شهید مدافع حرم #مهدی_صابری 🌷

تاریخ تولد: ۱۳۶۸/۱/۱۴
محل ولادت: مشهد
تاریخ شهادت: ۱۳۹۳/۱۲/۱۳
سن شهادت: ۲۵ سال
مزار مطهر شهید: قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه

🍃 مهدی در ۱۴ فروردین ماه سال ۱۳۶۸ در مشهد مقدس به دنیا آمد. بعدها با خانواده‌اش به قم هجرت کردند. با حضور در مراسم تشییع اولین شهید مدافع حرم در قم، #عشق_جهاد در وجودش شعله کشید. سال آخر رشته زمین‌شناسی بود، که قصد رفتن کرد، عشق پدر و مادر، دوستان و تحصیل، در برابر محبت‌اش به حضرت زینب سلام‌الله‌علیها ناچیز بود.

🍃 مهدی ذهن و ذکاوت عجیبی داشت و در هر کاری وارد می‌شد دیگران را به تحسین وامی‌داشت. در منطقه حماه سوریه به خاطر تسلطش بر زبان، مسئول مخابرات منطقه شده بود. این پست برای یک نیروی تازه وارد، یک پست مهم بود. اما مهدی برای دفاع آمده بود و این پست برایش کار خیلی راحتی بود، به همین خاطر از فرمانده‌اش درخواست کرد وارد یگان رزم شود.
آنجا هم خیلی زود همه چیز را یاد گرفت. با داشتن استعداد و ذکاوت بالا وارد نیروی مخصوص و نیز مشاور فرمانده‌شان شد. تا جایی که جلسه‌های بررسی نقشه حتما باید با حضور مهدی تشکیل می‌شد. درنهایت هم با وجود افسران با سابقه، به سمت فرمانده گروهان انتخاب شد.

🍃 #اخلاق خوب مهدی همه رزمنده‌ها و فرماندهان را تحت تاثیر قرار داده بود. در چهار ماهی که در منطقه بود واقعا دل بچه‌ها را تسخیر کرده بود.

این اخلاق عجیب مهدی فقط برای رزمنده‌ها نبود. وقتی از عملیات برمی‌گشتند، هرجا مردم آواره را می‌دید با اینکه #اهل_سنت بودند، ماشین را کنار می‌زد و با هدایایی که از قبل تهیه کرده بود به سمتشان می‌رفت و با آنها گرم می‌گرفت.
🍃 در منطقه معروف شده بود به «رزمنده باکلاس!»، زیرا همیشه سعی می‌کرد از لباس‌های مرتب و معطر استفاده کند.

🍃 با اینکه در منطقه به خاطر مسئولیت‌هایش درگیر شده بود. اما باز هم از توسل و کسب معارف اهل بیت غافل نمی‌شد. همیشه #پای_کار_هیئت بود. خودش می‌رفت روحانی‌ای که به منطقه اعزام شده بود را می‌آورد، مداح هماهنگ می‌کرد، دستگاه‌های صوتی را تنظیم می‌کرد تا مجلس اهل بیت برای رزمندگان برگزار شود.

🍃 مهدی در زندگی دو الگو داشت، یکی شهید #حسن_باقری، که زندگی‌نامه و کتاب‌هایش را با علاقه مطالعه می‌کرد. و دیگری حضرت علی اکبر (ع) بود که ارادت خاصی به ایشان داشت. هرجا که به نام علی‌اکبر (ع) مزین بود مهدی صابری هم یک‌گوشه‌ آن مشغول بود. فرقی نداشت هیئت محلی‌شان باشد یا گروهان مخصوص تیپ فاطمیون. برای همین وصیتش را بعد از بسم‌الله با «یا علی‌اکبرِ لیلا» آغاز کرد.

رفته بود که برای ایام #فاطمیه برگردد، همین هم شد. در ماجرای گرفتن «تل قرین» که اهمیت فوق‌العاده‌ای در از بین بردن کمربند حائل #رژیم_صهیونیستی در بلندی‌های جولان داشت، اواخر سال ۹۳ به شهادت رسید و روز شهادت حضرت زهرا (س) خبر #شهادتش را آوردند.
پیکر مطهر این شهید و سه تن دیگر از شهدای لشکر فاطمیون هم‌زمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) با حضور مردم شهر مقدس قم تشییع و در قطعه شهدای مدافع حرم بهشت معصومه (س) به خاک سپرده شد.

🌷🖋 بخشی از #وصیت‌نامه شهید:
رسیدن به سن ۳۰ سال؛ بعد از آقا علی‌اکبر (ع) برام ننگه! تن و بدن سالم داشتن بعد از آقا علی‌اکبر (ع) اصلاً نمی‌تونم تصور کنم! فرق سالم رو بعد از آقا علی‌اکبر (ع) نمی‌خوام! چقدر خوب میشه سر تو بدنم نداشته باشم چقدر جالب و رویایی و زیباست وقتی ارباب می‌آیند بالا سرم تن تکه تکه‌ام براشون آشنا باشه و با دیدن شباهت‌های تو بدن من و شهزاده علی‌اکبر (ع) یک کمی از اون غم و غصه بدن ارباً اربا تسلی پیدا کند!

روحش شاد و یادش گرامی.

#با_لاله_ها ۸۳

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *