🥀شهید مدافع حرم حسین محرابی🥀
ولادت: 30/6/1356
محل ولادت: مشهد
شهادت: 10/9/1395
محل شهادت: حلب، سوریه

🍀شهید مدافع حرم «حسین محرابی» در مشهد به دنیا آمد و دوران خدمت را به عنوان تکاور گذراند. برای اولین بار که به زیارت امام حسین (ع) رفت، عقایدش محکم‌تر شد و جرقه اولیه جهاد در این سفر زده شد و بعد از آن بی‌نهایت عاشق بی‌بی رقیه (س) شد و هر کدام از خواهران و برادران را هم به شیوه خودشان با این راه آشنا کرد. کافی بود فقط بگویی رقیه، تا مثل شنیدن روضه ظهر عاشورا ‌اشک بریزد. نیمه شب گهگاه صدای ناله کردنش بر سر سجاده نماز شب شنیده میشد و اشک‌هایی که پایان نداشت.
وی آدم پیگیری بود. کار خود را همیشه تا انتها پیش می‌برد و با توجه به ارادتی که به ائمه (ع) داشت برای شهادت دست به دامن تمام ائمه (ع) شد و دست از طلب برنداشت. بعد از آخرین باری که به زیارت امام رضا (ع) رفت، خیالش راحت بود که حاجتش را از امام رضا (ع) گرفته است و دقیقاً روز #شهادت_ امام رضا (ع) هم به #شهادت_ رسید.
بعد از شهادت شهید محرابی از او یک عکس خندان منتشر شد و به همین خاطر به #شهید_خندان مشهدی‌ها» معروف است و چون روز شهادت آقا علی بن موسی‌الرضا (ع) به شهادت رسید، ملقب به #شهید_امام رضایی (ع)» شد.🍀

چند روز قبل از شهادت شهید محرابی زمزمه‌هایی میان همرزمان شهید محرابی پیچیده بود که: حسین بوی شهادت می‌دهد. دقیقاً همان روز‌ها هم حسین به شدت بی‌قرار بود. آنطور که همرزمان شهید روایت کرده‌اند، روز عملیات نام کسانی را که قرار بوده است در عملیات شرکت کنند می‌خوانند، اما اسم شهید محرابی در فهرست نبود به همین خاطر برای گرفتن رضایت فرمانده محور پیش او می‌رود؛ اما فرمانده محور با حضور او در این عملیات مخالفت می‌کند. هنگامی که شهید محرابی اصرار را بی‌فایده می‌بیند به فرمانده محور می‌گوید: “💥من بچه مشهد هستم؛ اگر من را به این عملیات نبرید به محض برگشتن به حرم امام رضا (ع) می‌روم و از شما پیش ایشان شکایت می‌کنم.💥” در این هنگام وقتی که فرمانده محور صحبت‌های شهید محرابی را می‌شنود، به وی اجازه شرکت در عملیات را می‌دهد. در همین لحظات یکی از همرزمانشان به بقیه مدافعان حرم می‌گوید: همه ما از مشهد آمده‌ایم. فردا شهادت امام رضا (ع) است و خوش به حال کسی که فردا شهید شود. هنوز حرف این مدافع حرم تمام نشده بود که شهید محرابی به همرزمانش گفت: کسی که می‌گویی شهید می‌شود، من هستم.

یکی از همرزمان شهید درمورد نحوه شهادت شهید محرابی اینگونه تعریف می‌کند: 👈شهید محرابی روی پشت بام یکی از ساختمان‌ها پشت من ایستاده بود که ناگهان صدایی را از پشت سرم شنیدم. به محض اینکه برگشتم، حسین روی زمین افتاده بود. خونریزی او به شدت زیاد بود. دوباره برگشتم و مشغول تیراندازی به سمت داعشی‌ها شدم و مجدد به حسین نگاه کردم. در حالت سجده بود و آخرین کلمه‌ای که گفت: «یا اباالفضل (ع)» بود. تیر دقیقاً به قلب شهید خورده بود.👉

🌷فرازی از وصیت نامه شهید:🌷

هر خانمی که چادر به سر کند و عفت ورزد و هر جوانی که نماز اول وقت را در حد توان شروع کند، اگر دستم برسد سفارشش را به مولایم امام حسین (ع) خواهم کرد و او را دعا می‌کنم باشد تا مورد لطف و رحمت حق تعالی قرار گیرد.

در کتاب #روایت_بی قراری”، سرگذشت زندگی شهید مدافع حرم، حسین محرابی را به روایت همسر شهید، خانم مرضیه بلدیه می‌توانید بخوانید.

🌺 روحش شاد و یادش گرامی 🌺

با_لاله_ها ۱۳۷

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *