شهید سید حسن گل گواهی 🌷
🔸در خانوادهای سادهزیست و مومن در یکی از محلههای قدیم تهران دیده به جهان گشود. چهره روشن و تابناکش نشان از آیندهای سرشار از خوبیها و زیباییها داشت. از همان اوان کودکی بسیار چابک و زیرک بود و هوش سرشاری داشت. در طول تحصیلش در مقاطع مختلف تحصیلی از نبوغ خاصی برخوردار بود. اهل #ورزش بود و بارها نشانها و تقدیرنامههای مختلف دریافت کرد. بسیار اهل #صله_رحم بود که تا آخر عمر ترک نشد. همیشه در سلام کردن اول بود و عشق و علاقه فراوانی به #زیارت_عاشورا و دعای کمیل داشت و با تمام وجود و خلوص آن را میخواند. در مراسمهای مختلف مذهبی شرکت فعال داشت.
🔹با آغاز انقلاب اسلامی به همراه ملت قهرمان و مومن ایران، تحت رهبری امام خمینی (ره) علیه طاغوت زمان به پا خواست و حتی توسط عوامل رژیم منحوس پهلوی دستگیر شد. با تمام این شرایط تا پیروزی انقلاب اسلامی از پای ننشست و پس از پیروزی انقلاب نیز در حفظ و حراست از آن بسیار کوشا بود و از هیچ فداکاری و از جان گذشتگی دریغ نمیکرد.
🔸با شروع #جنگ تحمیلی و ظالمانه صدام و حامیانش علیه ایران اسلامی به عضویت خانواده مومن، مردمی و انقلابی سپاه پاسداران درآمد و در ستاد حمل مجروحین جنگ مستقر در فرودگاه اهواز مسولیت رسیدگی و نقل و انتقال مجروحین را به نقاط مختلف میهن اسلامی برعهده داشت و در انجام این وظیفه خطیر، روحیهای خستگیناپذیر داشت.
🔹علاقه فراوانی به امام خمینی (ره) داشت. بسیار سادهزیست بود و در خانهای محقر و کوچک در اهواز، با همسرش که چند ماهی زندگی مشترک را شروع کرده بودند، زندگی میکرد. همسر مهربانش روزها برای رزمندگان لباس میدوخت و در مسیر یاری رساندن به رزمندگان با همسرش همراه و همگام بود. ساده و بی آلایش و مهربان بودند و در بند زرق و برق دنیا نبودند و این آیه شریفه قرآن کریم سرلوحه زندگی آنها بود:
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ۖ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا ۖ وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ ۚ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ. (سوره حدید، آیه ۲۰)
🥀 سرانجام در تاریخ بیست و هشتم آبان سال شصت و پنج در حین عملیات انتقال مجروحین در فرودگاه اهواز در حمله جنگندههای دشمن بعثی مورد اصابت ترکش راکت قرار گرفت و به همراه جمعی از رزمندگان و مجروحان به لقاء پروردگار مهربانش پیوست. پیکر پاک و غرق به خونش در حالی که سر و دو دستانش از بدن جدا بود در باند فرودگاه نورافشانی میکرد.
🌷هنگامی که #وصیت_نامه این شهید سرافراز را خواندند در پایان این گونه نگاشته بود:
«خداوندا بهای سنگینی از تو طلب میکنم و آن این است که مرگم را طوری قرار ده که همچون سرورم سر در بدن نداشته و همچون عموی باوفایم ابوالفضل (ع) دو دست از پیکر جدا، مولایم را در لحظه مرگ دیدار کنم. خداوندا میدانم که بهای سنگینی از تو مسئلت دارم.»
شهید سید حسن گل گواهی در آبان سال ۶۵ مصادف با مبعث جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) به #شهادت رسید و روح پاکش به سوی پروردگار پر کشید.
روحش شاد و یادش گرامی.
#با_لاله_ها ۶۵


بدون دیدگاه