شهید #علیرضا_ماهینی
🔸 در سال 1335 در یکی از محلات جنوبی بوشهر، چشم به جهان گشود. در دوران تحصیل از آنجا که دارای بالاترین معدل دبیرستان در سطح شهر بود، بدون کنکور در #دانشگاه علم وصنعت تهران پذیرفته شد. به علت فعالیت‌های مستمر سیاسی، از ادامه تحصیل وی در دانشگاه ممانعت به عمل آمد تا اینکه در نهایت موفق شد در رشته الکترونیک دانشسرای عالی ایران مهر تهران تحصیلات عالی خود را به پایان رساند.
🔹پس از پیروزی انقلاب، مدت زمان کوتاهی در کسوت مقدس معلمی در دبیرستان سعادت و هنرستان حاج جاسم بوشهری به تدریس پرداخت. او با آغاز #جنگ_تحمیلی و هجوم وحشیانه استکبار، به جبهه‌های نبرد شتافت و به علت رشادت‌ها و شجاعت‌هایی که از خود نشان داد، به رده‌های بالای فرماندهی ارتقاء یافت و توسط شهید چمران به #فرماندهی گردان‌های مجرب عملیاتی در ستاد جنگهای نامنظم، انتخاب شد.
🔸با شهادت دکتر چمران، فرماندهی بخشی از ستاد جنگ‌های نامنظم منطقه جنوب را پذیرفت و در این عرصه رشادت‌های وی به حدی بود که او را فاتح بستان، سوسنگرد و مالک اشتر زمان لقب دادند.
🔹شهید علیرضا ماهینی کم صحبت می‌کرد، اهل تظاهر نبود و خستگی نمی‌شناخت. اهل #تهجد بود و اگر از وی در مورد عملیاتی سوال میشد، تمام حرکات و تاکتیک‌ها و تحرکات چریکی خود را به دیگر بچه‌ها نسبت می‌داد. با اینکه فردی بسیار عاطفی بود اما در مواقع عملیات، همچون شیری خشمناک نعره میزد و از پا افتادن رفیقان همراه، او را از رسیدن به هدف باز نمی‌داشت. هنگامی که تنور جنگ داغ بود، پست‌ها و مناصب زیادی به وی پیشنهاد شد، اما چون مسئله جنگ را از مهمترین امور کشور می‌دانست و حضور خود را در جبهه‌ها لازم و موثرتر می‌دید ، از تمامی عناوین و مناصب پیشنهادی کریمانه گذشت.
سر فصل همه‌ی مطالعاتش، قرآن و #نهج‌البلاغه بود و سابقه مطالعاتی ایشان باعث شده بود که وی حتی در جبهه‌های جنگ نیز از #مطالعه در این زمینه دست بر ندارد و برای همرزمانش کلاسهای آموزشی برگزار نماید.

✳️ خاطره‌ای از شهید:
خودروی اختصاصی بچه‌های جنگ‌های نامنظم را برای انجام ماموریتی به اهواز برده بودم. گذرم به پمپ بنزین افتاد.آن روزها به علت وقوع جنگ، کمبود بنزین به شدت مشهود بود. صف طولی ماشین‌ها در پمپ بنزین گویای همین عارضه بود. بنزین خواستم و گفتم بنزین اضطراری و مامور پمپ بنزین گفت: بنزین نداریم.از من اصرار از او انکار. آخر نمی‌دانم چطور باب سخن باز شد که از من پرسید از بچه‌های کدام منطقه و گروه هستید ….
به محض شنیدن نام علی رضا ماهینی از جا پرید و مرا بوسید و گفت :جانم فدای علی رضا. پیت ۲۰ لیتری بنزین را که برای وقت اضطراری در جایی پنهان کرده بود آورد و همه را به باک ماشین من ریخت و از من خواست به جای او علی رضا را ببوسم.
⬇️⬇️⬇️

🖋🌷وصیت‌نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا! تو را شکر می‌کنم که قدرت شناخت و ستایش خویش، که راه مستقیم را برایم نمایاند و نصرتم داد تا بتوانم در راهت گام بردارم را به من عطا نمودی. سپاس تو را که یاری‌ام نمودی تا بتوانم خوب و بد را تشخیص بدهم و از میان آن دو، خوب را انتخاب کنم. حمد تو را که نیرویم بخشیدی تا بتوانم با آن از دینت که سند رهایی ما مستضعفان از زیر یوغ مستکبران است، به دفاع برخیزم.
خدایا! در همه حال یاریم نما و یک آن مرا به خودم وا مگذار، که اگر عنان اختیار مرا رها کنی، به انحراف کشیده خواهم شد.
من در شرایطی که استکبار جهانی، به سرکردگی آمریکا، انقلاب اسلامی ایران، انقلابی که برای حاکمیت قانون “الله” به دست مردم مسلمان و مبارزمان و رهبری امام عزیزمان خمینی بزرگ صورت گرفته و می‌تواند تحقق‌بخش تمامی آیات قرآن باشد را با شدیدترین تهدیدات و حملات تبلیغاتی و سیاسی و نظامی مورد هجوم قرار داده و مزدور منافقش، صدام را به جنگ با مردم مسلمان ما فرستاده، تشخیص دادم که با شرکت در جنگ می‌توانم دینم را نسبت به این انقلاب ادا کنم
و شما ای کسانی که از مسیر اسلام منحرف و به مکاتب الحادی کشیده شده‌اید! قدری بیندیشید و در چگونگی خلقت تدبر و تفکر کنید. آیا دوام جهان هستی بدون خالقی توانا قابل تصور است؟ اگر می‌خواهید به دفاع از خلق به پا خیزید، قرآن را ورق بزنید تا ببینید که هیچ مکتبی بهتر از اسلام قادر نیست که پاسخ‌گوی نیازهای خلق باشد. کدام مکتب و کدام انقلاب را در قرن حاضر سراغ دارید که این‌گونه با امپریالیسم دست و پنجه نرم کند و مردم را بر علیه امپریالیسم تا این حد و وسعت بسیج نماید؟ لختی اندیشه کنید و از آخرت بترسید. خداوند هیچ نیازی به ما ندارد و اوست که بیش از هر کس دیگر سعادت ما را می‌خواهد. مادر عزیز و مهربانم! الان که دارم این چند کلمه را برایت می‌نویسم سخت مشتاق دیدارت هستم و دلم به شدت برایت تنگ شده، اما چه کنم که این (حضور در جنگ) واجب‌تر است. از این‌که نتوانستم فرزندی خوب برایت باشم جداً از شما می‌خواهم که مرا ببخشی. هیچ به فکر ما نباش. اگر شهید شدم، به این افتخار کن که توانسته‌ای فرزندی را پرورش دهی که در راه احیاء کلمه اسلام و حفظ دین خدا به درجه رفیع شهادت برسد. در صورت شهید شدن، این تنها من نیستم که اجر می‌گیرم، لطف خداوند بزرگ شامل حال شما که پرورش‌دهنده من بوده‌ای نیز خواهد شد.
مادر عزیزم! تو مالک مطلق من نبوده‌ای، من فقط یک امانت نزد تو بوده‌ام و اکنون موقع پس فرستادن امانت شده است. اگر شما مادران غم از دست دادن فرزندتان را تحمل کنید، فردا که قانون الله حاکم شود، دیگر مادران شاهد نابودی تدریجی فرزندانشان نخواهند بود و به جای اشک بر چشم، خنده بر لب خواهند داشت. دیگر نصیحتم این است که به حرف‌های امام، خوب گوش فرا داده و حرف‌هایش را در زندگی سرمشق عملت قرار ده. هر چیزی امام گفت، به آن عمل کن چرا که امام قرآن‌شناس است و حرف‌هایش برای همه حجت است.
مادر عزیزم! اسلام مورد حمله قرار گرفته و اگر روزی نیاز شود، تو نیز باید به میدان جنگ بیایی. اکنون که آنجا هستی، طوری با مردم صحبت کن که مردم روحیه بگیرند. مسئولیت تحقق حاکمیت قوانین مترقی و نجات‌بخش اسلام بر عهده شماست

#با_لاله_ها ۲۳

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *