#محمدجواد_تندگويان در 22 خرداد 1329 خورشيدي به دنيا آمد.
🔸او در درس خواندن نيز نفر اول بود و با گرفتن معدل 20 دوره دبستان قديم را که شش کلاسه بود – با موفقيت- تمام پشت سر گذاشت و به عنوان بهترين محصل جنوب شهر تهران وارد مرحله جديدي شد. در کنار اين ها، در تمامي دوران تحصيل – دبستان، دبيرستان، دانشکده- خرج تحصيل خود را از راه کارکردن و تدريس خصوصيِ دروس رياضي، عربي و زبان انگليسي درميآورد. 🔰شخصيت اين معلم کم سن و سال آن چنان بر شاگرد اثر ميگذاشت که حتي شاگردان بي نماز، نمازخوان ميشدند و جملگي شاگردان در ماه مبارک رمضان به پيروي از استاد کوچکشان روزه ميگرفتند.
🔸جواد به اتفاق اعضاء هيأت، صندوق تعاوني و قرضالحسنهاي درست کرده بود که برخلاف بعضي از صندوقهاي امروزي دفتر و دستک و بيا و برو و بگير و ببندي نداشت. تمام تجملات اين قرضالحسنه يک دفترچه و يک خودکار بود و هر کس به فراخور حال خود پولي در اين صندوق پس انداز ميکرد و نيازمندان براساس تشخيص يک هيأت سه نفري (جواد و دو نفر ديگر) بدون ضامن معتبر و معرّف، از صندوق وام میگرفتند و به تدريج وام خود را ميپرداختند و حتي در يک مورد هم، کسي با صندوق بدحسابي نکرد.
🔹بانك ملي، از ميان قبول شدگان در دانشگاه تهران، همه ساله 200 نفر را به عنوان سهميه انتخاب ميکرد و در انتخاب اين سهميه نهايت دقت را به خرج ميداد و در مرحله بعد، از ميان اين 200 نفر، 7 نفر را از طريق آزمون اختصاصي انتخاب و براي طي دوره بانكداري به كشور انگلستان اعزام ميکرد.
جواد، ابتدا جزء سهميه 200 نفري و بعداً، پس از گذراندن آزمونهاي مختلف، به عنوان نفر سوم سهميه انتخابي هفت نفره جهت اعزام به انگلستان انتخاب شد. آخرين مرحله آزمون اعزام، مصاحبه بود و جواد در مصاحبه – به دليل اين که يک مذهبي متعصب شناخته شد- كنار گذاشته شد.
♨️مصاحبه کننده… از او پرسيده بود:
«اگر در خيابانها يا پاركهاي لندن، با يک دختر خانم عریان روبهرو شوي يا در يكي از محافل تهران با يک خانم نيمه عريان روبهرو شوي، چه عكس العملي از خود نشان خواهي داد؟»
جواد پاسخ داد:
«در صورتي كه با چنين وضعي روبهرو شوم، چون قادر نيستم مانع رواج مُنكرات شوم و چون امر به معروف از طرف من مؤثر نيست، ابتدا سعي ميکنم خودم را از مسير او دور كُنم و به او نگاه نكنم و بعد، از خداوند درخواست ميکنم مرا ياري دهد تا بر #نفس_امارهام مُسلط شوم و طلب توفيق ميکنم که حتي در تصور و رؤيا هم به او نيانديشم.»
❌اين دانشجو براي اعزام به خارج از كشور، مردود شناخته شد، زير ورقه آزمون او اين عبارت به چشم ميخورد: «نامبرده به علت تعصبات مذهبي شديد، صلاحيت اعزام به خارج از كشور را ندارد، حتي وجودش در ميان سهميه 200 نفري بانك نيز خالي از دردسر نيست!»❌
🔸محمدجواد تندگويان، همين که از دانشکده نفت آبادان فارغالتحصيل شد، به خدمت وظيفه فراخوانده شد و خود را به حوزه مربوطه معرفي کرد. در آن زمان شاگردان نمونه دانشکدهها، پس از گذراندن دوره آموزش 24 هفتهاي خود، براي ادامه خدمت به مراکز و مناطقي ميرفتند که به تخصص آنان نياز بود. جواد تندگويان نيز از اين قاعده مستثني نبود. به اين ترتيب محمدجواد تندگويان بعد از گذراندن دوره 24 هفته آموزش نظامي در ارتش، مأمور شد تا بقيه خدمت خود را در #پالايشگاه تهران انجام دهد.
🔹از آن جا که جواد در پالايشگاه نيز رابطه خود را با دوستان و فعاليتهاي سياسي روز قطع نکرده بود، در آبان ماه 1352 توسط ساواک دستگير و پس از #شکنجههاي بسيار به يازده ماه زندان محکوم گرديد.
🔴⬅️ يکي از ويژگيهاي جواد، روحيه #کار_تشکیلاتي بود. در آن زمان، تشکیلات زندان را مشترکاً مذهبيها و چپيها اداره ميکردند و عمدتاً وابستگان به #سازمان_مجاهدين نماينده مذهبيها بودند. جواد، هر چند نسبت به برخي از مواضع تشکیلات زندان نظر موافق نداشت، اما به لحاظ همان روحيه تشکیلاتي، همواره از خط مشي تشکیلات جمعي تبعيت ميکرد. او، در استفاده از وقت خود خيلي هنرمندانه عمل ميکرد و تقريباً تمام وقت او با برنامههاي مفيد پر شده بود. مطالعه کتاب، قرائت قرآن و نهجالبلاغه، آموزش زبان انگليسي به ساير بچههاي مذهبي زندان و نيز ورزش، اشتغالات روزمره او را تشکیل ميداد.
جواد در عين حال توجه خاصي به #مستحبات داشت. در روزهاي متعددي در تابستان سال 1353 روزهدار بود ، آن سالها روزه گرفتن در زندان کار آساني نبود، زيرا مأموران زندان به زندانيان اجازه نميدادند براي صرف سحري بيدار شوند، از اين رو بسيار اتفاق ميافتاد که جواد و برخي ديگر از زندانيان مسلمان، لقمه نان و پنيري را که از شب زير بالش خود قرار داده بودند، در حالت خوابيده ميخوردند و روزه ميگرفتند.
⬇️⬇️⬇️
🔸همزمان با شروع وزارت جواد، #جنگ_تحميلي نيز آغاز و هجوم صداميان به مناطق نفتخيز شروع شد. در خلال مدت يک ماه و چند روزه وزارت، او که رنج «دربند»بودن و سختی را چشيده بود، براي نظارت مستقيم بر عمليات و کمک به حل مشکلات کارکنان، چندين بار به مناطق جنوب و آبادان مسافرت کرد تا اين که در سفر آخر، که براي دلجويي از کارکنان و بررسي وضعيت پالايشگاه به طرف آبادان حرکت کرده بود، در روز نهم آبان ماه 1359 ، در راه ماهشهر به آبادان، همراه با معاون خود، مهندس بهروز بوشهري و مدير مناطق نفتخيز جنوب، آقاي مهندس سيدمحسن يحيوي و ديگر همراهانش – آقايان بخشي پور، عباس روح نواز و علي اصغر اسماعيلي- از داخل خاک کشور #ربوده و به عراق برده شد و از آن جا به زندان #استخبارات عراق منتقلش کردند.
💠جواد در سال 1352 ازدواج کرد که ثمره اين ازدواج يک پسر و سه دختر است و آخرين آنها به نام سميه هُدي در زمان اسارت پدر به دنيا آمد و متأسفانه اين پدر و دختر هيچ وقت همديگر را نديدند.
✳️ورود شهيد تندگويان به زندان بغداد آغاز مرحلهاي کاملاً متفاوت در زندگي او بود: زندگي دست در گردن مرگ، با لحظاتي سرشار از حماسه و مقاومت که از سر گذراندن آنها را تنها از مرد هميشه مبارزي چون او بَلَد بود. مقاومت اسطورهاي که آتش دنائت دشمنان را برميافروخت و کينه ازلي آنها را برملا ميکرد تا آن جا که عاقبت روح بلندش را در پيکر نحيف رنجورش تاب ماندگاري نماند و سبب شد تا پس از تحمل بيش از 11 سال #شکنجه و آزار، سمت صميمانه حيات جاوداني – يعني شهادت- را بازيابد و روح عاشورايياش، تا افقي اعلي پرواز کند. پيکر اين شهيد همچون صندوقچه رازهاي مگو در 29 آذرماه سال 1370 در تهران بر دوش ياران و منتظران تشييع شد و در بهشت زهرا آرام گرفت.
#با_لاله_ها ۱۸


بدون دیدگاه