اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

متن اشعار خوانده شده در شب شهادت امام سجاد (ع) در سال 96


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

متن اشعار خوانده شده در شب شهادت امام سجاد (ع) در سال 96 را میتوانید در ادامه مطلب مشاهده فرمایید. فایلهای صوتی این مراسم نیز در کانال رسمی هیأت روضه الشهدا موجود است.


⚫️مدح امام حسین (ع)⚫️

ذکر لب انبیاء، حسین علیه السلام

اعظم اسم خدا، حسین علیه السلام

فیض دَمادم حسین، هستی خاتم حسین

کیست مِنَ المصطفی؟ حسین علیه السلام

بال و پَر فاطمه، تاج سر فاطمه

کوثر خیرُ نساء، حسین علیه السلام

سید احرار او، حیدر کرار او

آینه مرتضی، حسین علیه السلام

خاتمه پنجتن، جوهر جان حسن

برادر مجتبی، حسین علیه السلام

مریض احیاء کند، مُرده مسیحا کند

تربت ارباب ما، حسین علیه السلام

کشتی نوح هست او، امید ما هست او

وَ مَن عطا کن نَجا، حسین علیه السلام

گفت امام رضا گریه فقط‌ در غم

پادشه کربلا، حسین علیه السلام

واعطشا واعطش، غصه سقا، عطش

حرف لب مشکها، حسین علیه السلام

شمر به گودال رفت، فاطمه از حال رفت

عرش صدا زد صدا‌‌، حسین علیه السلام

روبروی خواهرش، بُرید از تن سرش‌

ذبح شده از قفا، حسین علیه السلام

فاطمه، هذا حسین، بی کَس و تنها، حسین

مُلمعُ بِالدِّماء، حسین علیه السلام

 

*****************

 

⚫️شعر روضه⚫️

من از دیار غمو روزگار بارانم

من از اهالی اشکو تبار بارانم

کسی نمانده برایم،غریب میمیرم

کسی نمانده بگویم، چقدر دلگیرم

کسی نمانده بسوزم، که عقده واگردد

کسی نمانده ز قلبم غمی جدا گردد

قسم به سرخی چشمم، به گرمی آه ام

نرفته از نظرم خاطرات جان کاه ام

چگونه با که بگویم، غروب غمگین است

غمی که مانده به دوشم، چقدر سنگین است

من، اشک بی کسی خیمه گاه را دیدم

میان خیمه، ولی، قتلگاه را دیدم

حرامیان همه، بر گِرد پیکرش بودند

تمام نیزه به دوشان، پی سرش بودند

به یک طرف، به جگر، شعله خواهرش میزد

به یک طرف، به سر و سینه مادرش میزد

چگونه با که بگویم غروب را دیدم

به روی نیزه سری از بدن جدا دیدم

صدای هِل هِله ها تا به گوش ما آمد

صدای حرمله از پشت خیمه ها آمد

حرامیان نه فقط گاهواره، می بُردند

لباس را زِ تَنی پاره پاره، می بُردند

***

درون خیمه زمین گیر بودم، اما سوخت

تمام بستر من با خیام، یک جا سوخت

ز داغ تاول آتش، صدای ما میسوخت

میان شعله، سر و دست و پای ما میسوخت

***

حکایت عطش و خیزران و پیکر را

چگونه با که بگویم حکایت سر را

زمان غارت ما بود و خنده دشمن

که دید چشم غریبم دوچشم خواهر را

نمیرود ز خیالم دَمی که می دیدم

به سمت نیزه ی بابا نگاه دختر را

دوید کودکی و یک ‌نفر به دنبالش

گرفت پنجه به زُلفو کشید...

 

***************

 

⚫️دکلمه⚫️

من از این مردم بی عار، بدم می‌آید

از مکافات، از آزار، بدم می‌آید

 

ذبح را آب نداده جلویم سر نبرید

تا قیامت من از این کار، بدم می‌آید

 

سنگ‌ها از در و دیوار به ما میخوردند

تا ابد از در و دیوار، بدم می‌آید

 

پای من بسته نبود اسب زمینم میزد

من ز افتادنِ بر خار، بدم می آید

 

محمل عمه ی ما را چقدر هُل دادند

به خدا از سر بازار، بدم می آید

 

دست من بسته که شد، برده فروشی رفتیم

من از این دست گرفتار، بدم می آید

 

مُردم و زنده شدم بس که نگاهم غم دید

عمه ی من چقدر مجلس نامحرم دید

 

شاعر: علی اکبر لطیفیان

 

***************

 

⚫️سینه زنی - نوحه⚫️

شده کارم اشک و ماتم، خدایا خدایا

عمریه میسوزه عالم، خدایا خدایا

جلو چشامه همیشه، غروب تلخ صحرا

دیدم که خورشید داره، میره رو نیزه بالا

ای وای ای وای، چه محشری به پا شد

ای وای ای وای، غوغا تو کربلا شد

ای وای ای وای، سر بابام جدا شد

ای وای ای وای، غریب امام سجاد

 

هرجایی که ما رو بُردن، خدایا خدایا

بچه ها کتک میخوردن، خدایا خدایا

از روی ناقه دیدم، افتادی تو، هزار بار

دیدی تا خواهرت رو، چشاتو بستی انگار

الشّام الشّام، همیشه گفتگومه

الشّام الشّام، روضه ی  ناتمومه

الشّام الشّام، یه بغضی تو گلومه

ای وای ای وای ،غریب امام سجاد

 

تمومی نداره غمهام، خدایا خدایا

یادمه صدای بابام، خدایا خدایا

بعد چهل سال هنوز، چشام داره میبینه

یکی میاد تو گودال، روی سینش میشینه

ای وای ای وای، نبودی کوچه بازار

ای وای ای وای، مُردم تو شام، هزار بار

ای وای ای وای، از دست مَردم آزار

ای وای ای وای، غریب امام سجاد

 

*****************

 

⚫️سینه زنی - واحد⚫️

مثل شمعی به روی خاک چکیدن، سخت است

با پر و بال پُر از زخم، پریدن، سخت است

تا چهل سال فقط آه کشیدن، سخت است

یاد گودال و حرم، جامه دریدن سخت است

 

روضه و گریه شده، روزی او در هر شب

خاطرش را همه دیدند، مکدّر هر شب

با لب تشنه و با یک دل مضطر هر شب...

...یاد یک واقعه از خواب پریدن سخت است

 

بر امامی که اسیری به بیابان دیده

زخم پا بر اثر خار مغیلان دیده

اهل بیتش همه با صورت عریان دیده

معجر و پوشیه و جامه خریدن سخت است

 

آب را دید و دلش یاد عمو سوخته است

جگرش سوخت... لبش سوخت... گلو سوخته است

بهر آن که سر و عمامه ی او سوخته است

حرف، از کوچه و بازار شنیدن سخت است

 

چقدَر از غم این فاجعه افروخته است

چشم بر نیزه ی شش ماهه فقط دوخته است

یاد حلقوم علی حنجر او سوخته است

این وسط حرمله را یکسره دیدن سخت است

 

پیش آن کس که شرر بر جگرش افتاده

خنجری کُند به جان پدرش افتاده

دیده که در ته گودال سرش افتاده

تشنه لب کشتن مذبوح شدیدا سخت است

 

یک نفر که شده گریانِ پدر تا حالا

یادش افتاده تن خونی بابا حالا

بوریایی که خودش دیده و اما حالا

دم آخر کفنش را طلبیدن سخت است

 

شاعر: مهدی علی قاسمی و محمد جواد شیرازی

 

****************

 

⚫️سینه زنی - سنگین⚫️

دارم به دلم یه آرزویی، کاشکی برا تو بمیرم آقا

اون لحظه ی آخرم یه بوسه، از خاک پاهات بگیرم آقا

 

قلبم حرم توئه آقاجون، پس سینه من ضریح یاره

من عاشق واقعی نبودم، عاشق همه چیش شبیه یاره

 

تو هستیِ زهرایی ، تو قبله ی دلهایی

من تا ابدم نوکر، تو تا ابد آقایی

مولا ابی عبدالله.............

 

آرامش روز گارم آقا، من تنها شما رو دارم آقا

شکر خدا میکنم همیشه، که نوکریتونه  کارم آقا

 

از عشق  شما بها گرفتم، از دست تو کربلا گرفتم

دستم به ضریح تو رسیده، یعنی دامن خدا گرفتم

 

قلبم حرم یاره، از عشق تو سرشاره

گفتند که  احب الله، هر کی تو رو دوس داره

 

جانم ابی عبدالله.............

 

عشقت تو وجودم زده ریشه، مجنون توام برا همیشه

نوکر مثه من داری فراوون، اما مثه تو پیدا نمیشه

 

آروم نمیگیره قلب خسته ، قلبی که فقط برات شکسته

آسوده شد از  غم زمونه ، هر کی زیر سایتون نشسته

 

آقا به تو مدیونم، دادی سر و سامونم

عشق تو شده جاری ، توی رگ تو خونم

جانم ابی عبدالله.............

 

شاعر: حسین رحمانی

 

***************

 

⚫️سینه زنی-شور⚫️

از چشام معلومه، که به تو محتاجم، ول نکن دستامو

قسمت میدم که، آقا جون از روضت نبُری پاهامو

مگه امیدم نا امید میشه؟

روسیاهت کی روسفید میشه؟

از غم روضت تو همین هیأت

بگو کی نوکرت شهید میشه

به بزگواری تو رو میشناسم

تو نزار خالی بمونه کاسم

ارباب ارباب، غلامتو دریاب...........

 

به خدا می ارزه، این که با تو هستم، محشرم تضمینه

خوش به حال هر کی که تو جنت، پیش اکبرت میشینه

به علی اکبر، سر به راهم کن

دورم از مردم، تو نگاهم کن

قَسمت میدم یه شب جمعه

زائر صحن قتلگاهم کن

به بزرگواری تو رو میشناسم

تو نزار خالی بمونه کاسم

ارباب ارباب، غلامتو دریاب...........

 

آبرو دادی تو به من آقا، اما آبروتو بُردم

آخرش میبینی از غم دوری حرم تو مُردم

کربلای تو تَه دنیامه

دیدن صحنت همه رویامه

وقتی می بندم چشامو انگار

پرچم سُرخت جلو چشمامه

به بزگواری تو رو میشناسم

تو نزار خالی بمونه کاسم

ارباب ارباب غلامتو دریاب...........

 

****************

 

⚫️شعر - روضه پایانی⚫️

دل سوخته شبیه دل خیمه ها شده

مانند پاره پیروهنی نخ نما شده

دارم هنوز بر سرم عماعه ای که سوخت

بغض گلوی سوخته ام بی صدا شده

دارم به روی گردن خود دست میکشم

دیدم که زخم کهنه ی سربسته وا شده

با یاد شام سینه من تیر می کشد

این سینه زخم خورده ی آن کوچه ها شده

وای از کمان و حرمله و نیشخند او

وای از رباب و اصغرِ از نی رها شده

دیدم طناب دور گلوی رقیه را

زنجیر داغ مرهم یک زخم پا شده

مانند خواهرم کمرم درد می کند

گویی که مهره کمرم جا به جا شده



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جوملا فارسی