شهید مدافع حرم مصطفی عارفی
تولد: ١٣۵٩/١٠/١۵
محل تولد: تربت جام
شهادت: ١٣٩۵/٢/۵
محل شهادت: تدمر سوریه
🌷 آقا مصطفی تنها پسر خانواده بود و پدرش به دلیل علاقه به پیامبر اکرم (ص) و همچنین فرزند شهیدِ امام خمینی (ره) نام مصطفی را برای او انتخاب کرد. وی از همان دوران کودکی از نبوغ بالایی برخوردار بود. کم حرف میزد و در مورد مسائل مورد علاقهاش کنکاش میکرد. قبل از آنکه بر او واجب شود نماز میخواند و روزه میگرفت. بسیار اهل مطالعه و بهروز کردن اطلاعاتش بود. مقید به شرکت در راهپیمایی اربعین و اشاعة فرهنگ عاشورا بود. به امام رضا (ع) ارادت ویژهای داشت و آخرین حاجت خود که اعزام به سوریه و شهادت بود را در شب ولادت حضرت زینب (س) از ایشان گرفت.
🥀در سال ١٣٩٠ و پس از تخریب قبور ائمه توسط تکفیریها به سامرا رفت و پس از آن جهت کمک به نیروهای حشدالشعبی چندین بار به عراق سفر کرد و پس از آن و بعد از پیگیریهای فراوان توانست به عنوان مدافع حرم برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) به سوریه عازم شود.
او تبحر زیادی در تخریب و ساخت مواد منفجره دست ساز و کار با اسلحه را داشت. شهید عارفی، خود تعریف میکرد: «ما نیاز به نیرویی داشتیم که در سنگر بنشیند و تفنگی دست بگیرد و هر ۲۰ دقیقه یکبار، تیراندازی کند تا داعشیها بدانند که اینجا هنوز نیرو هست. در این راه قبل از آمدن نیروهای ما چند تا شهید عراقی داده بودیم. من یک اسلحه را طوری طراحی کردم که خودش هر ۲۰ دقیقه یکبار تیراندازی میکرد. این کار چند فایده داشت. اول اینکه دیگر نیروهایمان شهید نمیشدند بعد اینکه ما به راحتی میتوانستیم مقر دشمن را شناسایی کنیم.» که نشان از هوش بالای ایشان داشت.
شهید عارفی در عملیات آزادسازی تدمر و در منطقه جبلالمزار در آتش حملات تکفیریهای داعش گرفتار شده و به فیض عظمای شهادت نائل آمد. به نقل از همرزمانش آقا مصطفی قبل از عملیات گفته بود «از این تعداد پنج نفری که با هم هستیم، یکیمان خمس این راه میشویم ولی آن کسی که به شهادت میرسد، وقتی سرش در دامان حضرت امام حسین (ع) قرار گرفت لبخند بزند.» پیکر این شهید گرامی با لبخند زیبایی که بر لب داشت در گلزار شهدای بهشت رضا (ع) در مشهد به خاک سپرده شد.
از ایشان دو فرزند به نامهای طاها و امیرعلی به یادگار مانده است.
🖋🌷 قسمتی از #وصیتنامه شهید:
🌱 از همسر عزیزم که همیشه در تصمیماتم مرا همراهی کرده و قوت قلبم بوده، کمال تشکر را دارم. ایشان یک هدیهی الهی برای بندهی حقیر در این دنیا بودند و از خداوند میخواهم موجب زندگی ما در آخرت شود. تمام طول زندگی مشترکمان که مثل چشم به هم زدن گذشت همواره در سختیها در کنار بنده بودند. در نگهبانی از دین و دنیای بنده ذرهای کم نگذاشتند و از ایشان برای کم و کاستیهای زندگیام طلب بخشندگی دارم و از ایشان میخواهم در نبودم ولایتمداری و خانهداری حضرت زهرا (س) را الگو قرار دهند و امیدوارم فرزندانمان را سرباز امام زمان (عج) تربیت کند.
🍃 از مادر و همسر و خواهرانم اکیداً درخواست دارم در زمان آوردن جنازهی من و مراسم دفن به هیچ عنوان صدای شیونشان بلند نشود و حرمت صدای زن را نگاه دارند. همیشه و به شدت مراقب حجاب خود باشید و به فرزندانتان هم آموزش دهید. همواره پیرو راستین ولایت فقیه باشید. منتظر دعای خیر شما هستم، در راه بصیرتافزایی خود و خانواده خود کوشا باشید و با تمام توان حافظ این انقلاب باشید.
در صورت باقی ماندن جنازهی بنده و یا اسارتم به هیچ وجه راضی نیستم برای پس گرفتن بنده و یا جنازهام با دشمن معاملهای صورت گیرد.
حضرت علی (ع) فرمودند: بارها به شما گفتهام از خانهی خود بیرون بروید و از سمتی که دشمن میخواهد به شما حمله کند به آن ضربه بزنید و نگذارید دشمن به مرزهای شما برسد، چون ضربه خواهید خورد.
☘ توصیه بنده به فرزندان عزیزم این است که تحقیق و تفکر دربارهی دین و مذهب خود را از اولویتهای اول خود قرار دهید و همواره گوش به فرمان ولایت فقیه باشید و سعی کنید با ولی زمانه خود ارتباط قلبی پیدا کنید که ضامن سلامت دنیا و آخرت شماست و بدانید که دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست.
🥀روحش شاد و یادش گرامی باد.
#با_لاله_ها ١١٣


بدون دیدگاه