شهید ناصر قدیانی
متولد: ١٣٣۵
محل تولد: قزوین
شهادت: ١٣۶١/۵/٧
محل شهادت: پاسگاه زید

🌷شهید قدیانی در یکی از روستاهای شهر قزوین و در خانواده‌ای مذهبی متولد شده و تحصیلات ابتدایی خود را در تهران به پایان رسانید. اما تحصیلات متوسطه را رها کرده و به شغل فنی ساعت سازی پرداخت.
در سال ۱۳۵۶ پس از اتمام خدمت سربازی به حرفه ساعت‌سازی و طلافروشی پرداخت. وی در تمامی تظاهرات انقلاب در سال ١٣۵٧ شرکت نموده و همیشه در محل کارش کلیه مغازه داران را به شرکت در تظاهرات تشویق می‌کرد. بعد از پیروزی انقلاب در نماز جمعه و دعای کمیل و جلسات مذهبی شرکت می‌کرد و در بسیج مسجد محل فعالیت داشت.
وی در طول عمر پربرکتش از مستضعفین دستگیری و در کارهای خیر شرکت می کرد، در خانه رفتار محبت‌آمیز داشت به طوری که تمام بستگان،علاقه خاصی به ایشان داشتند و در هر مجلسی که ایشان شرکت می‌کرد شور و هیجان خاصی در آن محفل بود.

🥀 در طول زندگی طرفدار سرسخت روحانیون خط امام بود. با گذشت زمان علاقه ایشان به انقلاب بیشتر شد و در نتیجه احساس مسئولیت بیشتری می کرد آنچنان که این امر باعث شد از طریق بسیج به جبهه رفته و در حمله بازپس گرفتن خونین شهر شرکت کند. وی در این حمله زخمی و در بیمارستان بستری شد. پس از بهبودی برای چندمین بار به جبهه رفت و در عملیات رمضان با یک قبضه آر.پی. جی بدون کمک به شکار تانک‌های صدام مشغول شد که از ناحیه دست زخمی می‌شود، خود دستش را باندپیچی می‌کند و دوباره مشغول انهدام تانک‌ها می‌شود تا این که در همین حین به آرزوی خود یعنی شهادت نائل می آید.

🖋🌷 وصیت نامه شهید ناصر قدیانی:

بسم الله الرحمن الرحیم
ناصر قدیانی، فرزند جعفر بعد از ۲۶ سال زندگانی در این دنیا به این نتیجه رسیده‌ام که در این دنیا جز گناه و خودخواهی و تنها به خود اندیشیدن و نه به خداوند و به هیچ کس دیگر چیزی نیست. این جنگ نعمتی است که خداوند متعال بر ما که گناهکارانی بزرگ هستیم ارزانی داشته و پس ما چرا پیش او نرویم و در پیش او زندگی را از نو آغاز نکنیم. چون در آن دنیا همه همدیگر را دوست می‌دارند و به خدای خود بندگی می کنند و بس، و چه خوب است به سوی او رفتن چرا که در حدیث قدسی داریم که: هر آنکس که مرا طلب کند می‌یابد مرا، هر کسی که مرا یافت می شناسد و هرکس که مرا شناخت دوستم می‌دارد. هر کس که دوست داشت به من عشق می ورزد و هر کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم و به هر کس که عشق ورزیدم میکشم او را و هر کس را که کشتم خون بهایش بر من است و چون خون بهایش بر من است پس من خون بهایش هستم…
بدون مقدمه به عرض می رسانم آن شخصی که قدم به جبهه های نبرد حق علیه باطل میگذارد دست از جان میشوید “چرا که جبهه اسلام جای خوشگذرانی نیست، جبهه اسلام محل ایثار و مبارزه است ” در این مسافرت اگر خداوند بزرگ خواست و اگر انسان توانست از دیگران سبقت بگیرد و شهید شود بدانید که با چشمان باز و آگاهانه این راه را شناخته و عاشق این راه شده است و من با شهادت خویش خواسته ام به معشوقم برسم. و مادر جان خود بهتر از من میدانی که بهشت زیر پای مادران است و تا مادر از فرزند راضی نباشد از آخرت خبری نیست من اول از خدای لایزال درخواست عفو دارم چون گناهکارم و راه بخشیده شدنم را فقط در راه شهادت میبینم. و بعد از تو مادر میخواهم که از من خشنود و راضی باشی.
و اگر در میان سپاه اسلام گلوله ای از سوی کفر سینه ام را چاک داد و شهید شدم از شهادت فرزند خویش بر خود ببال چرا که مادر همیشه خواستار سربلندی فرزند خود است و سربلندی من در گرو شهادت است. مادرم در مجلس یادبود من اشکی نریز زیرا خشنودی من در صبوری توست و اگر خواستی گریه کنی سعی کن برای آقا امام حسین(ع) گریه کنی که او سزاوارتر از دیگران است چرا که او به کمال انسانیت رسیده بود که خونش خون خدا بود. و باز هم اگر خواستی گریه کنی برای شهیدان گمنام گریه کن.
پدر و برادر و خواهرانم و زن برادرم و دیگر فامیل ها آنچه از مادرم طلب کردم درباره ی همه شما نیز صدق میکند ولی پیشنهاد دیگر مرا بپذیرید و آن اینکه این مرد بزرگ، این ابرمرد تاریخ، این روح خدا خمینی رهبر کبیر جمهوری اسلامی که تنها و یکه با پشتیبانی جوانان و یاران خدا بر قلب آمریکا تیری زده که جهان به لرزه درآمده قدر او را بدانید و از شما خانواده ی مهربان می خواهم که بعد از شهادتم تمام دارایی هایم را جمع کرده و همچنین مغازه ام را بفروشید پس از دادن خمس و زکات آنها باقیمانده را به حساب دولت جمهوری اسلامی ایران واریز نمایید. خانه ام را به مسعود می دهم و از او میخواهم اقساط ماهانه ی مرا بپردازد.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
ناصر قدیانی.

🥀روحش شاد و یادش گرامی باد.

#با_لاله_ها ١١١

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *