شهید سید علی دوامی
ولادت: ٢ دی ١٣۴۶ (مصادف با ٢١ رمضان)
شهادت: ١٨ اردیبهشت ١٣۶٧ (مصادف با ٢١ رمضان)
سن: ٢١ سال
محل تولد: ساری
محل شهادت: شلمچه

🌷فرزندی از تبار سادات به هستی گام می نهد. آمدن سید علی همراه صوت خوش اذان به دل می نشیند و ٢١ ماه مبارک رمضان در تقویم زندگیش نقش می بندد.

کودکی اش را زیر بیرق ابا عبداله الحسین (ع)، سپری می کند و نوجوانیش می شود همان سرباز خفته در قنداق امام خمینی (ره) ،همان که در وصیتش می شود فدایی خمینی سید علی دوامی…

سید علی اما عزم جای دگر دارد، نوای هل من ناصر ینصرنی امام زمان خویش را لبیک می گوید و راهی میشود. مادر اما از آن همه وابستگی، برای رضای خدا می گذرد و دلش با یاد صبوری زینب (س) آرام می شود .خود با دستان پر مهر مادری بدرقه اش میکند. روزهای بی علی بودن برای مادر اگر چه دشوار است اما این شیرزن مازنی نیک می داند که مسیر عبودیت فرزندش همانی است که در دوران کودکی برایش اندیشه ها داشت.

سید علی هم در این میانه شرط مادر را نیک به یاد می آورد :« آنقدر از دشمن زبون بکش تا کشته شوی .» شیر مرد خطه مازندران خار چشم صدام شد و برای سرش جایزه تعیین می کند ، اما هیچ چیز نتوانست قامت بلند شیر بیشه جهاد و جبهه را خم کند مگر همان کالیبر ۶٠ که همیشه از آن یاد می کرد. جانشین گردان مسلم بن عقیل پس از ۶ سال حماسه و شجاعت در غروب ٢١ ماه مبارک رمضان در ٢١ سالگی آسمانی شد و لشکر ٢۵ کربلابرای همیشه همت مردی را به خاطر خواهد داشت که خواری دشمنانش را به نظاره نشست .

آری! شهید سرافراز، سردار سیدعلی دوامی که به سردار راز ٢١ اشتهار یافته است، مولود ٢١ رمضان المبارک از مادری ٢١ ساله و مهاجر ٢١ ساله شب ٢١ ماه مبارک رمضان است که شهامت ، درایت و شوق شهادت او ورد زبان همه ی همرزمانی است که از ابتدای حضور در جنگ و روزی که یک رزمنده ساده و گمنام بود تا انتهای عروج از جبهه ها که جانشین گردان مسلم بن عقیل بود، با او همنفس و همنشین بوده اند.

شهیدی که گمنامی اطلاعات عملیات را با غواصی تخصصی ترین عملیات به هم پیوند زده و میوه عشق را در نهال شوق می چید و در عرفانی ترین لحظات زندگی اش، تنها خدا را می دید و آنقدر رفت تا اینکه در معراجی ترین شب زمین، دعوت خدای کعبه را لبیک گفت و رستگار شد.
كلاس اول دبستان را نخوانده، رفت دوم دبستان

ما براي دوران دبستان سيد علي يعني تا كلاس دوم ابتدايي در تهران بوديم. شش ساله بود كه او را به آمادگي فرستادم تا با محيط مدرسه و كلاس آشنا شود. دانش‌آموز خوبي بود، درس‌هايش هم خوب بود. امتحان آخر سال را كه داده بود همه نمراتش عالي شد، براي همين مسئولان مدرسه گفتند:«خانم دوامي، اگر اجازه بدهيد علي برود كلاس دوم دبستان، يعني كلاس اول را ديگر نخواند.» گفتم:«قبول شده، يعني مطمئن هستید كه بعدها لطمه‌اي به درسش وارد نمي‌شود.» گفتند:«نه، مشكلي پيش نمي آيد پايه‌اش ضعيف نمي‌شود.» ما هم خيلي خوشحال شديم.

🔹هيچگاه، از چيزي شكايت نكرد.
🔹شکرگزار و خيلي با ادب بود.
🔹علي با لذتي خاص، كمك‌رساني مي‌كرد
🔹سيد علي اهل ريا و تظاهر نبود
🔹وسايلش را به همه هديه مي‌كرد
🔹نماز شب علي هرگز ترك نمي‌شد. تا طلوع آفتاب نمي‌خوابيد. مي‌گفتم:«علي‌جان! بخواب خسته‌اي!» مي‌گفت:«كراهت دارد.» هيچگاه نمي‌توانم حالات سيد علي را هنگام نماز خواندن توصيف كنم. او همچون فردي ناتوان و فقير به روي قبله مي‌نشست ، با گردني كج با خشوع با خداي خويش راز و نياز مي‌كرد. سجده‌هاي طولاني،‌حالات عرفاني و روحاني خاصي داشت.

🔹ده روز روزه براي يك مرتبه نماز شب نخواندن:
يكبار مسجد حضرت ابوالفضل يادواره برگزار كرده بود. سيد علي هم حضور داشت . اما براي نهار خوردن و پذيرايي غالمان گذاشت و نيامد. گفتم «سيد علي روزه ای؟» گفت:«به دلايلي یک شب نتوانستم نماز شب بخوانم، 10 روز خودم را تنبيه كرده‌ام كه روزه بگيرم.» براي يك شب نماز شب نخواندن 10 روز روزه گرفت.

🔹بعد از شهادت سيد علي تازه متوجه شديم كه با وجود سن وسال كمش به بی سرپرست‌ها كمك مي‌كرده است. آن زمان به بسيجي‌ها 1500 تومان حقوق مي‌دادند، اما او حقوق خود را دريافت نمي‌كرد و مي‌گفت:«من كه نيازي ندارم باشد تا براي جبهه وسيله‌اي بخرند، و تيري شود در قلب دشمن بعثيی بزرگواري، مناعت طبع، منش، صداقت و مهرباني از ويژگي‌هاي بارز شخصيت سيد علي بود. او بسيار بزرگ بود.

🥀روحش شاد و یادش گرامی باد.

#با_لاله_ها ١١۴

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *