🌹 شهید سردار شهید عباس شعف 🌹

تولد: ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸
محل تولد: شیراز

شهادت: ۲ خرداد ۱۳۶۱
محل شهادت: شلمچه
سن: ۲۳ سال

🍃 شهید «عباس شعف» اصالتا اهل جهرم شیراز بود که بدلیل فعالیت ‌های انقلابی پدرش و تحت تعقیب ساواک بودن در تهران ساکن می‌شوند. فعالیت‌های انقلابی ایشان از همان اوایل انقلاب شروع می‌شود و قبل از انقلاب در یکی از راهپیمایی‌ها گلوله‌ای به سمت ایشان شلیک و لبش زخمی می‌شود. عباس شعف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وارد مجموعه سپاه پاسداران شد و با اینکه هنوز سن چندانی نداشت، به همراه دوستانش به منطقه قصر شیرین و محدوده سرپل ذهاب رفت.

🍃!یکی از ویژگی‌های بارز این‌ شهید مجروح‌ شدن چندباره‌اش بود که هربار بعد از درمان مجدد به مناطق جنگی می شتافت و همین موجب شده بود از جانب دوستان و آشنایان لقب “ضدتیر” بگیرد.

🍃 در عملیات اول بازی‌دراز چشمش مجروح می‌شود و به عقب برمی‌گردد، اما چشم راست خود را از دست می‌دهد. در عملیات شناسایی دیگر که نقطه عطف زندگی ایشان است متوجه می‌شود که به کمین دشمن خورده‌اند. به ایشان تیراندازی می‌شود و سرباز دشمن بالای سرش می‌آید و دو تیر خلاص میزند. یکی به سر ایشان که کمانه می‌کند و فک ایشان را از بین می‌برد و دیگری به سمت چپ سینه ایشان می‌زند که بعدا متوجه می‌شوند، شهید قلبش در سمت راست بدنش بوده است. خودش در خاطراتش می‌گوید انگار خدا با من کاری داشته یا مأموریت من تمام نشده بوده که به شهادت نرسیدم.
🍃 مجروحیت دوباره ایشان زمانی رخ داد که به‌عنوان فرمانده #گردان_میثم_تمار تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) ایفای نقش می‌کرد.

🍃 وضعیت تا جایی پیش رفت که حتی همرزمانی که با وی در آن عملیات بودند از پشت بی‌سیم خبر شهادت عباس را به احمد متوسلیان اعلام کردند، اما مثل اینکه تقدیر این‌گونه بود که عباس از این عملیات نیز به طرز معجزه‌آسایی نجات یابد. برای اینکه از حضور مجدد وی در مناطق جنگی جلوگیری شود، در بیمارستان مراقب وی بودند، ولی عباس به‌دلیل اینکه رسیدن به سعادت را در شهید شدن می‌دید، از بیمارستان فرار کرد و قبل از آغاز عملیات بیت‌المقدس به رزمندگان ملحق شد، اما دوست صمیمی و نزدیکش محسن وزوایی به شهادت رسیده بود.

🍃 شهيد حاج محمد ابراهيم همت فرمانده لشكر حضرت رسول(ص) از شجاعت شهيد شعف تجليل و رزمندگان اسلام را به الگوگيري از شجاعت اين شهيد دعوت مي كرد.

🍃 ایشان هنگام شهادت فرمانده گردان میثم تمار لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) بود و در آخرین‌مرحله #عملیات_بیت‌المقدس در حالی‌که به همراه دوستانش در حال ورود به شهر خرمشهر بود به کمین نیرو‌های بعثی می‌خورند و در نهایت به شهادت رسید. یک هفته بعد از شهادت عباس شعف بود که شهر استراتژیک خرمشهر به‌طور کامل آزاد شده بود.

🍃 پیکر این شهید والامقام در قطعه ۲۶ بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.

📝 خاطره زخمی شدن وی از زبان خودشان:

✨ بعثی‌ها بالای سرم آمدند. یکی از آنها می‌خواست تیر خلاصی ‌به من بزند؛ اما دیگری لگدی به پهلویم زد و با پوتین دست شکسته ام را فشار داد. درد تمام وجودم را گرفت، ولی صدایی از دهانم بیرون نیامد. همین کار باعث شد تا به من تیر خلاص نزنند اما من چقدر مشتاق آن تیر خلاصی بودم. آنها که رفتند، سرما و درد به سراغم آمد. یکی از پاهایم خرد شده بود، دست راستم شکسته بود، ترکشی پهلویم را سوراخ کرده بود و چند تا ترکش ریز و درشت هم سر و صورتم را غرق خون کرده بودند. در آن ظلمت شبانه، خودم بودم و خدا. غرق مناجات بودم…

✨ زندگی‌نامه ایشان در کتابی تحت عنوان «پروانه‌ای که نخل شد» به چاپ رسیده است.✨

🌹 روحش شاد و یادش گرامی 🌹

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *