراب داشت

يك كوه غصه داشت، وليكن رباب داشت

جا در ميان مجلس و بزم شراب داشت

 

با چوبدست روي لبش مي نواختند

يك عده مست روي لبش مي نواختند

شاعر: محمدجواد پرچمي

 

*****************

 

⚫️سينه زني - زمينه⚫️

اگه دلا مقيم كربلاست

همه صدقه سر شماست

كي ميگه كه بقيع بي زائره؟!

حرم تو ميون قلب ماست

شميم ياسمن

غريب در وطن

كريم آل عبا

مددي يا حسن

گريه ميكنه به پاي تو

چشم فاطمه براي تو

از مصيبت و غماي تو

روضه هاي تو، روضه هاي تو

سر اومده تموم غصه ها

تو سينمه يه عمر كنايه ها

نميره تا ابد ز ياد من

خاطره سياه كوچه ها

جلو چشاي من

با هيزم اومدن

پشت در ِ خونمون

مادرمو زدن

شعله مي كشيد بال و پرش

زار و بي رمق چشم ترش

در شكسته شد روي سرش، پيش همسرش

***

يارب نصيب هيچ غريبي دگر مكن

دردي كه گيسوان حسن را سپيد كرد

با صد اميد حامي مادر شدم، ولي

سيلي زني اميد مرا نااميد كرد...



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی