شهيد مدافع حرم حميدرضا انصاري

تاريخ تولد: ١ مرداد ١٣٤٨

محل تولد: اراك

تاريخ شهادت: ٢٨ بهمن ١٣٩٤

محل شهادت: تل قرين، سوريه

سن: ٣٦ سال

شـهيد از همان كودكي اهل مسـجد و فعاليت در مسـجد بود، و جسـم و روحش در فضـاي معطر و ملكوتي مسـجد جلا پيـدا كرده بود. وقتي برادرش محمـدجعفر در ســال ٦٥ شـهيد شـد در حاليكه تنها ١٧ سـال سـن داشـت مثل خيلي از نوجوانـان همـدوره خود؛ بـه جبهـه رفـت و در كنـار ساير رزمندگان ايستاد. ايشـان در آن دوران از طريق سـپاه پاسـداران انقلاب اسـلامي بارها به مناطق جنگي و عملياتي اعزام شـد. ٣٨ ماه و ١٥ روز سـابقه حضـور در جبهه داشـت. ١٠ درصـد جانبازي هم از مدال هاي افتخار شهيد بود. شـهيد هميشـه مصـمم و با انگيزه سـعي داشـت در نبردها شــركت كند و اين حضــور را توفيق الهي مي دانســت. ايشــان در عمليات هاي غرب كشــور، قصــر شــيرين، مهاباد و همچنين عمليات مرصاد حضور فعالي داشت. مدرك كارشـناسـي خود را در رشـته جغرافياي سـياسـي دانشــگـاه امـام حســين (ع) اراك اخـذ كرد و مقطع كارشـناسـي ارشـد را در رشـته مطالعات دفاع اسـتراتژيك دانشگاه امام حسين (ع) تهران به پايان رساند. از آنجـا كـه نظـامي بود، بيشــتر اوقـات خود را در بيرون منزل مي گـذرانـد بـه اين معنـا كـه بيشــتر در محـل كـار (حفـاظت اطلاعات ســپـاه) و در مســجـد به عنوان فعـال فرهنگي (مســوول كانون و هيات امنا) حضــور داشــت. براي دين و انقلاب هميشــه دغـدغـه منـد بود. مســائـل سـياسـي و فرهنگي را با توانمندي بالايي تجزيه و تحليل مي كرد. حضـور فعال در مراسـم هاي مذهبي، سـخنراني هـا، راهپيمـايي هـا و شــركـت در نمـاز جمعـه داشــت. كارشـناس سـياسـي و مربي عقيدتي و سـياسـي براي كاركنان و ســربازان بود. وقتي سـال ٩٣ به همســرش گفت مي خواهد به ســوريه برود؛ اين بانوي شــجاع بي هيچ اعتراضـي پذيرفت چرا كه دوسـت نداشـت اين مرد ميـدان جنـگ بـا دلخوشــيهـاي دنيـايي كنـار زن و فرزنـد عمرش بـه پيري برســد و از موهبـت بزرگ شــهـادت محروم بماند. سرانجام در تاريخ ٢٨ بهمن ماه ١٣٩٤ در منطقه جنوب سـوريه و در اسـتان «درعا» در نزديكي مرز اسـرائيل در رويارويي با عناصـر داعش با اصـابت تركش به پهلو به شهادت رسيد. فرازي از وصيتنامه شهيد: خدايا ديدن چهره مظلوم و معصوم خانواده ام و عزيزانم خيلي برايم لذت بخش اسـت اما مي دانم فرصـت طلايي خدمت به اهل بيت (عليهم الســلام) به اين آســاني ها پيش نمي آيـد. خـدايـا مي دانم كـه عمرم روزي تمـام مي شــود و حســرت شــهادت را مي خورم پس از تو مي خـواهـم ايـن نـعـمـت را از مـن نـگـيـري و مـن بـا لـبـاس رزمندگي و خونين به ســويت پرواز كنم تا بلكه خجالت زده شــهدا و ســاير عزيزاني كه اميدشــان به ماســت، نباشم. خدايا اگر تو مرا محروم نمايي، چه كسـي مرا روزي مي دهد! پس روزيم شـهادت نما كه سـخت به آن محتاج و مشـتاقم. خدايا اگر تو مرا ذليل كني چه كسـي مرا ياري مي كند، پس مرا ياري كن تا در ركاب ســربازان مدافع حرم، خوب باشـم و سـعادتمند شـوم. خدايا بارها اين فرازهاي مناجات شـعبانيه را زمزمه نمودم كه اگر تو مرا بـه جرمم بگيري من تو را بـه عفوت مي گيرم و اگر تو مرا بـه گنـاهـانم بگيري من تو را بـه عفوت مي گيرم و در آن دنيا با صـداي بلند صـدا مي زنم من تو را و اهل بيت (عليهم السـلام) را دوسـت داشـته ام هرچند بنده خوبي نبوده ام. از همسـر و فرزندانم عذرخواهي مي كنم، هميشـه تلاش كردم لقمه حلال برايشــان بياورم، نمي دانم موفق بوده ام يـا نـه ولي خيلي مواظبـت نمودم. لـذا در اين راه پر پيچ و خم خيلي خانواده ام سـختي كشـيده اند، اميد اسـت خداوند به آنها بهترين ها را عطا نمايد. عزيزانم، فرزنـدانم، فـاطمـه و ريحـانـه، من شــمـا را خيلي دوسـت داشـته و دارم و نديدن شـما براي يك روز هم آزاردهنده اسـت اما نمي توانسـتم در پيش شـما باشـم تا دشــمنـان اهـل بيـت (س) بـه حرم حضــرت رقيـه اهـانـت كنند، نمي توانسـتم در آينده پاسـخگو باشـم كه در اين روزگـار چرا كـاري نكرده ام. فكر مي كنم يـاري امـام حسـين (ع) با دفاع از حرم خواهر و دردانه او يكي باشـد. بنابراين دوســت دارم شــما مرا با افتخار ياد كنيد و بر مصـائب و سـه سـاله كربلا گريه نماييد. هميشـه به يادتان هسـتم و در كنار شـما. با كارهاي خوبتان و نماز و حجاب مرا خوشحال كنيد. روحش شاد و يادش گرام

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *