#شهید_حسين_غفاري
🔸ایشان در سال 1295 شمسی در روستاي دهخوارقان تبريز متولد شد. در دوران كودكي پدرش را از دست داد و از همان دوران (6-7 سالگي) مجبور شد، همپاي برادر و خواهر براي تأمين هزينههاي زندگي به كشاورزي و كارگري بپردازد.
🔹وی از شش سالگی تحصیل را آغاز نمود و مرحله مقدمات دروس #حوزه را از حاج شيخ علي و ميرزا محمدحسن منطقي فرا گرفت و در تمام اين مدتِ تحصيل نصف روز را كار ميكرد و نصف روز را به تحصيل علم و دانش ميگذراند. او بعد از پایان علوم مقدماتی وارد حوزه علمیه تبریز شد.
پس از مدتی برای بهره گیری از اساتید قم از تبریز به قم هجرت کرد و در حوزه علمیه قم، فقه و اصول و مراحل عالی را از محضر بزرگان فرزانه ای چون آیات عظام فیض قمی، بروجردی و خوانساری فراگرفت.
🔸در دوران تحصيل، با خانواده روحاني مجاهد و فرزانه آيةالله ميرزا علي مقدسي تبريزي از علماي بصير و آگاه دوران و صاحب هفته نامه “الدين و الحيات” آشنا ميشود. اين آشنائي زمينهساز #ازدواج مبارك ايشان با دختر ميرزا علي مقدسي ميشود. علاقه شخص ميرزا علي و شناخت ايشان از سجاياي اخلاقي آيةالله غفاري باعث ميشود كه خود، شخصا پيشنهاد ازدواج با دخترش را به او اعلام نمايد.
☘️ آيةالله غفاري شخصيتي بزرگوار، مبارزي بيباك و نستوه و عالمي پرهيزگار بود.
وی در سالهاي قبل از 1341 (هـ. ش) در قالب #تبليغ و ارشاد ديني و #آگاهسازي مردم در نقاط مختلف كشور مشغول به فعالیت و مبارزه بود، در سال 1342 در جريان نهضت عمومي علما شرکت داشت و همچنین سخنرانيهائي را عليه تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي ايراد كرد.
🔸به دنبال همين فعاليتها در دي ماه 1343 دو روز پس از سخنراني پر شور و افشاگرانه اش در مسجد خاتم الأوصياء توسط مأموران شهرباني دستگير و زنداني ميشود.
وی در #زندان هم به فعاليتهاي علمي تبليغي خود ادامه ميداد و سعي ميكرد 8 ساعت #مطالعه كند و 4 ساعت هم نهجالبلاغه و قرآن، فقه و تاريخ به برادران #درس ميداد.
🔸آخرین ملاقات خانواده شهید با او در زندان قصر انجام شد. در روزهای آخر زندان شهید غفاری در اثر #شکنجه قادر نبود با پای خودش برای ملاقات حاضر شود، دو نفر مأمور زیر بغل او را گرفته، در حالی که روی زمین میکشیدند برای ملاقات آوردند.
سر و صورت او نیز به شدت مضروب شده بود. وقتی سرش را بلند کرد تا خانوادهاش را ببیند اولین جملهای که گفت این بود:
«این آخرین ملاقات من با شماست، من دیگر بعید میدانم بیش از این بتوانم مقاومت کنم.»
و خطاب به فرزندش گفت: «پسرم #روحانیت را ول نکنی، من راضی نخواهم بود اگر شغل دیگری را انتخاب کنی، همین درس را که شروع کردی و به اینجا رساندی، همین را ادامه میدهی و مبادا از این راه برگردی و مواظب مادر باش.
خیر دنیا و آخرت تو در آمدن به کسوت روحانیت است. بیا به عنوان حامی دین و دفاع از امام صادق (ع)این راه را انتخاب کن.»
◾️وی سرانجام در زندان براثر شكنجه و فشارهای وارده در تاریخ ششم دیماه 1353 به #شهادت رسید. اداره ساواك دو روز پس از آن، در هشتم دیماه خبر فوت ایشان را به خانواده وی اعلام و از آنان درخواست كرد كه بیسروصدا و بیآنكه به كسی چیزی بگویند برای تحویل جنازه به دادستانی ارتش مراجعه كنند. اما خانواده غفاری از امضای برگه فوت خودداری نمود و لذا اداره امنیت مجبور شد به منظور تدفین #مخفیانه، جنازه او را شبانه به قم بفرستد.
به این ترتیب طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شده و بهطرز باشكوهی در تشییع جنازه او شركت كردند. در مسیر تشییع جنازه به سمت حرم حضرت معصومه(ع)، تعدادی از مراجع تقلید نیز به مردم پیوستند. حاضران در این مراسم شعارهایی نیز علیه حكومت سردادند كه به دستگیری تعدادی از طلاب منجر شد.
چند روز بعد نیز، آیتاللهالعظمی گلپایگانی مراسم ختم باشكوهی را برای مرحوم آیتالله شیخحسین غفاری در مسجد اعظم قم برگزار كرد.
#با_لاله_ها ۲۱


بدون دیدگاه