🌷 محمود مراد اسکندری متولد ١٣٣٧/١/١ در خانواده مذهبی و سرشناس طایفه دشت بزرگ در اهواز به دنیا آمده بود. معلومات بالایی در زبان انگلیسی و ریاضیات داشت و علاقه زیادی به تحصیل در کشور هندوستان داشت ولی فعالیت های انقلابی را به ادامه تحصیل در دانشگاه و خارج از کشور ترجیح داد.
🥀 بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وارد سپاه شد و در سال ۵٨ برای آرام سازی منطقه غرب در مقابل درگیری های ضد انقلاب به کردستان رفت او ٩ مهرماه سال ١٣۵٩ در عملیات آزادسازی سوسنگرد به شهادت رسید. پیکر پاک او تا حدی سوخته بود که قابل شناسایی نبود و خانواده از روی کفش های نیمه سوخته اش او را شناسایی کردند
🍃 هفت سال بعد در سوم فروردین ١٣۶۶ کودکی با همان خلق و خو به دنیا آمد نام عمویش را بر او گذاشتند تا پرچمدار مبارزه حق علیه باطل باشد در ١۴ سالگی مادر و در ١۶ سالگی پدرش را از دست داد و بار سنگین حمایتت و معاش خانواده را به عهده گرفت. به خاطر علاقه ای که به علم آموزی داشت در کنار شب کاری در ترابری ملی حفاری، وارد دانشگاه شد و توانست در مقطع کاردانی مکانیک خودرو از دانشگاه آزاد اسلامی فارغالتحصیل شود وی در کنار همه امور از بسیج نیز غافل نمیشد. در همه دوره ها به عنوان مربی در کلاس جنگ افزار شناسی تجهیزات شناسی و کلاس تخریب از او دعوت میشد. وی در ١٩ سالگی مربی سلاح و جزء ۵ نفر برتر سلاح شناسی در کشور شد.
🍁 بارها برای اعزام به سوریه اقدام کرد ولی از آنجایی که سرپرست هشت خواهرش بود مسئولان مخالفت میکردند . در نهایت با سختی فراوان در ١٣ مهر سال ٩۴ عازم سوریه شد و پس از یک دوره ۴٠ روزه به میهن برگشت اما بلافاصله مجدد برای اعزام اقدام کرد و دی ماه به عنوان تخریبچی به سوریه رفت .میگفت وقتی حرم حضرت رقیه (س) را دیدم همه چیز را فراموش کردم. وقتی رفتیم زیارت حرم تاریک بود با نور تلفن همراه بچه ها و چراغ قوه آن را روشن کردیم و توانستیم زیارت کنیم. گریه میکرد و میگفت دلتان میآید آنجا تاریک بماند؟ آنقدر میرویم و میآییم تا ان شاالله آنجا به پیروزی برسیم.
🥀 سرانجام در ١٢ بهمن ١٣٩۴ در عملیات آزادسازی دو شهر نبل و الزهرا پس از رشادت های بسیار از ناحیه سر مورد اصابت گلوله تک تیرانداز قرار گرفت و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
🌹 ایشان در راه افتادن کار مردم اهتمام ویژه ای داشت. اهل صله رحم و توجه به دوستان و آشنایان بود. بعد از فوت پدر و مادرش تقریبا مسئولیت خانواده را عهده دار شده بود. او با اخلاق، تلاشگر و با پشتکار بود و همچون عموی شهیدش که مسئول آموزش نیروهای مردمی در دوران دفاع مقدس بود وی نیز وظیفه آموزش نیروهای بسیج را بر عهده داشت.
🌷🖋 بخشی از #وصیت_نامه شهید مدافع حرم :
جنگ به قول شهید بابایی جنگ شلیک گلوله نیست، انجام وظیفه است. حالا هرکس به هر طریق که از دستش برمیآید یکی جهاد میکند با سلاح یکی جهاد میکند با پولش یکی جهاد میکند با علمش! هرچیزی که از دست کسی بربیاید برای دفاع از اسلام «جهاد» است و طبق آیه شریفه قرآن که میفرماید تمام تلاش خود را برای مبارزه با کفر آماده کنید. میخواهیم برویم برای دفاع از حرمین. ان شاء الله سوریه. میرویم و پیروز برمیگردیم. ان شاالله تا زنده ایم رزمنده ایم ما با ولایت زنده ایم که تا هست. ما قافله ای از جان گذشتگانیم. دنیاطلبان بدانند ما تا آخرین قطره خون پای ولایت ایستاده ایم محال است که در تاریخ بنویسند سید علی تنها ماند لبیک یا خامنهای.
سلام مرا به بچه هایتان که هستند و فرزندانی که بعد از من به دنیا خواهند آمد برسانید و از زبان من به آنها بگویید که جهاد در راه خدا از زندگی ذلت بار که هیچ بلکه از زندگی رحت و خوش ولی فانی دنیا بهتر است.
🥀 روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
#با_لاله_ها ٩٩


بدون دیدگاه