شهید محمد رضا فلاح فضل آبادی
تاریخ تولد: ۱۵ شهریور ۱۳۴۲
محل تولد: یکی از روستاهای شهرستان یزد
تاریخ شهادت: ۲۱ بهمن ۱۳۶۱
محل شهادت: جنگلهای امعقر فکه

🔹 در ۱۵ شهریور ۱۳۴۲ در روستای فضل آباد از توابع بهاباد در خانواده‌ای کاملاً فقیر و مستضعف دیده به جهان گشود، خانواده او که داغ دو فرزند دیده بودند برای محمدرضا گوسفندی را عقیقه کردند تا به این ترتیب زندگی او را بیمه کرده باشند.

🔹 در پنج سالگی به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت در شش سالگی به مدرسه رفت و تاچهارم دبستان در همان روستا بود. بعد از آن برای ادامه تحصیل به یزد آمدند.

🔹 در همان زمان بود که مبارزات محمّدرضا علیه رژیم پهلوی شروع شد. هنگام راهپیمایی پیشاپیش همه شعار می‌داد. هم زمان با درس خواندن در کارگاه کارخانه الکترود مشغول به کار شد و هنوز سه ماه از سال تحصیلی نگذشته بود که امام در یکی از سخنرانی‌های خود فرمودند: رفتن به جبهه واجب کفایی است و از همان زمان بود که محمدرضا دیگر از خود بی خود شد و برای رفتن به جبهه آماده شد، ولی مادر محمّدرضا که دو پسر خود را از دست داده بود حاضر نبود که محمّدرضا به جبهه برود و برای همین با وی مخالفت کرد.

🔹 تا این که بالاخره مادرش را راضی کرده و برای آموزش به باغ خان رفت و بعد از گذشت پنجاه روز که در آنجا آموزش دید به جبهه اعزام شد و در قسمت امدادگری مشغول به فعالیت شد و پس از دو ماه حضور در جبهه در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی در فکه به شهادت رسید اما پیکرش در همانجا ماند و پس از یازده سال پیکر مطهرش تفحص شد و در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۷۳ پیکرش به خاک سپرده شد.

🖋🌷قسمتی از وصیت نامه شهید:

دنيا نابود شدني، فنا شدني و گذشتني است و آخرت هميشگي، ابدي و ماندني، و انسان خواه ناخواه بايد به سوي منزلگاه اصلي رهسپار شود ، پس چه بهتر كه انسان قبل از خويش بهترين دارایي خود را به عالم آخرت بفرستد تا وقتي سوي آن ديار رهسپار شد با روي گشاده برود پس چه بهتر كه در اين دنيا دل به هيچ چيز نبندد يا هنگام رفتن دل بر كندن از آن مشكل نباشد.

بنابراين اگر خداوند متعال به خانواده ما لطف نمود و من از ميان شما به سوي خدا رفتم و به خيل شهيدان راه اسلام پيوستم هيچ غم و اندوهي بخود راه ندهيد و شكر خدا را به جاي آوريد و به خود بباليد كه خداوند از ميان هزاران مشتاق شهادت، فرزند شما را برگزيد و به سوي خويش فراخواند و قرباني شما مورد قبول حضرت احديت قرار گرفت.

والدين مهربان، خواهران عزيز و دوستانم:
نماز را سبك نشماريد،‌ تقوا و نظم را پيشه خود سازيد و تنها به خدا توكّل کنید و تنها به خدا دل ببنديد و تنها از خدا چيزي بخواهيد، امام عزيز را قدردان باشيد و دعا كردن براي طول عمر ايشان را فراموش نكنيد و نشان دهيد كه مقلّد ايشان هستيد. به خون شهدا ارج بنهيد و پاسدار خون اين عزيزان باشيد،‌ به خانواده شهدا احترام گذاريد و از آنان بخواهید که صبر را پیشه خود سازند و از خدا هم برای آنان طلب صبر نمایيد و هرگز تا جنگ هست از ياد جبهه بيرون نرويد.

در صورت شهادت اينجانب صبر را پيشه خود سازيد و ياد كنيد از آن آقایي كه تمام دوستانش را از دست داد و بدن مطهّرش سه شبانه روز روي زمين افتاده بود و خانواده اش را به اسارت بردند. ياد آوريد از آن بانویي كه در نصف روز چند برادر و فرزند و ديگر اقوام خويش را از دست داد و در پايان روز هم مسئوليّت حفاظت از كودكان يتيم و زنان شوهر از دست داده را به عهده داشت.

پس شما را سفارش مي كنم به تقوا و صبر و عمل به احكام عاليه اسلام عزيز.
شما را سفارش می کنم ‌به اخلاق اسلامي و پاسداري از خون شهيدان و ادامه راه شهيدان
و در پايان والدين مهربانم: اينجانب مقداري پول در بانك ملی شعبه خیابان سلمان و مقداری دیگر هم در بانک صاحب الزمان روبروی بسیج دارم، شما هرگونه که می خواهید انجام دهید و پنج روزه هم من نگرفته ام و خواهش مي كنم بجاي آوريد و من نمي دانم كسي از من طلب دارد يا نه، اگر كسي گفت، طلب او را بدهید و در خانه هم هر چه شما کردید با اخلاق اسلامي عمل كنيد و ناراحت نباشيد كه در آخرت فقط دوستان خدا سرافرازند و سختي در دنيا راحتی در آخرت می‌باشد.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *