اولین شهید مدافع حرم علی عسگری
تاریخ تولد: 10 بهمن 1362
محل تولد: طاقانک از توابع شهر کرد
تاریخ شهادت: 10 بهمن 1391 – مصادف با 17 ربیع الاول مصادف با میلاد پیامبر اکرم
محل شهادت: سوریه؛ حرم حضرت زینب سلام الله
سن: 29 سال

🕊️🍃🕊️🍃🕊️🍃

🕊️همزمان با ولادت پیامبر اکرم (ص) به دنیا آمد. تقید او به ترک محرمات و انجام واجبات از کودکی و نوجوانی در خاطرها مانده. در همان نوجوانی حق طلب بود و امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکرد. با اینکه بعد از پایان دوره متوسطه وارد بازار کار شد چنان زیرک و باهوش بود که با شرکت در پروژه های صنعتی در این عرصه نیز تبحر خاصی پیدا کرد. استادکار ماهری شد و اگر به دنبال دنیا بود امکان رسیدن به موفقیت مالی بسیار برایش فراهم شد. اما وجه تمایز او با دیگران توجه ویژه اش به معنویات و رعایت مسائل شرعی و حفظ روحیه دینی و انقلابی بود.

🍃صدای خوب و زیبایی داشت که آنرا هم در راه حلال بکار گرفت و مداح و موذن شایسته ای شد. سال 83 راهی سفر کربلا شد و مسیر زندگیش با این سفر کاملا تغییر کرد. در همین سفر با مجاهدین عراقی در مسجد کوفه آشنا شد و در کنار آن‌ها به مبارزه با دشمنان آمریکایی پرداخت و پس از مدتی به ایران بازگشت و تا پایان تسخیر عراق توسط آمریکا چند بار دیگر به عراق سفر کرد و همراه مجاهدان عراقی با دشمنان آمریکایی مبارزه کرد.

🕊️علی انسان ولایت‌مداری بود و به خاطر علاقه وافر به رهبر معظم انقلاب گاهی می‌شد که برای شرکت در نماز جمعه‌ای که به امامت آقا بود از شهرکرد به تهران می‌آمد.
پدر شهید از پسرش می گوید: «از همان روزهایی که آمریکا به عراق حمله کرد، علی خود را به عراق و نیروهای مردمی رساند، در آنجا آر پی جی‌زن و چریک جنگی بود. سنگرهایشان در وادی‌السلام بود، تانک شکار می‌کرد.

🍃بعد از درگیری‌های عراق با نیروهای حاج قاسم سلیمانی همراه شد و این آغاز همراهی او با محور مقاومت بود. برای جنگ 33 روزه عازم لبنان شدند و بعد از شکست اسرائیل علی و دوستانش از لبنان به سوریه منتقل شدند. آن روزها هنوز کسی نمیدانست در سوریه چه خبر است. او جزو اولین نیروهای ایرانی بود که به سوریه رفت

🕊️علی که دیگر در جبهه مقاومت به حاج عباس معروف بود از طریق نیروهای لبنانی عازم سوریه شده بود.
در همین حین سید حسن نصرالله برای علی و دوستانش پیغام فرستاد که ای مجاهدان راه حق نگذارید عمه‌مان زینب بار دیگر به اسارت برود. این موضوع را من بعدها از یک فرمانده ارشد سپاه قدس شنیدم و از خودم نمی‌گویم.وقتی پیام به علی و دوستانش می‌رسد جنگ با داعش آغاز می‌شود به طوری که داعشی‌ها که تا نزدیکی‌های حرم رسیده بودند به عقب رانده می‌شوند.

🍃پدر شهید میگوید: یک هفته قبل از شهادتش با ایشان تماس گرفتم و گفتم 6 ماه است که رفته‌ای، دل همه برایت تنگ شده چند روزی بیا و دوباره برگرد. صدایش آرام بود و قلبش مطمئن. گفت: پدرم اینجا اوضاع خوب نیست، گفت تکفیری‌ها و وهابی‌ها می‌خواهند حرم حضرت زینب(س) را خراب کنند، اگر در سرزمین کربلا خیمه‌های حضرت را آتش زدند اینجا می‌خواهند حرم را به آتش بکشند، گفت بابا حالا با این وضعیت برگردم؟ صدایش برای چند ثانیه قطع شد اما صدای نفس‌هایش را می‌شنیدم از بچگی همین‌طور بود همیشه ادب و حیا داشت. منتظر پاسخ من بود. مطمئن بودم اگر بگویم بیا، می‌آمد اما مگر می‌شد چنین خواسته‌ای داشته باشم. تمام تنم یخ کرده بود و آن حرف‌هایی که بر زبانم جاری شد را فقط به اذن خدا گفتم: لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم بمان پسرم و دفاع کن از حرم بی بی…

🕊️درباره نحوه شهادت ایشان در فیلم‌هایی که گرفته شده شهید عسگری و چند تن از تیپ فاطمیون به شمار انگشتان دست خط قرمز دوم را حفظ می‌کنند. شهید عسگری برای پاکسازی با رمز الله اکبر به جلو می‌رود و می‌گوید با رمز یا حسین پشت سر من بیایید. در این هنگام چندین گلوله به سرو چشمانش اصابت میکند و علی در جلوی در حرم به حالت سجده بر زمین می افتد و به شهادت می رسد.

🍃هم‌رزمانش در سوریه می‌گویند “تکفیری‌ها فقط تا ظهر می‌جنگند اما بعد از ظهرها خمپاره می‌اندازند. هیچ کس در زینبیه جرأت نمی‌کند پایش را از خانه بیرون بگذارد. خمپاره که می‌انداختند صدای ضجه و ناله بلند می‌شد. تنها کسی که به این افراد امدادرسانی می‌کرد شهید عسگری بود. برای آوارگان غذا تهیه میکرد و شهدا را غسل و دفن می‌کرد.

🕊️علی، اولین شهید مدافع حرم جمهوری اسلامی ایران در سوریه بود که خیلی مظلومانه به شهادت رسید و در مظلومانه‌ترین حالت به ایران منتقل شد وقتی وارد شهرکرد شد هیچ کسی خبر نداشت علی کجا بوده و چگونه به شهادت رسیده چون آن موقع‌ها نمی‌خواستند وجود نیروهای ایرانی در سوریه علنی شود.

🍃در سفر به سوریه آثار تمام تعمیرات علی آقا در حرم حضرت زینب(س) هویدا بود. کاشی‌ها، سقف و کف حرم را تعمیر و مرمت کرده بود.

🕊️بخشی از وصیت نامه شهید
اکنون که این وصیتنامه را می‌خوانید نمی‌دانم که خداوند مرگم را
چگونه رقم زده است ولی تمام آرزویم و تلاش شبانه روزی ام بر این بوده که شامل آیه شهدا عند ربهم یرزقون باشم اما خدا می داند که برای شامل شدن بر این آرزو با تمام توان تلاش کرده ام، امید است که خداوند قبولم کرده باشد.

🍃برادران و خواهران آیا نشنیده اید که رسول الله فرمود: هرکس ندای فریادخواهی مسلمانی را بشنود و به کمک او نشتابد مسلمان نیست؟ آیا ندای فریادخواهی ملتهای مظلوم و مسلمان را نمی شنوید؟ شاید تصور کنید که می‌گویم بیشتر از توان خود را هزینه کنید اما آیا به کمترین میزان نیز که حفظ حرمت و ابهت انقلاب و مملکتمان می باشد نمی توانید هزینه کنید؟ آیا اگر مقداری از مایحتاج زندگی بر ما کاسته شد باید سراسیمه شده به جان هم بیفتیم؟
عزیزانم راه را غلط نروید راه همان است که رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیة العظمی امام خامنه ای مارا بر آن هدایت می کند هوشیار باشید که دشمن ریشه مارا هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگیرید.

🕊️بنده همیشه آرزو داشتم که در زمان سیدالشهدا بودم و در رکابش جهاد میکردم … الان که این وصیتنامه را می خوانید امیدوارم حضرت زینب مرا به عنوان پاسدار حرمت بارگاه مبارکش و مدافع شیعیان مظلومش پذیرفته باشد.

🍃وجودتان را شامل این حدیث کنید که می فرماید در روز قیامت منادی فریاد می زند کسانی که از خدا طلبکار هستند برخیزند، تعدادی از مردم بر می خیزند از آنها سوال می شود که شما چکار کرده اید که از خداوند طلبکارید؟ می گویند :ما بندگانش را بخاطر خدا حلال کردیم و اکنون از خدا طلبکاریم.

🕊️اما پدر و مادر عزیزم اگر خونم در راه خدا ریخته شد اندوهگین نباشید، شادی کنید که این آرزوی اولیای خدا بود آیا نه این است که همه دیر یا زود خواهند رفت؟ پس فقط صبر کنید و به یاد اهل بیت سید الشهدا سوگواری کنید و در آمرزش من هم دعا کنید.

✨روحش شاد و یادش گرامی✨

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *