شهید حمیدرضا ملاحسنی 🌷

تاریخ تولد : ۱۳۴۴/۵/۵
تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۸/۱۲
محل تولد: تهران
محل شهادت: پنجوین عراق
مکان مزار: تهران، پارک نهج البلاغه

🔸وی در خانواده ای مذهبی در جنوب غرب تهران به دنیا آمد. سال آخر دبیرستان همزمان شد با حمله صدام به ایران و آغاز جنگ تحمیلی. همان موقع بود که عزم خود را جزم کرد و قبل گرفتن دیپلم عازم جبهه شد.
🔹نخستین بار در سال ۱۳۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی در معیت لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در منطقه عمومی فکه حضور یافت. وجودش پاک و سرشار از بندگی خدا بود. در اوج جوانی تنها به جهاد در راه خدا فکر می‌کرد و آرزویش شهادت در این راه بود. در آبان سال ۶۲ برای انجام «عملیات والفجر ۴» عازم مناطق عملیاتی پنجوین شد. در این عملیات به شهادت رسید و پیکرش مفقود شد. کسی هیچ خبری از او نداشت. پدر حمیدرضا برای گرفتن خبر به منطقه عملیاتی رفت و به شهید همت گفت: از حمید هیچ خبری نیست. شهید همت نیز پاسخ داد که گم شده و در ادامه به پدر شهید گفت: «یقیناً حمیدرضا شهید شده، چون حالات و روحیه خاصی پیدا کرده بود.»
🔸بعدها خواهر شهید سر مزار شهید احمد پلارک (از شهدای گردان عمّار) روی قابی عکس برادرش را می‌بیند و متوجه رفاقت شهید پلارک و برادرش می‌شود. این خواهر شهید اوایل سال ۸۹ سر مزار شهید پلارک حاضر می‌شود و او را به مادرش حضرت زهرا (س) قسم می‌دهد و می‌گوید: «شهید پلارک می‌دانم مقام بالایی داری؛ به حمیدرضا بگو به خواب من بیاید؛ از او هیچ خبری نداریم. سلام من را به حمیدرضا برسانید.»
🔹چند روز بعد از این درخواست خواهر خواب برادرش را می‌بینید. خواهر شهید درباره این رؤیای صادقه می‌گوید: خواب دیدم جمعیت خیلی زیادی از خیابان سردار جنگل عبور می‌کنند؛ صدای حمید را شنیدم که گفت: «آبجی! به‎اذن خداوند، تمام این تعداد را شفاعت می‌کنم». گفتم: «دلیلش چیست؟ تو چرا این تعداد را شفاعت می‌کنی؟» گفت: «تمام این افراد برای تشییع جنازه من آمده‌اند». یک مردی هم از آن کنار عبور می‌کرد و داخل جمعیت نیامد، حمیدرضا گفت: «آبجی! این آقا را هم شفاعت می‌کنم.»
🔰 در همان روزها ـ ۱۲ مهر ۱۳۸۹ ـ سه شهید گمنام را در بوستان نهج‌البلاغه به خاک می‌سپارند.
🔸یکی از بستگان در رؤیایی صادقه خواب شهید را می‌بیند که می‌گوید: «من همان شهید قبر وسطی بوستان نهج‌البلاغه هستم.» وقتی که خانواده سر مزار حاضر می‌شوند می‌بینند که روی سنگ مزار نوشته شده: «شهید ۱۸ ساله، محل شهادت منطقه پنجوین در عملیات والفجر ۴» پس از بررسی و یافتن همرزمان شهید و جویای نحوه شهادت او قبر شهید مورد تأیید واقع می‌شود. شهید حمیدرضا ملاحسنی پس از ۲۷ سال به میهن بازمی‌گردد و خانواده‌اش مزارش را پیدا می‌کنند.

🖋🌷بخشی از #وصیت_نامه شهید:
ای افرادی که وصیت نامه این حقیر را می شنوید زندگی این دنیا را خانه اصلی خود مپندارید ،که زندگی در رفتن است و نه به قصد رسیدن ما برای خوشی به این دنیا نیامده ایم ،اینقدر به فکر دنیای فانی نباشید که چشم بر هم زنید پیر شده اید و پایتان لب گور است و آن وقت دیگر خیلی دیر شده است و جز این نیست که دنیا فریب و دروغ است.
مبادا میدان را خالی کنید تا کسانی که دشمن اسلام هستند بر همه مسلمین تسلط پیدا کنند.سطح آگاهی بچه های مسلمان را بالا ببرید و ریشه های عقیدتی آنها را محکم کنید تا از اسلام منصرف نشوند.
ای حزب الهی ها، ۱۶ کلید بهشت شرط خودسازی که فرموده امام عزیز است را خوب عمل کنید قرآن را زیاد بخوانید.
در روزقیامت قرآن درد ما را دوا می کند، پشیمانی به درد نمی خورد و گفته قرآن را تا حد امکان عمل کنید و به دیگران بیاموزید.
آیه الکرسی را زیاد بخوانید. شبها با وضو بخوابید. هر شب در موقع خواب که مرگ کوتاه مدت است سوره واقعه را بخوانید ذکر خدا را فراموش نکنید، دعاها را زیاد بخوانید.
ما غیر از دعا و نیایش چیز دیگری نداریم.

روحش شاد و یادش گرامی.
#با_لاله_ها ۶۶

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *