شهید محمود اخلاقی
تاریخ تولد: ۲ آبان ۱۳۴۰
محل تولد: کرمان
تاریخ شهادت: ۲۸ آبان ۱۳۵۹
محل شهادت: سومار
سن: ۱۹ سال

🔸🍁🔸🍁🔸🍁

🔸مادرش زنی متدین به نام خانم طاهره افتخار بود که در خانواده ای زرتشتی بدنیا آمده بود و در نوجوانی به دین اسلام گروید و آداب اسلام را به بهترین وجه فراگرفت، وی در دامان خود 7 فرزند بزرگ کرد که سردار محمود اخلاقی ششمین فرزند ایشان بود.

🍁محمود دارای صفات اخلاقی بسیار بی نظیری بود به گونه ای که حتی خانواده اش هم هرگز او را آنگونه که باید نشناختند.

🔸تمام زندگیش سرشار از خودسازی و زهد و تقوا بود تا آنجا که حتی غذایش تنها مقداری خرما بود و ‌اکثر روزها را روزه می گرفت. به او گفتند نمیتوانی مثل حضرت علی علیه السلام باشی. در پاسخ می گفت : حداقل می توانم ابوذر باشم. می گفت ایمان 10 درجه دارد می توانیم به عالی ترین درجات آن برسیم. به سلمان برسیم. این را با یک قاطعیتی می گفت
محمود در ضمن فعالیتهای گوناگون هیچگاه از مطالعه، عبادت و تحصیل خود غافل نبود، با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران در ضمن تحصیل به خدمت این نهاد درآمد

🍁حدود دو ماه و نیم در کامیاران کردستان خدمت کرد. روزی همسنگرانش گفتند: که اگر در دست چریکهای فدائی و دمکراتها گرفتار شدیم برای رهایی از شکنجه های زجر آورشان خودکشی خواهیم کرد، محمود ناگهان از جا بلندشد و فریاد زد، ‌هرگز! مگر غیر از این است که ما تنها رضای خدا را می خواهیم؟ خدا کند در راه خدا زجرم دهند،‌ شکنجه ام کنند و رنج ببرم. خدا کند در راه خدا با قیچی بدنم را قطعه قطعه کنند، چه ارزشی دارد که انسان با یک گلوله جان دهد. خدایا من راضیم به رضای تو و حاضرم هر گونه شکنجه ای را در راه تو ببینم.

🔸یکی از همرزمانش روایت می کند: به سومار که می رفتیم محمود برتر از آنچه که بود شد. در خود نمی گنجید این زندگی برایش اندک بود،‌ حتی یک لحظه حاضر به ایستادن نبود زحماتی که در حمل مهمات و انجام دیگر کارهای گروهی می کرد همگان را به تعجب واداشته بود در نزدیکی دشمن تنها کنسروش را تقدیم می نمود و خود گرسنه به سنگر میرفت، در سلام کردن پیوسته پیشقدم بود، همیشه وضو می گرفت و مشتاقانه منتظر اذان می نشست، گوئی نماز برای او برترین لذتها بود.

🍁از همه تقاضا می نمود با نصیحت و انتقاد از او در راه تکامل یاری دهنده اش باشد.

🔸در جبهه سومار سربازان ارتشی و برادران پاسدار بخاطر اخلاق محمود گروه ما را دوست داشتند و مشتاق دوستی بیشتر با گروه ما بودند. روز تاسوعا بود که در جمعی شروع به صحبت کرد که برادرها نماز را سبک نشمارید، ‌مشتاق نماز باشید، ‌با خدا آنگونه سخن بگوئید که گوئی عاشق با معشوق راز و نیاز می کند، ‌یاد خدا را از دل بیرون نکنید، در کارهایتان بر او توکل نمائید، هرگز به جز خشم خدا از چیز دیگری نترسید و…. حجت من بر شما تمام.

🍁سحر ” عاشورا” بود که محمود بعد از اتمام نماز شبش ما را بیدار نمود. پس از نماز حرکت کردیم و در زیر آتش دشمن به پیش رفتیم تا به صد متری دشمن رسیدیم، ‌دشمن سرسختانه مقاومت می کرد او بر بالای تپه بود و ما پایین تپه. تپه ای بلند با طولی بی نهایت .. همه ما خویش را در لای تخته سنگها پنهان نمودیم اما محمود بطرف رودخانه رفت و لحظه ای بعد او را دیدیم که وضو گرفته قصد اقامه نماز را دارد، گفت: برادرها وقت نماز است. نماز را به امامت محمود به جا آوردیم. و پس از آن تسبیحات اربعه و دعای فتح مکه . و چه شیرین نمازی بود ظهر عاشورا با دهان روزه در کربلای سومار.

🔸بعد محمود فرماندهی را بعهده گرفت و گفت امروز عاشورا ست و باید کار را یکسره کنیم امروز یا می رویم پیش خدا یا میریم کربلا. محمود ایمان کامل داشت که پیروز خواهیم شد و گفت ‌خدا با ماست با یک طرح نظامی کوچک یورش بردیم و در اولین دقایق حمله دیدیم که دشمن چگونه فرار میکرد. تپه فتح شد ولی در همین میان فرمانده، محمود اخلاقی به آرزوی خودش که شهادت بود دست پیدا کرد.

🍁مادرش ختم سوره ی واقعه برداشت؛ به این نیت که اگر قرار است پسرش شهید شود، روز عاشورا باشد و گریه ای که می کند برای سیدالشهداء باشد.
محمود که رفت منطقه، عکسش را قاب گرفت و نصب کرد روی دیوار.
روز عاشورا که فرا رسید، مادر هنوز خبر نداشت که محمود شهید شده. نگاه کرد به قاب عکسش که از قبل آماده اش کرده بود و دست هایش را رو به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا، هنوز منو قابل ندونستی که دعام رو مستجاب کنی …
🍁چند روز بعد دعای مادر مستجاب شد؛ خبر شهادت محمود را در روز عاشورا برای مادر آوردند.

🔸🔸وصیت نامه شهید:

🍁 پدرم و مادرم شرمنده هستم از اینکه نتوانسته ام زحماتی را که درباره من متحمل شدید حتی گوشه ای از آنها را جبران کنم امیدوارم که بر من ببخشایید و حتماً برایم دعا کنید.
🔸و چنانچه خواهران و برادرانی بر اینجانب حقی دارند به خانواده ام مراجعه کنند تا آنها در این مورد اقدام کنند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *