🥀شهید عبدالحسین برونسی (بنای عارف)🥀
🍀متولد: 23 شهریور 1321
🌿محل تولد: تربت حیدریه
🌹شهادت: 25 اسفند 1363
🌹محل شهادت: هورالعظیم
🌷شهید برونسی در روستای گلبوی از توابع شهر تربت حیدریه به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را همانجا گذراند و سپس به شغلهای کشاورزی، لبنیاتی، سبزیفروشی و بنایی مشغول شد. در #سال_ ۱۳۴۷ ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و سه دختر شد. سال ۱۳۵۲ پس از آشنایی با یکی از روحانیون مبارز با درسهای #آیت_الله خامنه ای آشنا شده و از آن پس دل در گرو جهاد و انقلاب نهاد . فعالیت او در مدت کوتاهی چنان بالا گرفت که ساواک بارها و بارها خانه اش را مورد هجوم و بازرسی قرار داد . آخرین بار در مراسم چهلم شهدای یزد دستگیر و به سختی شکنجه شد.
کمی بعد به قید ضمانت آزاد شد و دوباره به فعالیت پرداخت و در نقش رابط مقام معظم رهبری که به ایرانشهر تبعید شده بودند ایفای وظیفه کرد. پس از پیروزی انقلاب به صورت افتخاری به سپاه پاسداران پیوست . با آغاز درگیری های کردستان به پاوه رفت و با شروع جنگ تحمیلی در شمار نخستین کسانی بود که خود را به جبهه های نبرد رساند . او در عملیات فتح المبین به عنوان فرمانده گردان خط شکن مرکز فرماندهی عراقیها را نابود کرد و خود از ناحیه کمر مجروح شد. در عملیات #بیت_ المقدس نیز به عنوان فرمانده گردان خط شکن حر و در #عملیاتهای_رمضان، #مسلم_ابن عقیل، #والفجر_مقدماتی، والفجر یک به عنوان فرمانده گردان خط شکن عبد الله به جنگ پرداخت.
با شروع #عملیاتهای_ والفجر 3 و 4 به عنوان #معاونت_تیپ_18 جواد الائمه (ع) در تمامی مراحل آنها شرکت داشته و گردانهای خط شکن را رهبری می کرد و در عملیاتهای خیبر ، میمک و بدر آنچنان حماسه ای آفرید که عراقی ها برای سرش جایزه گذاشتند.
باور و اعتقاد قلبی عجیبی به خدا و اهل بیت علیهم السلام مخصوصا #حضرت_ زهرا سلام الله علیها داشت. تا جایی که وعده شهادتش را از ایشان گرفته بود. همرزمانش میگویند در عملیات #«بدر» برای صبحگاه سخنرانی کرد و گفت اگر در عملیات بدر شهید نشدم به مسلمانی من شک کنید. در عملیات بدر در شرق دجله، منطقه هورالعظیم در چهارراه خندق شهید میشوم و همین اتفاق هم میافتد و در صبح روز 🌟25 اسفند 1363 با اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
از ویژگی های والای ایشان میتوان به تقید به نماز اول وقت و نیز توجه به بیت المال اشاره کرد. فرزند ایشان چنین تعریف می کند که: به دلیل شجاعتها و رشادتهای پدرم، از طرف #حضرت_ امام(ره) به مکه مشرف میشود. هنگام بازگشت از حج، پدرم یک تلویزیون رنگی با خود آورده بود. ما هم کودک بودیم و خیلی ذوق میکردیم و از ایشان میخواستیم تلویزیون را روشن کند. حاج خانم میگفت تلویزیون را روشن کن تا بچهها تماشا کنند. حاج آقا در پاسخ گفت تلویزیون را برای بچهها نیاوردهام. آوردهام تا آن را بفروشم و هزینه بیتالمال را برگردانم.
#شهید_ برونسی به لقمه حلال مقید بود تا جایی که پس از ازدواج دو بار شغلاش را عوض کرد. ابتدا از لبنیات فروشی بیرون آمد؛ میگفت کار در آن لبنیاتفروشی درست نبود، زیرا صاحب آنجا آب را با شیر مخلوط میکرد و من چون باید شیر را دست مشتری میدادم، راضی نبودم و نیستم که لقمه حرام به منزل بیاورم.
بعد از آن در یک سبزیفروشی مشغول به کار شد که آنجا هم یک هفته بیشتر دوام نمیآورد. میگفت در سبزیفروشی، سبزی و گِل را با آب قاطی میکنند تا من دست مشتری بدهم، ولی بنده راضی نیستم لقمه حرام وارد زندگیام کنم و به هیچ عنوان وسیله کسب روزی حرام نمیشوم. از این پس دنبال لقمه حلال، بر سر گذر محلهمان میروم و در بنّایی عرق میریزم.
🌿بخشی از وصیت نامه شهید:🌿
“ای جوانها، ای انسانها! به این قرآن توجه کنید که با ما چقدر دارد روشن حرف میزند و به روشنی به ما بیان میکند، بیایید تجارت در راه خدا کنید و از این تجارت چهار روز دنیا دست بکشید. چه معامله ای بالاتر از اینکه خدا خریدارش باشد. خدا، جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده است. آخر چرا به طرف جهنم پیش میروید. این قرآنی که چندین سال است که در غریبی مانده است، او را زنده کنیم و سرمشق زندگیمان قرار دهیم و آن انسانیتی که خدا برای ما خلق کرده است و ما را به بهترین اندام و قواره خلق کرده را به اثبات برسانیم.
رزمندان عزیزم! از قرآن مدد بجویید و از قرآن سرمشق بگیرید تا به گمراهی کشیده نشوید… باید مو به مو حرف رهبر عزیزمان را عمل کنیم و اگر قلب امام از ما اراضی شد خدا از ما اراضی است . #فرزندانم! هر آینه، خدا شما را به این آیات قرآن آزمایش میکند. حواستان جمع باشد، خیلی خوب جمع باشد و همیشه آیات قرآن را زمزمه کنید تا شیطان به شما رسوخ پیدا نکند… خدا خودش میگوید وقتی رزمنده ای از خانهاش بیرون میرود تکفل آن خانه به عهده خود خداست… من میدانم که خدا یار فرزندانم است…


بدون دیدگاه