شهید غواص عباس محمدی
تاریخ تولد : 2 خرداد 1343
محل تولد : زنجان
تاریخ شهادت : 15 مرداد 1366
محل شهادت : عملیات برون مرزی نصر 7
سن: 23 سال
🌱در روستای دولاناب و در خانواده ای ارادتمند به اهل بیت (ع) به دنیا آمد. در خردسالی در جلسات درس قرآن و اصول عقاید مرحوم حجت الاسلام قائمی به عنوان قاری خردسال شناخته شد.
فعالیتها و اثرگذاری ایشان چه در محیط زندگی و چه در جبهه بسیار چشمگیر بود.
🌱بعد از پیروزی انقلاب به محض دستور امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل بسیج بیست میلیونی او که هنوز کم سن بود برای تشکیل پایگاه مقاومت بسیج قاسمیه داوطلب شد. با شروع جنگ هم در جبهه ها در کنار مبارزه با دشمن بعثی، برای شهدا اشعار حماسی میخواند تا به آنها انرژی بدهد.
🌱او از هر فرصتی برای روحیه دادن به رزمندگان بهره میبرد گاهی با مداحی، گاه با اشعار انقلابی و گاه دعای ابوحمزه ثمالی را برایشان با سوز میخواند.
🌱در اردیبهشت 1361 در عملیات بیتالمقدس که به آزادسازی خرمشهر منجر شد از ناحیهی پای چپ مجروح شد و همین بهانه ای شد تا مدتی برای درمان از جبهه دور باشد. در این مدت برای جبهه آنقدر بی قراری میکرد که در نامه هایش به دوستان همرزمش کاملا مشهود بود.
اما در دوران نقاهت هم از زمانش استفاده کرد و توانست در امتحانات نهایی دبیرستان شرکت کند و موفق به اخذ دیپلم شود. و به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد و بعد از گذراندن دوره آموزشی سپاه دوباره راهی جبهه شد.
🌱او یکی از نیروهای واحد شناسایی عاشورا به حساب می آمد و بطور مداوم در جبهه حضور داشت و طی چند عملیات بارها مجروح شد. علی الخصوص در کربلای 5 که از ناحیه بازوی راست زخمی و منجر به بستری شدن او گردید.
لیکن با بهبودی مختصر, در 19 اردیبهشت سال 1366 بار سفر را بست و دوباره راهی جبهههای حق علیه باطل شد و پس از گذشت سه ماه از حضور مداوم در جبهه در عملیات نصر 7 در ارتفاعات دوپازا در پانزدهمین روز از مردادماه 1366 به آرزویش رسید و در زمره شهدا آرام گرفت.
🌱کتابی از دست نوشته های او موجود است و بیانگر روح بلند و قلم ملکوتی این شهید عزیز است.
⭐️فرازی از وصیتنامه شهید عباس محمدی:
☘️خدایا چگونه سپاست گویم و شکر این مرحمتت را بجا آورم که فرصت دادی تا بتوانم بار دیگر به جبهه راه یابم و از صفا و صمیمیت مردانش، و از روحانیت و شیرینیهای عبادتش لذت ببرم و با روحی مقاوم و گامهایی استوار به سویت بیایم.
☘️خدایا تو خود میدانی که هیچ وقت لایق لطف و مرحمتت نبودم خداوندا میدانی که هیچ وقت شایستگی آنرا نداشتم که صدایت بزنم و به نامهای نیکو بخوانمت.
☘️بارالها اعتراف دارم که هرچه از خوبی انجام دادم تو پیش رویم گذاشتی و آنچه از خوبیها بر زبان آوردم تو بر زبانم جاری کردی و بسوی خوبیها هدایتم کردی و اعتراف دارم به گناهانی که انجام دادم و نسبت به تو نافرمانی کردم، خدایا این نافرمانی را و این معصیتها را که مطابق هوای نفسم بود بر من ببخشای .
☘️خداوندا سپاسگزارم از اینکه به راه راست هدایتم کردی و زبانم را به گفتن اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله و اشهد ان علیا ولی الله واولاده المعصومین خلفا رسول الله گویا نمودی.
☘️بارالها از تو می خواهم گناهانم را ببخشی و شهادت در راه خودت را که بزرگترین آرزویم می باشد نصیبم کنی.
بارالها اگر شهادت در راه خودت را بر من ارزانی داشتی میخواهم که شهادتم عدهای بخواب رفته را از خواب بیدار کند و عده ای گمراه را به راه بیاورد .
☘️خداوندا رهبر عظیم الشأن امت اسلامی را تا ظهور حضرت ولی عصر(عج) حفظ بفرما و آنهایی را که به یاریش برخواسته اند یاری و آنهایی را که قد علم کرده اند در برابرش اگر قابل هدایت هستند هدایت فرما و اگر قابل هدایت نیستند نابودشان فرما.
☘️خداوندا حفظ فرما این رهبر را که او ما را بسوی تو هدایت کرد و آزادگی را برای ما به ارمغان آورد و نابود فرما کسانی را که از دستورات او سرپیچی نموده و از پشت به این رهبر و امتش خنجر زدند.
☘️ای کسانیکه ((هیهات من الذله ))گفتید اگر خواهید رضای خدا را بدست آورید دست از یاری رهبرتان برندارید و به آنچه ایشان امر می کنند عمل کنید.
سخن دیگرم آنست که برادران همرزمم که بحق سربازان امام زمان (عج) می باشند سعی کنند که خود را آنقدر تزکیه کنند و از زشتیها دوری جویند تا به شایستگی لباس سرباز امام زمان را بر تن کنند چرا که این لباس برازنده به تن آنهائی است که قبل از پوشیدن آن پیه شهادت بر تن خویش مالیده اند.
☘️سخنم با برادران پاسدار است برادرانی که حماسه بدر و حنین و خیبر را دوباره زنده کردند. برادران پاسدارم مواظب باشید که مظاهر زندگی شما را نفریبد و از راه راست دور تان نکند. برادرانم مبادا آتش در خون اندوختههایتان بیاندازید و همه زحماتتان را بسوزانید.


بدون دیدگاه