🌷شهید قاسم هاشم زاده هریسی🌷
تولد: ۱۳۳۸
شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۴
✍️ مادر مهربانش در سن 10 سالگی اورا تنهاگذاشت و آسمانی شد.
او به شهرستان قم رفت تا در نزد برادرش به تحصیل علم و دانش بپردازد . علم و صنعت را به هم آمیخته بود و همزمان با تحصیل علم به کارهای فنی نیز اشتغال داشت .
آیات سبز قرآن در بندبند وجودش ریشه انداخته بود.
در سال ۱۳۵۵ با اخذ دیپلم متوسطه در رشته اتومکانیک از شهرستان قم به تبریز آمد و در انستینوی فنی تبریز تحصیلاتش ر ا ادامه داد.
سال ۱۳۵۸ پس از ورود به آموزش و پرورش در پیشبرد مسائل فرهنگی و تقوا و اخلاق اسلامی همتی عظیم گماشت و به عنوان اولین مسؤول امور تربیتی در شهرستان هریس انتخاب و مشغول به کار شد و در نشر و پخش تعالیم اسلامی جدیت فراوان کرد.
✨او بسیجی عاشقی بود که درعملیات دشمن شکن خیبر با سمت معاون فرمانده گردان شرکت کرد و از ناحیه دست به شدت مجروح شد.با اینکه دستش احتیاج به عمل جراحی داشت ولی در خط مقدم ماند و در کنار رزمندگان اسلام حماسه آفرید .
مژده عملیات بدر که به گوشش رسید گوئی پنجره ای به سمت شهادت باز شده بود و بوی گلهای بهشتی او را فرا می خواند.
در مرحله سوم عملیات بدر در حالیکه پنج شبانه روز از شروع عملیات می گذشت اما آن یل پرتوان و جسور بر دشمن هجوم می برد و خستگی را در خود راه نمی داد. لحظات آخر مرحله سوم بود که زخمی شد و ملائک اطرافش را گرفتند.
برادران رزمنده اش او را در برانکاردی گذاشتند که از منطقه عملیاتی بیرون ببرند، دوباره زخمی شد و در کنار دجله خونین به سجده ای عارفانه رفت .
🌹در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۴ ملائک او را بر بال خود گرفته و به سمت آسمان اوج بردند.
🌿شهید قاسم هاشم زاده هریسی در بخشی از #وصیتنامه خود می گوید:
🍃 در فراغ ما هیچ غمگین و ناراحت نباشید. بلکه در برابر خداوند شاکر باشید که این نعمت بزرگ شهادت را نصیب ما نمود و اگر خواستید گریه کنید، برای حسین(ع) گریه کنید.
🌟راوی:
هاشم هاشم زاده هریسی (برادر شهید)
روزی برادرم مسئلهای را جهت کسب تکلیف از من پرسید. شهید مهدی باکری فرماندهی شایسته و محبوب لشگر عاشورا از وی خواسته بود فرماندهی یک گردان را مستقیمأ به عهده بگیرد. اما وی نتوانسته بود بپذیرد. زیرا اولأ خود را شایستهی آن نمیدانست. ثانیأ معاونت را بی نام و نشان تر و خالصتر میپنداشت. به وی گفتم تنها بینام و نشان بودن کافی نیست. بسیاری از برادران ما این مسئولیتها را بر عهده گرفتهاند. برو و با فرمانده مسئله را در میان بگذار. با شهید باکری صحبت کرد و در عملیات بدر همچنان معاون بود، اما با مسئولیت زیاد. بعد از عملیات، فرماندهی یک گردان را بر عهده گرفت که در همین عملیات به شهادت رسید.
🥀روحش شاد و یادش گرامی🥀
#با_لاله_ها ۱۴۸


بدون دیدگاه