غواص شهید علیرضا داورپناه
تاریخ تولد : ١/فرودين/١٣٤٣
محل تولد : زنجان
تاریخ شهادت : ١٩/دي/١٣٦٥
محل شهادت : شلمچه , کربلای 5
موقعیت : مزار پایین شهدای زنجان

🌿علیرضا ۳ برادر و ۲ خواهر داشت و خودش سومین فرزند خانواده بود. ورزشکار بود و در یکی از زورخانه‌های زنجان ورزش باستانی می‌کرد، در کنار درس و مدرسه در مسجد جامع نیز فعالیت‌های فرهنگی داشت، شش سال از آغاز جنگ تحمیلی گذشت و علیرضا که هجده ساله بود تصمیم گرفت خود را به جمع رزمندگان حاضر در مناطق عملیاتی برساند تا از دین و وطنش در برابر متجاوزان رژیم بعث دفاع کند.
🌿شهید علیرضا داور پناه از طریق یگان اعزامی سپاه پاسداران وارد مناطق عملیاتی شد و پس از فراگرفتن آموزش‌های لازم به عنوان غواص به خدمت مشغول شد. چند ماه بیشتر از حضورش در جبهه نگذشته بود که در عملیات کربلای ۵ شرکت کرده و در همین عملیات موفقیت آمیز در نوزدهمین روز از دی ماه سال ۱۳۶۵ بر اثر اصابت ترکش آرپیجی به سینه در شلمچه شهد گوارای وصال را نوشیده و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

💠قسمتی از وصیت نامه شهید:
اکنون در این مقطع زمانی که احتیاج به نیرو در جبهه‌ها به حد اعلای خود رسیده و چون شرکت در جبهه‌ها جزو فرایض دینی است و هر مسلمانی که احساس مسئولیت می‌کند و شرکت در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل راوظیفه دینی و شرعی خود می‌داند، من نیز این مسئولیت را بر دوش خود احساس کرده و وظیفه خود دانستم تا با شرکت در جبهه‌های جنگ دین خود را به خدا و اسلام و امت شهیدپرور و جمهوری اسلامی ایران ادا کنم تا شاید این سعادت را داشته باشم که جزو شهدای انقلاب اسلامی ایران باشم.
مادرجان می‌دانم که چه سختی‌ها را در شب‌ها و روزهای دراز چند ساله کشیدی تا مرا در دامان پاک خود پروراندی. مادرجان از تو می‌خواهم که هرگز در مرگ من اشک نریزی و بر سر نزنی؛ چراکه باید افتخار کنی که تو نیز توانستی دین خود را ادا کنی. مادرجان مطمئن باش که هرگز اجازه نخواهم داد که دشمنان اسلام و قرآن به خاک و مال و ناموس این خطه شهیدپرور تجاوز کنند و با غرش رگبار مسلسلم، پوزه تمام خونخواران و ایادی مزدور و کثیف آن‌ها را تا جایی که جان در بدن دارم به خاک خواهم مالید. چنانچه دیگر حتی جرأت اندیشیدن درباره تجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران را در سر نپرورانند. در پایان می‌خواهم مادرجان که شیرت را حلالم کنی و از تو پدر عزیزم نیز می‌خواهم که دوش به دوش امت حزب‌ا… گام برداری و از هر دوی شما می‌خواهم که این حسین زمان (امام خمینی) را تنها نگذارید و پدرجان باید تو هم افتخار کنی که توانستی یک شهید به این انقلاب خونبار اسلامی تحویل دهی.
و پیام دیگر من به برادرانم این است که هرگز سنگر پشت جبهه و سنگر مدرسه را فراموش نکنید. دیگر عرضی ندارم و امیدوارم که هرگز شعار (خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار) را فراموش نکنید.

روحش شاد و یادش گرامی🌹

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *