1 1 1 1 1

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

وظائف انبیاء در قرآن و حدیث
به نقل از سایت روضه الشهداء:
طبق این خطبه وظایف انبیاء شامل: ۱ـ توجه دادن مردم به فطرت ۲ـ یاد آوری نعمتهای فراموش شده ۳ـ به وسیله تبلیغ حجت را بر مردم تمام کنند۴ـ گنجینه های عقل را زنده کند (عقل تحت هدایت انبیاء الهی عِصاره می شود) ۵ـ نشان دادن آیات مقدر شده (آیاتی که در برابر دیدگان ما هستند ولی فراموش شده اند)۶ـ معاش آنها ۷ـ  مرگ ها ۸ـ  ناگواریهایی که انسان را به پیری می کشاند…

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین/ ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.(سوره حمد، آیه۲)
قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ/ و گویند: ستایش و سپاس از آن خدایی است که ما را به این ( جایگاه پسندیده ) راهنمایی کرد ، و اگر خدا ما را رهنمون نمی شد ما هرگز راه نمی یافتیم (سوره اعراف، آیه ۴۳)

10-04-fam
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ ‏/ بگو : خدای را سپاس  رحمت و مغفرت خود را بر بندگان برگزیده خویش . آیا خدا ( که این همه قدرت و نعمت و موهبت دارد ) بهتر است ( برای پرستش و کرنش ) یا چیزهائی که انباز خدا می‌سازید ( و فاقد نفع و ضرر هستند و چیزی از آنها ساخته نیست‌؟ ) (سوره  نمل، آیه ۵۹) .‏
وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ / (اهل بهشت می گویند) و مى‏گویند سپاس خدایى را که اندوه را از ما بزدود به راستى پروردگار ما آمرزنده [و] حق‏شناس است. (سوره فاطر، آیه ۳۴)
وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ ‏/ (اهل بهشت می گویند) و می‌گویند : سپاس و ستایش خداوندی را سزا است که با ما به وعده خویش ( که توسّط پیغمبران به آدمیزادگان داده بود ) وفا کرد و سرزمین ( بهشت ) را از آن ما نموده است تا در هر جائی از بهشت که بخواهیم منزل گزینیم و بسر بریم . پاداش عمل کنندگان ( به دستورات پروردگار ) چه خوب و جالب است !‏ (سوره زمر، آیه ۷۴)
اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بَارِکْ عَلَى السَّیِّدِ الْمَعْصُومِ وَ الْإِمَامِ الْمَظْلُومِ وَ الشَّهِیدِ الْمَسْمُومِ وَ الْقَتِیلِ الْمَحْرُومِ عَالِمِ عِلْمِ الْمَکْتُومِ بَدْرِ النُّجُومِ شَمْسِ الشَّمُوسِ أَنِیسِ النُّفُوسِ الْمَدْفُونِ بِأَرْضِ طُوسٍ الرَّضِیِّ الْمُرْتَضَى الْمُرْتَجَى الْمُقْتَدَى الرَّاضِی بِالْقَدَرِ وَ الْقَضَاءِ الْإِمَامِ بِالْحَقِّ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَیْهِ
السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملا به الرض قسطا و یمکن له و ینجز به وعد المومنین / سلام بر مهدی که خدای بلند مرتبه امتها را به ظهور او وعده داده که به واسطه او همه را بر حول یک محور جمع کند و پراکندگی را از بین ببرد و بواسطه او زمین را پر از عدل و داد کند و به او قدرت دهد و به وعده ای که به مومنین داده است به واسطه امام زمان (عج) محقق شود. (زیارت حضرت حجت(عج) در مفاتیح)

ثواب مجلس امشب تقدیم به امام رضا(ع)و امام زمان (عج) و در طول هفته جزء ۱۰ را تلاوت می کنیم و ثواب آن را نیز تقدیم به حضرت رضا(ع) می کنیم. در طول ماه مبارک رمضان  نیز به دلیل اینکه جلسات هیأت تعطیل است تلاوت قرآن نیز متوقف خواهد شد.
درجلسه گذشته ضرورت نبوت در قرآن و حدیث بیان شد که البته بیشتر جنبه قرآنی داشت و تنها یک روایت از امام صادق(ع) بیان شد، در این جلسه وظایف و شئون انبیاء الهی را در قرآن و حدیث مورد بررسی قرار می دهیم.
وظایف و شئون انبیاء الهی در قرآن:
نبوت بر دو قسم است؛ نبوت عامه و نبوت خاصه، نبوت عامه مربوط به تمام انبیاء الهی است و نبوت خاصه مربوط به حضرت ختمی مرتبط است.
در حال حاضر ما می خواهیم درباره نبوت عامه بحث کنیم.
اولین وظیفه انبیاء الهی دعوت به توحید است.
خدا در قرآن می فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ ‏/ ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم ( و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است ) که خدا را بپرستید و از طاغوت ( شیطان ، بتان ، ستمگران ، و غیره ) دوری کنید . ( پیغمبران دعوت به توحید کردند و مردمان را به راه حق فرا خواندند ) . خداوند گروهی از مردمان را ( که بر اثر کردار نیک ، شایسته مرحمت خدا شدند ، به راه راست ) هدایت داد ، و گروهی از ایشان ( بر اثر کردار ناشایست ) گمراهی بر آنان واجب گردید ( و سرگشتگی به دامانشان چسبید ) پس ( اگر در این باره در شکّ و تردیدید ، بروید ) در زمین گردش کنید و ( آثار گذشتگان را بر صفحه روزگار ) بنگرید و ببینید که سرانجام کار کسانی ( که آیات خدا را ) تکذیب کرده‌اند به کجا کشیده است ( و بر سر اقوامی چون عاد و ثمود و لوط چه آمده است ) .‏ (سوره نمل، آیه ۳۶)»
در جای دیگری نیز خطاب به پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلّا أَنَا فَاعْبُدُونِ / و پیش از تو هیچ پیامبرى را نفرستادیم ، مگر آنکه به او وحى کردیم که معبودى جز من نیست ، پس ( تنها ) مرا پرستش کنید  (انبیاء، آیه ۲۵)»
همچنین در آیه دیگری می فرماید: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ /و به یقین نوح را بسوی قومش فرستادیم پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید شما را جز او خدایی نیست آیا پروا نمی کنید؟ (سوره مومنون ، آیه ۲۳)»
و نیز می فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِیقَانِ یَخْتَصِمُونَ /(صالح) گفت: «ای قوم من! چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می‌کنید (و عذاب الهی را می‌طلبید نه رحمت او را)؟! چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی‌کنید تا شاید مشمول رحمت (او) شوید؟! (سوره نمل، آیه ۴۵)»
و می فرماید:« وَ إِبْراهیمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ / و ابراهیم را ( فرستادیم ) آن گاه که به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او پروا کنید ، این برای شما بهتر است اگر بدانید.(سوره عنکبوت، آیه ۱۶)»
در آیه دیگری از سوره عنکوبت نیز فرموده است:« وَ إِلى‏ مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْباً فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ /و به سوی ( اهل ) مدین برادر ( قبیله ای ) آنها شعیب را ( فرستادیم ) گفت: ای قوم من ، خدا را بپرستید و به روز واپسین امید ( و باور ) داشته باشید و در روی این زمین مفسدانه حرکت نکنید.(سوره عنکبوت، آیه ۳۶)»
درباره تمام انبیاء الهی در قرآن اولین دستور الهی توحید و عبادت است و در تمامی موارد تنها یک عبارت است که مشاهده می شود «ان اعبدواالله» و شعار همه انبیاء الهی خداپرستی بوده است، پیامبر(ص) نیز در ابتدای رسالت اولین شعارش «قولوا لااله الاالله تفلحوا» بوده است.
نکته ای که از تمام این آیات برداشت می شود این است که توحید در عبادت است که مهم است، پیامبران الهی هیچگاه نفرموده اند خدا را یکی بدانید؛ اکثریت بت پرستان از جمله بت پرستان عربستان خدا را یکی می دانستند و توحید در خالقیت داشتند ولی در عبادت نداشتند و در پرستش، بتها را می پرستیدند و می گفتند: «لیقربونا زلفی الی الله» معتقد بودند که این بتها ما را به الله مقرب می کند، ایشان خدا را به عنوان خالق همه عالم قبول داشتند ولی معتقد بودند که بتها را می پرستند تا آنها را به خدا نزدیک کند. (یکی از ایرادات وهابیت به شیعیان نیز همین است. وهابی ها می گویند بت پرستان بت ها را برای تقرب به خدا می پرستیدند شما هم اهل بیت(ع) را برای تقرب به خدا می خوانید. (البته این مسئله در جای خود مفصلاً توضیح داده خواهد شد) بت پرستان بدون اجازه از طرف خدا این کار را می کردند و نکته دوم اینکه آنها بت را می پرستیدند، ما ائمه را نمی پرستیم بلکه آنها را می خوانیم و این دستور خداوند است که اگر می خواهید مرا بخوانید این افراد را بخوانید.)
در حال حاضر در جامعه اسلامی هم این مشکل وجود دارد؛ اکثریت مردم توحید را در عبودیت نمی دانند، توحید در کوچکترین مسائل دینی هم وجود دارد. به طور مثال ما می دانیم که دستور الهی این است که غیبت حرام است یا تهمت حرام است اگر انجام ندهیم توحید در عبودیت ما مشکل دارد.
به همین دلیل است که ریا شرک خفی خوانده می شود؛ از تمام ریاکاران هم بپرسید خدا چندتا است؟ می گویند یکی است، ولی در اعمالشان توحید نیست.
مهمترین مسئله ای که انبیاء مطرح کردند همین توحید در عبودیت بود اگر قرار بود منظور از توحید فقط توحید نظری باشد که همه موحد بودند ولی اصل قضیه در عبادت است در این است که اگر خداوند دستور به انجام کاری دهد انجام دهیم و اگر منع کرد، انجام ندهیم.
خلاصه کلام این است که اولین وظیفه انبیاء الهی توحید است با ملزومات و فرعیات آن و اهم آنها توحید در عبادت است. البته انشاءالله در نبوت خاصه اعتقاد دقیق مشرکان زمان پیامبر(ص) را بیان خواهیم کرد.
داشتن توحید نظری به خدا که برای انسان مشکل ساز نیست آنجایی مشکل ایجاد می شود که باید از اوامر الهی اطاعت کنیم.
در نتیجه با توجه به آیاتی که بیان شد اولین پیام انبیاء «ان اعبدواالله» است.
یک نکته مهم در اینجاست، وظیفه اولیه هر شریعت و دینی و هر مذهب حقی دعوت به عبودیت خداست ولی متأسفانه آنچه در این چندین سال اخیر ترویج پیدا کرده است این است که دین آمده است تا دنیای ما را بسازد و اولین کار دین تأمین معیشت مردم است و این با آنچه در روایات و آیات قرآن آمده است مغایرت دارد. طبق آیات و روایات اولین دستور دین عبودیت در تمام حوزه ها است و لو اینکه مجبور باشید چند سال را در شعب ابی طالب بگذرانید و متحمل سختی بشوید.
مطالعه زندگانی پیامبر(ص) ما را یاری می کند تا بتوانیم امروزه تشخیص بدهیم که جبهه اسلام و کفر بر سر چه مسئله ای با هم اختلاف دارند.
دومین وظیفه انبیاء الهی دعوت به عدل است.
قرآن کریم می فرماید: «لَقَدْ أَرْسلْنَا رُسلَنَا بِالْبَیِّنَتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَب وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاس بِالْقِسطِوَ أَنزَلْنَا الحَْدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شدِیدٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ وَ رُسلَهُ بِالْغَیْبِإِنَّ اللَّهَ قَوِىٌّ عَزِیزٌ/  ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم ، و با آنها کتاب ( آسمانى ) و میزان ( شناسائى حق و قوانین عادلانه ) نازل کردیم ، تا مردم قیام به عدالت کنند ، و آهن را نازل کردیم که در آن قوت شدیدى است ، و منافعى براى مردم ، تا خداوند بداند چه کسى او و رسولانش را یارى مى‏کنند بى‏آنکه او را ببینند ، خداوند قوى و شکست ناپذیر است. (سوره حدید، آیه ۲۵)»
میزان در تفاسیر مختلف با تعابیر گوناگونی آمده است؛ بعضی میزان را همان ترازو می دانند که البته این بسیار بعید است. بعضی دیگر می گویند میزان منظور همان کاری است که ترازو انجام می دهد و برای سنجیدن عدالت است. گروهی  دیگر ترازو را همان دین می دانند.
در ترجمه این آیه شریفه اکثراً دیده می شود که این طور بیان شده است: «تا مردم را به عدل سفارش دهند» این ترجمه اشتباه است و ترجمه دقیق تر آن این است که « تا مردم عدالت را برپا کنند» انبیاء الهی نیامده اند تا عدالت را برپاکنند بلکه آمده اند کاری بکنند تا  مردم عدالت را بر پا کنند یعنی عدالت بدون خواست مردم ممکن نیست.
مرحوم علامه طباطبائی اینگونه بیان می کند: « تا انبیاء مردم را به عادلانه زندگی کردن عادت دهند» تفسیر نمونه در این باره از عبارت «خودجوشی مردم » بهره می گیرد . یعنی مردم در بر پایی عدالت باید خود جوش باشند. در ادامه این آیه در تفسیر نمونه آمده است اینکه خدا در ادامه آیه بحث آهن را مطرح می کند منظور این است که بر پایی عدالت اگر چه باید خود جوش باشد اما یک سری افراد هستند که در این میان اخلال ایجاد می کنند با این افراد باید با جبر برخورد کرد و قوه قهریه داشت در قبال این افراد و مهمترین نتیجه ای که می توان گرفت این است که بر پایی عدالت بدون ساز و کار حکومت ممکن نیست.
این آیه یکی از آیاتی است که بوسیله آن استدلال می کنیم از وظایف انبیاء الهی بر پایی حکومت است و با توجه به همین آیه مشخص می شود که نظام باید نظام مردم سالار باشد زیرا مردم باید عدالت را بر پا کنند و قوه قهریه ای هم در این حکومت لازم است.
خداوند طبق این آیه را ه را به ما نشان می دهد که باید یک حکومتی داشته باشیم که مردم عدالت را بخواهند و آن را بر پا کنند و قوه قهریه ای در آن برای مقابله با ا خلال گران باشد.
لذا استنباط بنده این است که انبیاء الهی سه وظیفه اصلی دارند: ۱ـ توحید ۲ـ عدالت اجتماعی با کمک مردم ۳ـ تشکیل حکومت.
بدون تشکیل حکومت نمی توان به عدالت اجتماعی رسید. شهید مطهری می فرماید: بر پایی توحید فقط توحید فردی است یا توحید اجتماعی و انبیاء می خواهند جامعه توحیدی را ارائه دهند و از آنجا که انسان مدنی الطبع است امکان پذیر نیست که یک نفر بخواهد اهل عبودیت باشد و افراد دیگر که در یک جامعه با او هستند اهل شرک باشند لذا نظر شهید این است جامعه باید جامعه توحیدی باشد و برای جامعه توحیدی راهی جز بر پایی حکومت الهی نیست و اگر حکومت الهی نباشد بسیاری از دستورات الهی اجرا نمی شود یکی از همین موارد برپایی عدالت است.
امام خمینی (ره) می فرمایند: اکثر انبیاءالهی به مقاصدشان نرسیدند که اگر می رسیدند ما امروزه چیزی به نام استکبار جهانی نداشتیم.
خدا خطاب به پیامبرانی که حکومت داشتند می فرماید در بین مردم به عدالت حکم کنند.
«یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى / اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن (سوره ص، آیه ۲۶)»10-05-drazi
در واقع این پیامبران که دارای حکومت بودند می توانستند بین مردم حکم کنند.
در ابتدای کتاب ولایت فقیه حضرت امام نیز آمده است اگر کسی یکبار قرآن را بخواند تصور اجرای احکام اجتماعی او را به قضیه ولایت فقیه می رساند. اینکه ما باید استدلال کنیم برای این است که سالیان سال است با نگاه دیگری با این قضیه بر خورد کرده ایم ما فکر کردیم اسلام یعنی حکم حیض و نفاس که البته اسلام این هم است . اسلام برای این است که می خواهد دنیا را به توحید برساند.
پس نتیجه می شود یکی از اصلی ترین وظایف انبیاء تشکیل حکومت بوده است تا بتوانند به وسیله آن احکام الهی را اجرا کنند.
دیدگاه امام خمینی(ره) در فقه و عرفان و کلام و اخلاق نگاه حکومت محور است یعنی برای درک اسلام باید دید حکومتی داشت.
غالب ما اسلام را به گونه ای تبیین کرده ایم که کاری به حکومت ندارد و این امر هم طبیعی است چون ائمه (ع) و علمای ما بر رأس حکومت نبوده اند.
خیلی از آیات الهی در منظومه حکومت اسلامی تفسیر می شود و وظایف فردی ما هم در دایره حکومت اسلامی مشخص می شود.
در این نظام وظایف فردی مشخص است وظایف اجتماعی و وظایف حکومت نیز هم در برابر مردم و هم در برابر دیگر حکومتها مشخص است. در واقع یک نظام کاملاً مشخص است که هم دنیا را می سازد و هم آخرت را و توحید را هم در بُعد فردی و هم در بُعد اجتماعی می خواهد.
شهید مطهری در کتاب وحی و نبوت اشاره می کند درباره اینکه عدالت و توحید که از وظایف انبیاء الهی است  کدام یک بر دیگری اولویت دارد و کدام یک مقدمه دیگری است. آیا ما باید توحید پیدا کنیم تا به عدالت اجتماعی برسیم یا عدالت اجتماعی داشته باشیم تا به توحید برسیم. ایشان نظرات مختلف را در این زمینه بیان می کند، چکیده کلام ایشان بعد از بیان نظرات مختلف این است که چون انسان اجتماعی است و خارج از اجتماع معنا نمی شود ارزشهای اجتماعی مثل عدل و آزادی و دموکراسی، احساس خیر خواهی (با تشکیل حکومت اسلامی محقق می شود) مقدمه ای است برای توحید. این هدف آخر همان هدف اول است که فرد و جامعه خدا را عبادت کند اما این مقدمه یعنی مسائل اجتماعی به خودی خود بلا اعتبار نیست یعنی عدل برای این باشد که به توحید برسیم نه این طور نیست بلکه عدل فی ذاته ارزشمند است لذا در یک جامعه غیر دینی نیز عدالت پسندیده است اینها مقدمه است برای توحید اما مقدمه ای که خود نیز دارای ارزش و اعتبار است. (مجموعه آثار، ج ۲، ص۱۷۷)
بدون حکومت الهی «ان اعبدوا الله » محقق نمی شود لذا این همه تأکید برای تشکیل حکومت حضرت حجت برای محقق شدن «ان اعبدوا الله» است.
آیت الله ضیاء آبادی در یکی از فرمایشات خود می فر مایند: تمام ائمه ما آرزو داشتند امام زمان(عج) بیاید و تشکیل حکومت توحیدی بدهد و در این حکومت همه موحد باشند ایشان می فرمایند تمام انبیاء و ائمه ما دارای شرک اضطرار بودند چون تحت سرپرستی یک حکومت طاغوت بودند و تنها کسی که این شرک برای او نیست و از آن بری است حضرت حجت است چون حکومت تشکیل می دهد و قدرت دارد.
وظایف انبیاء الهی در روایات
وَ اصْطَفى سُبْحانَهُ مِنْ وَلَدِهِ اءَنْبِیاءَ اءَخَذَ عَلَى الْوَحى مِیثاقَهُمْ، وَ عَلى تَبْلیغِ الرِّسالَهِ اَمانَتَهُمْ، لَمّا بَدَّلَ اءَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللّهِ اِلَیْهِمْ فَجَهِلوا حَقَّهُ، وَ اتَّخِذوا الاَنْدادَ مَعَهُ، وَ اجْتَبالَتْهُمُ الشِّیاطِینُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ، وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ، فَبَعثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ الَیْهِمْ اءَنْبیاءَهُ لِیَسْتَاءْدُوهُمْ مِیْثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ، وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ، وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ وَ یُرُوهُمْ آیاتِ الْمُقْدِرَهِ. مِن سَقْفٍ فَوْقَهُم مَرْفُوعٍ، وَ مِهادٍ تَحْتَهُم مَوْضُوعٍ، وَ مَعایِشَ تُحْیِیهِمْ، وَ آجالٍ تُفْنِیهمْ، وَ اءَوْصابٍ تُهْرِمُهُمْ، وَ اءَحْداثٍ تَتابَعُ عَلَیْهِمْ، وَ لَمْ یُخْلِ سُبْحانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِی مُرْسَلٍ، اءَوْ کِتابٍ مُنْزَلٍ، اءوْ حُجَّهٍ لازِمَهٍ، اءوْ مَحَجَّهٍ قائِمَهٍ، رُسُلُ لا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّهُ عَدَدِهِمْ، وَ لا کَثْرَهُ الْمُکَذَّبِینَ لَهُمْ، مِنْ سابِقٍ سُمِّىَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ، اءَوْ غابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ.
خداوند سبحان از میان فرزندان آدم ، پیامبرانى برگزید و از آنان پیمان گرفت که هر چه را که به آنها وحى مى شود، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند، به هنگامى که بیشتر مردم ، پیمانى را که با خدا بسته بودند، شکسته بودند و حق پرستش او ادا نکرده بودند و براى او در عبادت شریکانى قرار داده بودند و شیطانها از شناخت خداوند، منحرفشان کرده بودند و پیوندشان را از پرستش خداوندى بریده بودند. پس پیامبران را به میانشان بفرستاد. پیامبران از پى یکدیگر بیامدند تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را که از یاد برده اند، فرا یاد آورند و از آنان حجّت گیرند که رسالت حق به آنان رسیده است و خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگیزند. و نشانه هاى قدرتش را که بر سقف بلند آسمان آشکار است به آنها بنمایانند و هم آنچه را که بر روى زمین است و آنچه را که سبب حیاتشان یا موجب مرگشان مى شود به آنان بشناسانند و از سختیها و مرارتهایى که پیرشان مى کند یا حوادثى که بر سرشان مى تازد، آگاهشان سازند. خداوند بندگان خود را از رسالت پیامبران ، بى نصیب نساخت بلکه همواره بر آنان ، کتاب فرو فرستاد و برهان و دلیل راستى و درستى آیین خویش را بر ایشان آشکار ساخت و راه راست و روشن را خود در پیش پایشان بگشود. پیامبران را اندک بودن یاران ، در کار سست نکرد و فراوانى تکذیب کنندگان و دروغ انگاران ، از عزم جزم خود باز نداشت . براى برخى که پیشین بودند، نام پیامبرانى را که زان سپس ‍خواهند آمد، گفته بود و برخى را که پسین بودند، به پیامبران پیشین شناسانده بود.(خطبه اول نهج البلاغه)
بر طبق این خطبه وظایف انبیاء شامل: ۱ـ توجه دادن مردم به فطرت ۲ـ یاد آوری نعمتهای فراموش شده ۳ـ به وسیله تبلیغ حجت را بر مردم تمام کنند۴ـ گنجینه های عقل را زنده کند (عقل تحت هدایت انبیاء الهی عِصاره می شود) ۵ـ نشان دادن آیات مقدر شده (آیاتی که در برابر دیدگان ما هستند ولی فراموش شده اند)۶ـ معایش آنها ۷ـ  مرگ ها ۸ـ  ناگواریهایی که انسان را به پیری می کشاند۹ـ تمام حوادثی که برای انسان است را به او یاد آوری کند
اینهم اشاره ای به فرمایشات امیر المؤمنین(ع) که یکی از مهمترین فرمایشات ایشان است.
آنچه بیان شد سر فصلهای وظایف انبیاء است که شامل موارد ریزتر می شود و زمانی محقق می شود که امام زمان(عج) ظهور کند. حضرت حجت(ع) چون تشکیل حکومت می دهد تمام آنچه پیامبران قصد انجام آن را داشتند محقق می کند.

10-06-esmaeli

این مطلب را برای دوستان خود بفرستید

نظرات (0)

نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما

عقاید امامیه

اولین جلسه از سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه

در باب فضیلت و ضرورت برگزاری جلسات هفتگی، شواهدی از قرآن و روایات می‌توان یافت که بر اساس آن این نتیجه به دست می‌آید که برقراری این جلسات، عمل به دستور خداوند و ائمه معصومین (ع) است.مرحوم قاضی(ره) فرمودند: در مستحبات عزاداری و زیارت سیدالشهداء مسامحه ننمایید و روضه هفتگی ولو دو یا یک نفره باشد، اسباب گشایش امور است.

دومین جلسه از سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه

عقیده از ریشه (ع ق د) یعنی گره زدن محکم و سخت شدن. لذا عقیده آن چیزی است که در وجود شما با جان و دلتان گره خورده است و سفت و سخت در وجود شما شده است و با علم متفاوت است. این معنی عقیده از جهت لغوی است. یعنی یک چیز را می‌دانیم ولی به آن عقیده نداریم پس علم با عقیده دو چیز متفاوت است. امکان دارد علمی به عقیده تبدیل بشود  و امکان دارد نشود…

سومین جلسه سلسله در س گفتار عقاید امامیه/// علم اسلامی چیست؟

در جلسه پیش سئوالی مطرح شد مبنی بر اینکه در آیات و روایات تأکید بر علم شده است حال منظور از این علم چیست؟ آیا اگر علم حوزوی و فقه و دین را فرا بگیریم عبادت است و طبق فرمایش حضرات معصومین(ع) است یا یادگیری هر علمی دستور دین است؟

رسانه های تصویری