شهید جمال محمدشاهی 🌷
تولد: ۱۳۴۰/۱۱/۲
محل تولد: تهران
شهادت: ۱۳۶۲/۸/۱۲
محل شهادت: پنجوین عراق
مزار: باغ موزه دفاع مقدس
☘ در دوم بهمن ۱۳۴۰ در خانوادهای متدین، در محلۀ مولوی تهران، به دنیا آمد. پدرش کارگری نجار، و مادرش از ذریه حضرت فاطمه (س) بود. فرزند چهارم خانواده بود. برای کمک به پدر از هشت سالگی مشغول به کار در دکان عطاری شد. بسیار #دلرحم و #باحیا بود.
🍁 بزرگتر که شد در کلاسهای درس #آیتالله_حقشناس شرکت کرد و از شاگردان خوب ایشان بود.
🍁 به حل مشکلات دیگران اهتمام میورزید. #پول برایی ارزشی نداشت؛ زمانی برایش باارزش بود که میتوانست با آن گرهای از مشکلات کسی باز کند. روزی پیرمرد دورهگردی آمد که بار خیارش نامرغوب بود و کسی از او خرید نمیکرد. جمال به دوستانش صحبت کرد و با هم تمام خیارها را خریدند و دل پیرمرد را شاد کردند.
🍁 اگر میدید کسی تازه به محل آمده و در مسجد حضور ندارد با او رفیق میشد و پای او را به مسجد باز میکرد.
🍁 اهل دروغ و غیبت نبود، شوخی میکرد اما از کلامش مراقبت میکرد. این روحیات شخصی جمال از او یک اسوه ساخته بود.
🍁 نماز شب میخواند و از خوف خدا اشک میریخت.
🔸با شروع جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی در لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) از تهران عازم جبهه شد؛ و در ۱۲ آبانماه ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۴ در پنجوین عراق به #شهادت رسید و پیکرش سالها در آنجا ماند.
☘ تا اینکه در اردیبهشت ۱۳۹۰ به همراه هشت شهید دیگر و به صورت گمنام در باغ موزه دفاع مقدس تهران به خاک سپرده شد و اکنون پس از ۳۷ سال و مقارن با سالروز شهادتش، از طریق آزمایش DNA شناسایی و احراز هویت شد.
🔹 در یکی از نامههایش نوشتهبود: «خدا را شکر میکنم که در جبهه باطل نیستم. خدایا شکر و سپاس تو را که مرا در لشکر حق قرار دادی. که اگر بکُشم، به بهشت میروم و اگر کشته شوم، نیز به بهشت میروم.»
🟢 از مهمترین الطاف خدا در حق شهید، رفقای الهی او بود. او دوستانی داشت که در مسیر معرفت، همراه و یاور او بودند، یکی از آنها عارف شهید #احمدعلی_نیری، مسئول فرهنگی بسیج مسجد امینالدوله بود. پس از آنکه خبر شهادت ایشان رسید مجلس یادبودی در مسجد برگزار شد. احمدعلی نیری همه بچهها را جمع کرد و خودش هم بسیار باادب در مسجد نشسته بود. بعدها وقتی از او دربارة این مسئله سؤال کردند گفت: مولای ما امام زمان (عج) در مراسم ختم شهید جمال حضور یافته بود.
🟠 چند روز پس از شهادت شهید جمال، آیت الله حقشناس به منزل ایشان رفت و فرمود: آقا جمال فرد صالحی بود. این شهید دیشب در عالم رویا به من گفت که من را در کنار امام حسین (ع) ساکن کردند.
🌷🖋 #وصیتنامه شهید:
«پدر و مادر عزیز، امیدوارم مرا ببخشید چون من جز دردسر برای شما نداشتم. میخواستم شما را در پیری یاری کنم اما زمانی که از خدمت آمدم تا حالا که دوباره به جبهه میروم، مثل دیوانهها بودم. باور کنید با آن سنگر و بیابانهای خوزستان خو گرفته بودم. خیلی دعا کردم تا دوباره به جبهه بروم.
شما هم بدانید که اجر عظیمی در پیشگاه خداوند دارید. شما را به خدا که اگر من شهید شدم، خوشحال باشید. همگی لباس سفید بپوشید.
ناراحت نباشید که با این کار همه خانوادههای شهدا و اسرا و مجروحان ناراحت میشوند. چرا باید انسان ناراحت باشد؟ من را که به زور به جبهه نبردند. با فکر و اندیشه خود به جبهه رفتم. شما چطور خوشحال میشوید که من ماشین بخرم یا ازدواج کنم؛ اینجا هم باید خوشحال باشید که من مثل دیگران به این اجر عظیم الهی دست یافتم. پس شما در دنیا و اخرت روسفید هستید که افتخار تشیع این است که در راه اسلام شهید داده است.»
روحش شاد و یادش گرامی.
#با_لاله_ها ۷۶


بدون دیدگاه