شهید #علیاصغر_صادقی 🌷
تاریخ ولادت: ۱۳۴۵/۸/۱۹
تاریخ شهادت: ۱۳۶۶/۱۰/۲۵
محل ولادت:
سن: ۲۱
شهادت: سلیمانیه، عملیات بیت المقدس ۲
مزار: گلزار شهدای بهشت زهرا (س)، قطعه ۲۹، ردیف ۴، شماره ۸
علی اصغر؛ دومین پسر خانواده بود. او در ۱۹ آبان ۱۳۴۵، پس از علی اکبر دیده به جهان گشود.
شهید علی اصغر صادقی سالهای اول جنگ یک دستش را وقتی داشت مین خنثی می کرد از دست داده بود. در حالی که ۲۱ سال سن داشت به سمت فرماندهی تیپ یکم ثارالله لشکر ده سیدالشهدا منصوب گردید.
علی اصغر در عملیات بیت المقدس ٢ در سمت فرماندهى تیپ الزهرا (س) و گردان زهیر لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) به #شهادت رسید. 🥀
بعد از او، برادرش علی اکبر نیز در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۶۶ در عملیات بیت المقدس ۲ در شمال سلیمانیه عراق به شهادت رسید. شهید حاج علی اکبر صادقی برادر علی اصغر، پیک لشکر ٢٧ محمدرسول الله (ص) بود.
☘ علی اکبر همان شهیدی است که در قبر به خواست و تقاضاى مادرش به روی او لبخند زد.☘
روحشان شاد و یادشان گرامی.
🖋🌷بخشهایی از وصیتنامه شهید:
«اگر جسد یا قسمتی از جسدم به دستتان رسید هر کجا خواستید دفنم کنید ولی بهتر است در بهشت زهرا باشد زیرا دوستانم در آنجا هستند. به کسی بدهکار نیستم و از کسی نیز طلبی ندارم ولی اگر کسی ادعا کرد بدهکاریم را بپردازید.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
این را هم بگویم که ما راه کربلا را جارو کردهایم و با خون خود راه را جارو کردهایم تا بتوانید به راحتی از این راهها به زیارت قبر سیدالشهدا(ع) بروید ولی در آنجا نیز این حقیر را از دعای خیر خود فراموش نکنید و از مولا بخواهید که این حقیر را در راه خودش بپذیرد انشاءالله.»
« پروردگارا!
تو می دانی که من به طمع بهشت تو و یا ترس از آتش جهنم به جبهه نیامدم، بلکه تو را لایق پرستش یافتم و به عشق حسین(ع) به جبهه آمدم.
ای آنکه به خود و عبادتت مینازی!
در شب، کرم شب تابی را دیده ایم، فکر کرده ایم طلاست؛ اگر روز نگاه کنیم، میفهمیم که کِرمی بیش پیدا نکردهایم.
بله عباداتمان را با این چشم دنیایی نگاه کردهایم، دیدیم در آن چیزی هست ولی آفتاب حقیقت در آن ساعات مرگ، همه چیز را روشن می کند.
ای اهل عقل وقتی که روشن شود، حقیقت کشف میگردد و خودمان خجالت میکشیم از همین عبادتها.
وای بر آن روزی که نهان ها آشکار شود.»
«جسم مرا تو تکه تکه گردان باز باید شکر تو را گویم زیرا این جسم را تو دادی و روح را تو دادی اعمالی که برای تو بجا آوردم سببش را تو دادی نیتش را عقل را دست و پا را که برای انجام عبادت لازم است تو دادی و من از همه آنها برای عبادت استفاد کردم و باید شکر آن را بجا می آوردم بلکه باید شکر انرا که بدرگاهت راهم دادی و آمدم را بجای آورم.»
راستی اگر انسان مردنی شد چه به او تعلق میگیرد؟… مثلا ده رکعت نماز خواندیم چند دقیقه وقت صرف آن کردیم؟… خوب ربع ساعت. کارمزدش چقدر است؟ با کسانیکه شبزندهداری کردن سحرها بیدار شدند؟
اگر بنا بشود با عدل با ما رفتار شود هیچ نداریم.»
«بدبخت کسی که خیال کند از خدا چیزی طلبکار است.
آخر خدا نیازی به عبادت من و تو ندارد نیازی به حفاظت دین از جانب من و تو ندارد، خودش می تواند آنرا حفظ کند که می کند.
خدا دارد ما را آزمایش می کند و ما وسیله هستیم. آخر من و تو چه هستیم که عملمان چه باشد؟»
العبد العاصی و الحقیر علی اصغر صادقی۹/۱۲/۱۳۶۳
#با_لاله_ها ۴۹


بدون دیدگاه