شهیده شهناز حاجی شاه
متولد: ۱۳۳۳
محل تولد: دزفول
شهادت: ۵ مهرماه ۱۳۵۹
محل شهادت: خرمشهر
در سن ۲۶ سالگی
✍️دیپلمش را که گرفت، درس حوزه را شروع کرد. خیلی فعال بود. یک انرژی تمام نشدنی داشت. در کتابخانه فعالیت می کرد و دوره های مختلف آموزشی، مذهبی و رزمی را دیده بود. یک سال قبل از شروع جنگ، برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مسلح شده بود.
یکبار هم چهل نفر از خواهران را جهت آموزش مسائل دینی به قم، و پس از آن برای آمادگی نظامی به شلمچه برد.
او در این راه سختی های زیادی را متحمل شده بود.
هیچگاه دوستانش را از قشر خاصی انتخاب نمیکرد. حتی گاهی با کسانی دوستی میکرد که از نظر اعتقادی، شباهتی با او نداشتند. وقتی از او میپرسیدند چرا اینقدر دوستان متفاوت داری؟ میگفت: دوستان آدم ها دو جورند: یکی گروهی که تو از وجود آنها استفاده میکنی و دیگری کسانی که آنها از تو استفاده میکنند و در هر دو حالت فایدهای در میان هست. دوستی با کسانی که پایبند ارزشها هستند، خیلی خوب است اما در آنها چیز زیادی را تغییر نمیدهد. هنر آن است که بتوانی در قلب کسی رسوخ کنی که با تو و آرمانهایت دشمن است. هنر آن است که بتوانی روی آن تأثیر بگذاری.
اوایل انقلاب نماز اول وقت خواندن چندان بین مردم متداول نبود اما شهناز از همان روزها تأکید زیادی روی نماز اول وقت داشت. او برای نمازش لباس جداگانهای داشت و میگفت: چطور موقعی که میخواهی به مهمانی بروی لباس آراسته میپوشی؟ چه مهمانی و دعوتی بالاتر از گفتوگو با خدا؟ نماز مهمانی بزرگی است که خداوند بندگانش را در آن میپذیرد. پس بهترین وقت برای مرتب و پاکیزه و منظم بودن است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز نهضت سوادآموزی تشکیل نشده بود. وی به همراه چند تن دیگر به شکلی کاملاً خودجوش، گروهی را تشکیل داده بودند و به روستاها میرفتند و به بچهها درس میدادند.
مسئول یکی از گروه های رزمنده درباره مدتی که ایشان در جبهه حضور داشت چنین میگوید: 👈در جریان خرمشهر، تعدادی از خواهران واقعا رشادتشان از خیلی از مردها بیشتر بود. خواهر «شهناز حاجی شاه» که چند روزی مهمان گروه ما بودند، از نظر اخلاق، شجاعت و ایثار و تقوا، طهارت و عزت نفس الگو بود، مردانه می جنگید👉. با وجود شدت درگیری ها در این چند روز کسی تارِ مویی از ایشان ندید و کلامی به جز سلام نشنید. وقتی برای استراحت به عقب برمیگشتیم او به سرعت مشغول آماده کردن غذا میشد.
و سرانجام این بانوی دلاور در #هشتم_مهرماه_سال_۱۳۵۹به درجه رفیع شهادت دست یافت.
🌷وی اولین بانوی شهید مقاومت خرمشهر بود.
مادرش از تشییع او چنین تعریف میکند: 🍃شهناز وقتی شهید شد، او را در گلزار شهدای خرمشهر بی آنکه پدرش حضور داشته باشد، به خاک سپردیم. به خاطر ناامن بودن شهر، پیکر او فقط توسط پنج نفر به طور بسیار مظلومانه تشییع شد. خودم قبر شهناز را در محل ورودی پادگان دژ کندم… من از ترس اینکه جنازه دخترم به دست دشمن بیافتد او را به خاک سپردم… داخل قبر او شدم و کفن را از رویش به کناری زدم، به شهناز گفتم: 🍃شیرم حلالت باشد دختر! او را بوسیدم و بعد خاک ها را روی تازه گلم ریختم. فقط یک خواهش از او کردم که دعا کند در این جنگ پیروز شویم و دل امام شاد شود. اما پیکر حسینم که به شهیدان کربلا پیوست هرگز پیدا نشد…!
🥀روحش شاد و یادش گرامی🥀


بدون دیدگاه