• نام و نام خانوادگی: زکریا شیری
  • نام پدر : شعبانعلی
  • محل تولد : گرماب خدابنده – زنجان
  • تاریخ ولادت: ۱۳۶۵/۹/۱
  • تاریخ شهادت : ۱۳۹۴/۹/۴
  • محل شهادت: حلب سوریه – خان طومان
  • مدت عمر: ۲۹سال
  • محل مزار : تاسال۹۹ مفقودالاثر بودند – مزار شهدای شهر اقبالیه استان قزوین
  • کتاب مربوط به این شهید: کاش برگرد

    زندگی نامه شهید زکریا شیری

    زکریا شیری در تاریخ ۱ آذرماه سال ۱۳۶۵ در روستای گرماب خدابنده زنجان چشم به جهان گشود. پدرش شعبانعلی و مادرش رقیه آقائی نام داشت. زمانی که زکریا دوران ابتدایی را به پایان رساند خانواده شهید شیری به قزوین آمدند.این شهید بزرگوار در خانواده‌ای مذهبی و ۹ نفره زندگی می‌کرد ۳برادر و ۳ خواهر داشت که دو تن ازبرادرانش طلبه هستند؛ او فرزند دوم و پسر ارشد خانواده بود .

    دوران تحصیل

    پس از پایان تحصیلات دبیرستان و گرفتن دیپلم برای استخدام در سپاه قزوین اقدام کرد و با توجه به‌این‌که زمان خدمت سربازی او فرارسیده بود، همزمان به خدمت سربازی رفت و هشت‌ماه در سنندج خدمت کرد. پس از قبولی در سپاه، وارد دانشگاه افسری شد(اوتحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی و رشته ی مدیریت دفاعی ادامه داد) و پس از گذراندن دوره‌های آموزشی تکاوری، به‌مدت هشت سال در تیپ صاحب‌الامر (عج) سپاه قزوین مشغول به خدمت شد و توسط سپاه صاحب الامر(عج) قزوین و به عنوان فرمانده تیپ ۸۲ دسته و مدافع حرم در جبهه دفاعی سوریه حضور یافت.

    ازدواج شهید زکریا شیری

    شهید شیری یک روز آمد کنارمادرش و گفت:« نه نه من قصد ازدواج دارم شما چه کسی را پیشنهاد می‌دهید؟»مادرش به او گفت:« در فامیل دختران مومن زیادی داریم هرکدام مورد پسند شماست بگو برایت اقدام کنم»، مدتی بعد زکریا منزل عمه اش در یکی از روستاهای زنجان رفته بود و دخترعمه اش خواستگاری کرد!،و بعد آمد نزد مادر و گفت :«من از دخترعمه‌ام را خواستگاری کرده‌ام و با او درباره شرایط کاری خودم صحبت کردم.»

    در ادامه مادر شهید گفت:«زکریا چطور خجالت نکشیدی خودت از عمه ات خواستگاری کردی؟ نگاهی به من کرد و گفت خیلی راحت بود.»

    پس از آن دخترعمه اش را با کمترین تشریفات عقد کرد و عروسی گرفتند و زندگی خودشان را شروع کردند.

    در تاریخ ۱۱ فروردین ماه سال ۱۳۸۷ با دختر عمه ی خود ازدواج کرد و از او یک دختر ۴ ساله و یک پسر ۲ ماهه به یادگار مانده است.

    پس از ازدواج تا سه سال فرزندی نداشتند و پس از اینکه درس زکریا در اصفهان به اتمام رسید دخترش فاطمه به دنیا آمد و زمانی که فاطمه سه ساله بود، محمدصدرا درشکم مادرش بود.

    زکریا در سوریه هنوز از جنسیت فرزند دومش باخبر نبود که به یکی از همرزمانش گفته بود که اگر فرزندم دختر بود دوست دارم اسمش ریحانه باشد و اگر پسر بود محمدصدرا.

    زمانی که زکریا شهید شده بود ما به ملاقات همرزمش که در سوریه زخمی شده و در بیمارستان بود رفتیم به من گفت اسم فرزند ذکریا را محمدصدرا بگذارید؛ پسرتان این اسم را انتخاب کرده بود.

    خصوصیات اخلاقی شهید زکریا شیری

    ۱-همیشه در سلام کردن به کوچک و بزرگ سبقت می‌گرفت و همه افرادخانواده ی او شیفته این اخلاقش بودند.

    ۲- خوش خنده بود و تبسم از لبانش محو نمی‌شد هر زمانی که از خواب بیدارش می‌کردم تا چشمانش را باز می‌کرد لبخندی به من می‌زد و سلام می‌داد؛ هیچ وقت عصبانی نمی‌شد.

    ۳-از لحاظ مالی ( در دوران کودکی تا ازدواج )خانواده‌اش را درک کند ؛مثلا اگر دوست داشت اردوی مشهد برود و ما هزینه‌اش را نداشتیم اعتراضی نمی‌کرد و با دوستانش همراه نمی‌شد؛ در همه شرایط احترام من و پدرش را حفظ می‌کرد.

    ۴-ارادت خاصی به امام حسین(ع) و حادثه عاشورا داشت، همیشه ایام محرم و صفر در دسته‌های عزاداری پابرهنه شرکت می‌کرد و اصلا اهل تکبر و غرور نبود و در با حضور شهید شیری در جایی غیبت انجام نمی‌گرفت.

    ۵- اهل صله رحم بود و هفته‌ای یکی دوبار به منزل خواهرش می‌رفت و وقتی متاهل شد زیاد به دیدن ما می‌آمد.

    ۶- زکریا به خانواده‌های مستمند به خصوص برای تهیه جهیزیه کمک می‌کرد خانواده ی او این موضوع را پس از شهادتش متوجه شدند.

    همه این موارد نشان از این داشت که پسرم لیاقت شهادت را داشت.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *